اگر پسرم در سن کودکی فوت نمیکرد و از غم هجران فرزندم به سرطان مبتلا نمیشدم، هیچوقت یاد حسین(ع)، جانم را آرام نمیکرد و هیچگاه عزم خود را جزم نمیکردم که برای عرض ارادتم به ابا عبدالله (ع) دیگ دیگچه بار بگذارم.
بانوان محله سیسآباد، برای شناسایی ظرفیتهای مردمی درِ خانه همه اهالی را میزنند. این کار برای اهالی محله معنایی فراتر از یک رفتوآمد معمولی پیدا کرده است؛ نشانهای از توجه، همدلی و حواسی که به زندگی همسایهها جمع است.
در کوچه شهیدتاجری۱۴ هنوز راه و رسم همسایهداری پررنگ است اگر کسی به رحمت خدا برود یا جشن ازدواجی برپا شود، همسایهها بدون کارت دعوت به مراسم میروند و کمک میکنند.
قدمت سکونت نخستین خانوادهها در کوچه دادگر به بیش از چهاردهه میرسد. همسایههایی که فقط در کنار هم زندگی نکردهاند؛ بلکه برای سرسبزی، آبادانی و پیوند بیشتر دلها قدمی برداشتند و درکنار هم، محلهای منسجمتر و گرمتر بسازند.
بزرگ هیئت فاطمیون، حاج آقای علیایی بود که با پسرانش در روز ولادت امام زمان (عج) در سال ۸۶ هیئت را برپا کرد و از آنجا که دوستان خوبی بودند و روش دعوت آنها به هیئت جذاب بود، او هم هیئتی شد.
طوبی خانم و همسرش بعد از سالها مستاجری، صاحب خانهای در محله طلاب و خیابان شهید علیمردانی شدند. طوبی از همان سال عاشورا شروع کرد و دیگ شلهزرد که نذر علیاصغر کرده بود با ۳ کیلو برنج بار گذاشت.
کوچه وحدت ۱۹ در پایین خیابان و بهویژه سوپری قدیمی آن، محل بهاشتراکگذاشتن حالها و احوالهاست. خانمهای همسایه در اینجا، اشتراکاتی فراتر از دیوار خانههایشان دارند و آن هم روحیه همسایهمداری است.
در کوچه شهید دهستانی۱۴ اگر کسی بیمار شود، همسایهها به عیادتش میروند و اگر مراسمی باشد، همه برای برگزاری آن پای کار میآیند. اهالی کوچه معتقدند حال خوبشان را مدیون همین مهربانیها و همراهیهای ساده هستند.