روابط بسیار صمیمی و همدلانه همسایهها در کوچه شهیدیوسفزاده۶.۹ در محله مهرمادر، بهویژه میان خانمها را با ساعتی مهمانشدن در منزل بیبیراضیه رباطجزی میتوان فهمید.
این روزها بیشتر از غذا، درس و مشق روی میزهای رستوران حسین بیابانی جریان دارد. او میگوید وقتی متوجه تعطیلی مدارس شده، تصمیم گرفته فضای کارش را دراختیار بچهها بگذارد.
المیرا و همسرش، ۱۶ سال است که زندگی مشترک دارند، اما سه مرتبه بارداری او به سرانجام نرسیده است و جنینها در هفته ششم بارداری، سقط میشدند. آنها در جریان جنگ تحمیلی به فکر پذیرش فرزندخوانده نیازمند درمان افتادند!
روایت سه همسایه قدیمی در کوچه آیتالله واعظزاده۳ در بالاخیابان، روایت همسایهداریهای ریشهدار گذشته است؛ رفتوآمدهای سادهای که امروز کمتر دیده میشود، ولی از بیشتر پیوندهای خانوادگی پایدارتر است.
دکتر غلامحسین نوفرستی درحالی آسمانی شد که میراثی از امید برای بیماران سرطانی بر جای گذاشت. او نهتنها در رشته خودش پزشکی حاذق بود، بلکه حمایتهای همهجانبهاش از بیماران باعث شده بود که بسیاری، او را بهعنوان پزشک اخلاق معرفی کنند.
گرداندن فضای کوچک کانون فرهنگی کوثر ، حالا برعهده محمد زارع و کلثوم فاروقی است؛ زوجی که بیهیچ چشمداشت، کانونشان را دراختیار دانشآموزان گذاشتهاند و برای این کار، همه برنامههای قبلی مجموعه را موقتا تعطیل کردهاند.
مرضیه حوتیشاندیز از همان ابتدای شروع خدمت معلمیاش، دل درگرو فعالیتهای جهادی هم داشت. حالا او در روزهایی که مدارس تعطیلاند، در مسجد امامحسین (ع) محله کنهبیست، کلاسهای کمکدرسی رایگان برگزار میکند تا به قول خودش، بچهها از درسها عقب نمانند.
رضا شرفی میگوید: توی دفترم رفتوآمدها را ثبت میکنم به هشتتا که برسد، دور دسته کیف، روبان قرمز میپیچم، یعنی که میهمان امام رضاست و نوبت اصلاح رایگان رسیده است. او پس از ده سال استمرار در انجام این نیت، به آرزوی خادمیاش رسید.
ساکنان خیابان سناباد۱۶ در لحظههای شادی و در زمان سختی، کنار هم میایستند و همین همدلی و همراهی، به این کوچه بنبست، حسی از آرامش و امنیت بخشیده است؛ حسی که شاید در هیچجای دیگر شهر به این اندازه ملموس نباشد.
دکتر سید علیاکبر رزمی متولد سال۱۳۳۵ دارای مدرک دکترای اقتصاد و دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد در رشته اقتصاد، سوابق علمی و مدیریتی زیادی داشت. او سه دوره نماینده مردم مشهد در شورای اسلامی شهر بود.