زندگی عاشقانه با چشمان بسته اما قلبی فراخ
اکرم حمیدنژاد و رضا اخترشناس زوج نابینایی هستند که سالها است کنار هم خوش و خرم زندگی میکنند. آنها به درستی نمونه یک ازدواج آسان را معنا میکنند که این روزها کمتر در بین جوانان خریدار دارد.
نوجوانی حاجعلي مرادي در زمان احمدشاه گذشته است
نامش حاجعلي مرادي است. او میگوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضاشاه باب شد. اما آنطوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجوانياش را در زمان احمدشاه گذرانده و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
خاطرات میترا ارزمانزاده با محلهاش گره خورده است
محله امامخمینی(ره) برای میترا ارزمانزاده فقط یک محل سکونت نیست. حالا هجده سال از زمانی که میتراخانم بهواسطه ازدواج ساکن محله شده میگذرد و به یکی از چهرههای شناختهشده تبدیل شده است.
ما در پرجمعیتترین کوچه محله شهیدمعقول بزرگ شدیم
زهرا سلیمانشاهی تعریف میکند: خانه ما در پرجمعیتترین کوچه محله قرار داشت؛ کوچه شهید موسوینژاد۲۴ که آن زمان همه آن را به اسم «میلان۱۲» میشناختند. عصرها کار ما بچهها بازیکردن کنار در چوبی باغ بود.
نخستین باغوحش مشهد با یک کلاغ آغاز شد!
داستان حیواندوستی محمدرستمی باعث شد تا سال۱۳۳۹ که اولین باغوحش مشهد را در خواجهربیع بنا كرد و تا لحظه مرگ هم در میان حیوانات زندگی خویش را گذراند.
همراه با ماریانا، از رومانی تا مشهد
ماریانا تا ۱۶ سال پیش در کشورش رومانی زندگی میکرد، مادرش استاد دانشگاه در رشته پزشکی بود که یکی از بهترین دانشجویانش جوانی ایرانی بود به نام غلامعلی که مارایانا را خواستگاری میکند. آنها ازدواج میکنند و بعد از ۹ سال به ایران میآیند.
حرم رفتن با خط۱۲ بهترین تفریح ما بود
زهرا فاطمی میگوید: اوایل که اینجا آمده بودیم، بهخاطر دوری از حرم خیلی ناراحت بودم اما بعدها شنیدم ایستگاه خط۱۲ در مسیر حرم تا وکیلآباد، تنها اتوبوس شبانهروزی شهر، نزدیک خانه ماست.بارها سحرها از این ایستگاه، راهی حرم شدهام.
فروشنده توانیاب میدان شریعتی عاشق ارتباط گرفتن با مردم است
شاید بارها برای علی مُرگانی که بیماری cp یا همان فلج مغزی کنترل حرکتیاش را مختل کرده، نزدیک میدان شریعتی در محله احمدآباد در حالی که کاغذهای تبلیغاتی مغازهها را به دست مردم میدهد، دیدهاید.
جدال شبانه عظیم پهلوان با کولاک
خاطره عظیم پهلوان، روایت مردی است که به شوق دیدن همسر و فرزند خردسالش، دل به جادهای سپرد که کم مانده بود در آن، جانش را به خطر بیندازد. او تا سال۶۲ در همان روستا زندگی میکرد و بعد از آن به مشهد آمد.
همسایهها در محله کویسلمان دلیل حال خوش هم
اینجا کوچه شهیدحسین طهانطرقی در محله کوی سلمان است. کوچهای که حداقل نیمی از ساکنانش از روزهای اول ساخت این معبر همسایه بودهاند. اینجا آدمها جور دیگری هوای هم را دارند، درست مثل قدیم.