سیدعلی میرمرتضوی در آستانۀ نودودوسالگی عضو هیئتمدیرۀ «ابوالفضلیهای سراب» و عضو هیئتمدیرۀ هیئت «جاننثاران حضرت زهرا (س)» هفدهشهریور و یکی از مؤسسان خیریۀشان است.
امیراحمد عطامنش متولد محله احمدآباد است و دوران کودکیاش را در دهه ۵۰ در کوچههای بولوار رضا گذرانده. هرچند او این روزها دیگر ساکن این محله نیست، هنوز دل درگرو خاطرات گذشته و بازیهای کودکانهای که با همسنوسالانش داشته، دارد.
زهرا زارعی از گذشته محلهای میگوید که امروز خیلی تغییر کرده است. قدمزدن همراه با او در محله سیدرضی، به ما صفهای طولانی دهه۶۰ و ۷۰ و صمیمیت اهالی برای پیشرفت محله را بهخوبی یادآوری میکند.
در محله آبشار سر که بچرخانی، همهجا برج و مجتمع مسکونی است که روی هم سوار شده! در یکی از همین آپارتمانها در کوچه نماز ۲۷ همسایههایی زندگی میکنند که پایه رفاقتی چندساله هستند. آنها هرکدامشان بهتنهایی رفاقت را در محل سکونتشان گسترش میدهند.
در محل نوده بین شافعی ۹ و ۱۱ باغی دوهکتاری با دیوارهای بلند به نام «باغ نو» بود؛ مردهای محله، عصر روزهای گرم سال، در این باغ «توپوچوب» بازی میکردند.
شهید جواد اسماعیلپورطرقی که ۹ سال مفقودالاثر بود در وصیت نامه خود نوشته است: از برادران و خواهران خویش میخواهم در شهادتم گریه نکنند. شاد باشید که من با عروس زیبای شهادت، ازدواج کرده و به آرزوی دیرینه خود رسیدهام.
محمود حسنزاده که چهار دهه عمرش را در حاجیآباد زندگی کرده میگوید: درختان توت حاجیآباد در بهار طرفداران بسیاری داشت. آنها که از شهر میآمدند، نمیتوانستند از درست بالا بروند و به من و چندتا از بچهها برای توت تکانی ۱۰تومان دستمزد میدادند.
جواد علیزاده میگوید: تهپل محله را خیلیها به نام «محله ترکها» میشناسند. قصهاش به سالهایی برمیگردد که ایرانیان ساکن آنسوی مرزهای شوروی به کشور برگشتند. هنوز هم طعم آن پلوقیمهها و نذریهای سخاوتمندانه ترکزبانهای محله زیر زبانم میآید.
خیابان نوزدهبهمن یک هنوز خیلی از خانههای ویلاییاش را حفظ کرده و همین هم باعث شده که همسایهها مراودات زیادی با یکدیگر داشته باشند. قرارداشتن مسجد امام حسنمجتبی (ع) در نبش این خیابان، آن را به کانونی برای ارتباط همسایهها تبدیل کرده است.