
سمنو نماد همدلی اهالی محله وکیلآباد است
پخت سمنو یکی از آداب دیرینه ایرانیان در روزهای نزدیک به نوروز است که بیش از یک دهه است در آستانه نوروز در منزل حاج خانم مشمولی، از اهالی محله وکیل آباد برگزار میشود.

سختیهای یک ویلچرنشین در خیابانهای مشهد
تصمیم گرفتیم یک روز، روی ولیچر بنشینیم و یک معلول را در انجام کارهای روزانهاش همراهی کنیم. پس مثل علیرضا، مصاحبهشوندهمان، شدیم و حتی دقیقهای از ویلچر جدا نشدیم.

برای بیدار شدن وقت سحر آیه ۱۱۰ سوره کهف میخواندیم
از برادرم پرسیدم چطور برای اذان صبح بیدار میشوی؟ جواب داد: آیه ۱۱۰ سوره کهف را میخوانم تا برای سحر، مناجات و اذان بیدار شوم، بزرگتر که شدم، خودم هم برای اینکه بهموقع بیدار شوم، این آیه را میخواندم.

با یک مشت خرخاکی در لحظه تحویل سال ثروتمند میشدیم!
انیسآغا درباره رسوم نوروزی مردم مشهد در قدیم میگوید: عدهای لحظه سالتحویل سکهای، یا چند دانه برنج یا یک گوخدا (خرخاکی)! در مشت میگرفتند یا کله جوجهخروس در جیب میگذاشتند تا ثروتمند شوند.

برای آجیل شب عید تخمه هندوانه تف میدادیم
محترم مشهدی مادربزرگ مهربان محله عبادی میگوید: برای آجیل شب عید دانههای زردآلو و تخمههای هندوانه و خربزه را تف میدادیم و در کنار خرما و کشمش به عنوان آجیل شب عید استفاده میکردیم.

رسم بود که تخممرغ هفتسین را روی آینه میگذاشتیم
صدیقه دائمینژاداز رسوم نوروزی قدیم میگوید: رسم بود که روی آینه تخممرغ میگذاشتیم و میگفتند همراه با چرخش آنها سال هم تحویل میشود. غیر از اینها چند روز مانده به عید، «خلوک» با آرد درست میکردیم.

معصومه بیتالامانی متولد اول فروردین ۱۳۰۰ است
بانوی سرزنده محله فرهنگیان ۹فرزند، ۳۹نوه، ۴۱نتیجه و ۴نبیره دارد. او در بین اعضای خانوادهاش به چند اسم صدا زده میشود. همسر مرحومش او را «ننه حسین» صدا میزده؛ بچههایش «مامان»، عروسها و دامادها «حاج خانم» و نوهها و نتیجهها «مادربزرگ».

هفت خان پخت یک «سین» به روایت سمنوپز قدیمی مشهد
محرمعلی سعادتی میگوید: از «ب» بسمالله یعنی خیس کردن گندمها تا «نون» پایان سمنوپزی که کوبیدن جوانههای گندم و به پا کردن دیگ است، ۱۲ تا ۱۵ روز زمان میبرد و در تمام این مدت، انواع دعا و سورههای قرآن پای دیگ خوانده میشود.

اشرف بنایی هرسال شب عید سمنوپزان دارد
بسیاری از خانمهای محله رازی، اشرف بنایی را میشناسند و هرساله پای سفره هفتسینشان، سمنوی دستپخت او را میگذارند.

با گازکشی خانهها، گرمابه گلبهار تعطیل شد
پدر و مادر شهید علینژاد حدود چهل سال در گرمابه گلبهار کار میکردند. گرمابهای که حالا دیگر به تاریخ پیوسته است. انگار چیزی روی دل مادرشهید سنگینی میکند، اما لب از لب نمیگشاید. میترسد حرفهای کهنه، نو شوند.