عصمت شیخ مؤمنی در جوانی زرقوبرق زندگی اشرافیاش را کنار میگذارد و با احداث مؤسسه خیریه ریحانه النبی (س) در خیابان کلاهدوز تلاش میکند دستگیر درماندگان زیادی باشد.
خانم جان که حدود ۹۰ سال دارد و مدتی میشود میهمان خانه سالمندان است میگوید: من در طول زندگیام غصه زیاد دیدم، اما هیچ کدام را به دلم راه ندادم، از گذشتهها همیشه شاد بودم و با همه مشکلات منطقی برخورد کردم.
سیدهاقدس حقانیموسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی و یک دختر. او نهتنها از پا نیفتاده است، بلکه درکنار مراقبتهای روزانه از فرزندانش، فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش را در پایینخیابان ادامه میدهد.
امیرارسلان پسر واقعی مهربانو نیست، او با مهربانی این بچه را به فرزندی قبول کرده است. تقدیر برای امیرارسلان ششماهه چنین رقم زده بود که در دامان زنی بزرگ شود که مادری را بلد باشد و زندگیاش را وقف طفلی کند که کسی امیدی به زندهماندنش نداشت.
روایت شـــــــما
جمشید منصوریان نخستین شهردار مشهد بعد از انقلاب اسلامی بوده که نقش مهمی در عبور از بحرانهای شهر داشته است. ایشان همچنین مجری طرح ساختمانهای ششصد دستگاه بودند. پیشنهاد میکنم با ایشون گفتگو کنید.
