دکتر سید علیاکبر رزمی متولد سال۱۳۳۵ دارای مدرک دکترای اقتصاد و دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد در رشته اقتصاد، سوابق علمی و مدیریتی زیادی داشت. او سه دوره نماینده مردم مشهد در شورای اسلامی شهر بود.
مصطفی ذاکرخادر که نیمی از عمر چهلوهفتسالهاش را در مسیر امداد و کمکرسانی گذرانده است، در جنگ تحمیلی سوم، روزهای پرفشاری را در تهران سپری کرد و زیر بمباران، پای هموطنانش ایستاد و دست یاریاش را بهسوی آدمهای زیر آوار گشود.
گروه جهادی «رهبر شهیدم» برای بازسازی واحدهای آسیبدیده از جنگ تحمیلی عازم شدهاند. تشکیل این گروه چندصدنفری حاصل طرح و ایده دو برادر از مشهد است که تعدادی دانشجو، طلبه و هنرمند و کارگر را همراه خود کردهاند.
در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی سیدسعید طباطبایی که اصالتا اهل نائین بود، بخشی از املاک و داراییهای خود را وقف مسجد جامع گوهرشاد کرد. او بخشی از املاک خود در اصفهان را فروخت و در مشهد خریداری کرد.
محمد صبورینژاد ۲۲ سال از عمر پنجاهسالهاش را در راهی گذرانیده که سوای نانآوری برای خانوادهای پنجنفره، رنگوبوی خدمت به خلق خدا را دارد و همچنان از خودرو و هنر رانندگیاش برای خدمت به جبهه انقلاب، استفاده میکند.
آن اوایل که کارهای جهادی گروه خیراندیش حضرت زینب(س) کلید خورد، بهاندازه فراهمکردن این جهیزیه که دستکم ۱۰۰میلیونتومان ارزش دارد، نبود. بیبیاحترام ساقی، مسئول گروه میگوید: راستش ما کارمان را با ذبح یک مرغ شروع کردیم.
سیداسعد فیض معلمی است که در روستاهای بخش تبادکان ایستگاه مطالعه و کتابخانه ایجاد کرده و اردوهای مشترک فرهنگی بین روستاها برگزار کرده است. گرفتن سهمیه ثابت روزنامه از دیگر کارهای اوست.
علی سجادیمنش یکی از مشهدیهایی بود که غیرت و دغدغه خدمت، او را از شهر خودش بیرون کشاند و به صف جهادگران پایتخت رساند. او ترجیح داد به جای دید و بازدیدهای نوروز، ۱۰ روز از تعطیلاتش را در تهران بگذراند.
با گذشت چندین دهه از فوت بزرگ خاندان کسرایی هنوز هم خیابان جهاد ۵ با نام آنها شناخته میشود. خاندانی که توسعه و آبادی زمینهای انتهای خیابان آخوندخراسانی را با خیابانکشی و پیادهروسازی هایشان رقم زدند.
عشق آقارضای رحمتی به خادمی ثامنالحجج (ع) چنان پرشور بود که سایر اعضای خانوادهاش را هم دربرگرفت تا آنجاکه همسرش برای خادمی حرم اقدام کرد و حالا چندسالی هست که فرزندانش نیز در حرم رضوی اجرا میکنند.