اهــــــالی شهر
img-profile-author
نیاز درخشی، همسایه پسرشهیدش شد
حسین درخشی، معروف به «آقانیاز»، پدر شهید علی اکبر درخشی که راوی روز‌های انقلاب در محله کوی سلمان بود به فرزند شهیدش پیوست.
img-profile-author
شیرینی زندگی با ده نوه
سیدمحمد حسینی شاه نشین سفلی پدربزرگ ۶۳ ساله محله جلالیه، خانواده را بزرگ‌ترین سرمایه عمرش می‌داند.
img-profile-author
همسایه‌هایی برای روز‌های سخت
در کوچه شهید فارسی ۵، همسایگی فقط به سلام و احوالپرسی‌های روزمره خلاصه نمی‌شود. سال‌هاست ساکنان این کوچه در روز‌های مختلف، از دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گرفته تا اتفاقات امروز، کنار هم ایستاده‌اند.
img-profile-author
ماجراهای حمام عمومی حسن‌گاوی در خاطرات حوا حسن‌زاده
حواخانم تعریف می‌کند: یک‌بار بعد از استحمام بغچه را باز کردم، دیدم چادرم نیست. یک نفر چادر من را به‌اشتباه برده بود. با چشم گریان به جامه‌دار گفتم اگر بدون چادر بروم خانه، شوهرم من را می‌کشد! او هم چادرش را داد و گفت دفعه‌ بعد برایم بیاور.
img-profile-author
کودکی تا بزرگ‌سالی‌ رضا خوش‌طینت در محله کلاته‌برفی گذشت
رضا خوش‌طینت می‌گوید: آسیاب آبی در شاهنامه ۱۰، آرد مرغوبی تولید می‌کرد و افراد زیادی از روستا‌های اطراف، گندم خود را به این آسیاب می‌آوردند. نزدیک آسیاب هم کسانی بودند که آرد را نان می‌کردند و همیشه تکه‌نان داغی به ما بچه‌ها می‌دادند.
img-profile-author
داستان زندگی ساقی شیشه که یک تصادف سر به راهش کرد
برای خرید مواد پیش دکتر به جاده کلات رفته بودم. ۵۰ گرم کریستال و ۲۵ گرم شیشه به‌همراه داشتم. مامور‌ها دنبالم کردند. روی موتور بودم. فکر کنم با ۱۲۰ کیلومتر سرعت حرکت می‌کردم.
img-profile-author
ماجرای کودکی که ۱۸ مادر داشت
نوزاد رها شده در بیمارستان هفده شهریور مورد حمایت پرستاران و کارکنان بیمارستان قرار می‌گیرد و به جای داشتن یک مادر در مدت بستری در بیمارستان ۱۸ مادر دلسوز داشت که در هر لحظه مراقبش بودند.
img-profile-author
روایت اولین فروش کالا به نظامیان محله کوی پلیس
خاطره سیدهاشم حسینی به دوازده‌سالگی‌اش برمی‌گردد که هر بار که از روستا می‌آمد، برای فروش بار، اول به‌سراغ یکی از مغازه‌دارها که آشنایش بود، می‌رفت. گاهی به مغازه‌داران خیابان شهیدعرفانی می‌فروخت اما میان همه رفت‌وآمدهایش، یک روز بیشتر از همه در ذهنش مانده است.
img-profile-author
مریم دهقان بین خانم‌های محله پل می‌زند
مریم دهقان می‌گوید: «پاتوق دختران مروارید» را برای جذب نوجوانان به پایگاه راه انداختم. در این سال‌ها همراه همین دختران به دیدار خانواده شهدا می‌روم. یکی از دیدار‌های خاطره انگیزم با خانم‌ام البنین خجسته، مادر شهیدان محمد و غلامرضا سلامی بوده است.
img-profile-author
خاطرات دهه‌شصتی حمید فرهمند در خیابان دادگر رقم خورد
اگر بخواهیم داستان رشد محله تربیت در چهار دهه اخیر را مرور کنیم، قطعا حمید فرهمند یکی از کسانی است که می‌تواند این مسیر را روایت کند. او زمانی را به یاد می‌آورد که هنوز خانه‌ها مثل امروز به سمت آسمان قد نکشیده بودند.
بعدی 2 3 4 5 قبلی