در کوچه امامت۱۳، کم نیستند همسایههایی که نامشان به نیکی یاد میشود. وجود مسجدی در محله، موقعیت خوبی بوده است که آشنایی و دوستی همسایهها از آنجا شکل بگیرد؛ همسایههایی که در هیچ شرایطی از حال هم بیخبر نیستند.
هنوز هم در برخی مجتمعها، همسایههایی زندگی میکنند که رسم همدلی را زنده نگه داشتهاند. یکی از این نمونهها، مجتمع مسکونی واقع در کوچه نماز۲۷ در محله آبشار است، جاییکه ارتباط و همدلی بین بسیاری از ساکنانش همچنان جریان دارد.
خاطره عظیم پهلوان، روایت مردی است که به شوق دیدن همسر و فرزند خردسالش، دل به جادهای سپرد که کم مانده بود در آن، جانش را به خطر بیندازد. او تا سال۶۲ در همان روستا زندگی میکرد و بعد از آن به مشهد آمد.
اینجا کوچه شهیدحسین طهانطرقی در محله کوی سلمان است. کوچهای که حداقل نیمی از ساکنانش از روزهای اول ساخت این معبر همسایه بودهاند. اینجا آدمها جور دیگری هوای هم را دارند، درست مثل قدیم.
مهدی عزتیان هیچوقت فکرش را هم نمیکرد که برادر کوچکش حسین، شهید شود، هرجا او بود، خنده و شوخی و لبخند هم بود. حسین عزتیان در منطقه بانه با گلوله مستقیم دشمن به شهادت رسید.
به قول آقامحمود، خانه پدربزرگ مثل دفتر کاهی قدیمی بود که عطر و بوی خاصی میداد و هر گوشهاش از دستخط خاطرات کودکی نوههایش پر شده بود. او خاطره آخرین آدم برفی که درکنار پدربزرگ درست کرد، را فراموش نمیکند.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زنهایی است که با خاطرات زندگی کردهاند.






