فرامرز نهاوندی؛ یاور همیشگی فوتبال مشهد بود
حسین نخعیشریف| شکست و ناکامیهای پیاپی فوتبال استان در مسابقات کشوری در دهه ۳۰، محمدتقی جعفریان، رئیس وقت تربیتبدنی خراسان، و مهندس گودرزی، رئیس هیئتفوتبال استان، را به فکر جوانگرایی انداخت. گودرزی با اتکا به ورزش مدارس، تعدادی از آتیهسازان فوتبال را انتخاب کرد و سکان تیم را به کاظم میلانیان سپرد تا با تمرینات منظم، جوانانی، چون حشمت مهاجرانی، کیوان اعتمادی و سیدمهدی قیاسی را روانه مسابقات کشوری کند.
در این میان، جوان خوشقدوقامتی به نام فرامرز نهاوندی هم حضور داشت که فوتبالش به دل مینشست. قامت بلند و ترکهای فرامرز، جان میداد برای دفاع میانی و سانترفوروارد، اما خودش دوست داشت در پست دفاع به میدان برود.
متولد انزلی، بزرگشده مشهد
فرامرز نهاوندی بیستونهم آذر ۱۳۱۷ در محله کلویر انزلی به دنیا آمد. سهساله بود که به اقتضای شغل پدرش روانه مشهد شد. در دبیرستان، فوتبالش به چشم آمد و در مسابقات آموزشگاههای مشهد، با تیم دبیرستان داورپناه خوش درخشید.
او با وجود سن کمش، بهدلیل شخصیت خاص فردیاش، تیمی محلی به نام شهرام تشکیل داد و در مسابقات دستجات آزاد مشهد با کمترین امکانات شرکت کرد. جعفریان که عشق و علاقه بازیکنان را دید، با اینکه تیمشان در مسابقات مقامی کسب نکرده بود، چند توپ استاندارد فوتبال به آنها هدیه داد تا در پوستشان نگنجند. زندهیاد فروهر، صاحب داروخانه شاهرضا، هم که از علاقهمندان فوتبال بود، برایشان کفش مناسب تهیه کرد تا همهچیز برای بزرگیشان فراهم شود.
درخشش نهاوندی در مسابقات آموزشگاهها و جوانان مشهد مصادف شد با پوستاندازی فوتبال خراسان، تا اینگونه فرامرز نهاوندی در هجدهسالگی لباس منتخب مشهد را بر تن کند.
درخشش در تاج مشهد
تاج و شاهین پیش از سال ۱۳۳۷ در مشهد تشکیل شده بودند، اما در این سال رسما زیرمجموعه این دو باشگاه در پایتخت قرار گرفتند و همین باعث تغییرات ویژه در این دو تیم شد تا فرامرز نهاوندی لباس بنفش تاج را بپوشد و همراه حشمت مهاجرانی قلب دفاع این تیم را بیمه کند.
حضور فرانک مساروش، مربی مجاری تیمملی، در مشهد به مدت یکماه در همین سال، باعث شد سی بازیکن مشهدی با تمرینات روز فوتبال آشنا شوند. مساروش سبک بازی فرامرز را کاملا متحول کرد و با تمرینات ویژه از او یک دفاع مستحکم ساخت.
فرامرز نهاوندی برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دانشسرای عالی، آموزش تربیتبدنی دید. او در تهران با تیم دانشسرا در مسابقات شرکت کرد و سال ۱۳۴۲ با این تیم قهرمان آموزشگاهها و مدارس عالی تهران شد. بازیهای او در این مسابقات توجه مدیران تیم شاهین تهران را جلب کرد، اما وابستگی شدیدش به خانواده باعث شد به محض پایان تحصیل، به دیار خودش برگردد.
خراسان در آن سالها در مسابقات قهرمانی کشور که بهصورت متمرکز انجام میشد، همواره شرکت میکرد و فرامرز نهاوندی یار ثابت این تیم بود؛ افتخاری که تا آخرین دوره این مسابقات در سال ۱۳۴۷ نصیبش شد و با پایان این مسابقات و شروع لیگ منطقهای، نهاوندی هم کفشها را آویخت.

دوران قضاوت
با توجه به خصوصیات فردی و قاطعیت خاصش، خیلی زود در داوری چهره شد؛ بهطوریکه مسابقات مهم را در عین جوانی به او سپردند. طیکردن دوره آموزشی فشرده در سال ۱۳۵۲ زیر نظر مدرس انگلیسی، باعث شد قضاوتهای کشوری نیز به او سپرده شود.
نهاوندی در دومین و سومین دوره مسابقات جوانان کشور نماینده داوری استان بود و قضاوتهای بینقصش زبانزد شد. نهاوندی البته بهدلیل اشتغالش در آموزشوپرورش، در نقش مربی، سرپرست و مسئول برگزاری مسابقات هم نقشآفرین بود و همین چندگانگی باعث شد در داوری به حقش نرسد.
دوران کوتاه مربیگری
سال ۱۳۵۶ درحالیکه ابومسلم در لیگ دوم تختجمشید توپ میزد و محسن حاجنصرالله از هفته هفتم این تیم را رها کرد و به تهران رفت، نهاوندی سکاندار موقت این تیم شد، اما چنان خوب نتیجه گرفت که تا پایان مسابقات در این تیم ماند و تیمش را هم با شایستگی تمام به دستهاول رساند؛ هرچند در پایان از او قدرشناسی کافی نشد تا همواره از آن با تلخی یاد کند.
با توجه به خصوصیات فردی و قاطعیت خاصش، خیلی زود در داوری چهره شد و مسابقات مهم را به او سپردند
نهاوندی به نظم و انضباط بسیار مقید بود و درحالیکه ابومسلم سخت در رقابت صعود با سپیدرود رشت و رستاخیز خرمشهر بود، در یکی از بازیهای مهم، پنج بازیکن اصلیاش را که زیادهخواهی کرده بودند، بهرغم اصرار مالک باشگاه، کنار گذاشت تا نظم را فدای نتیجه نکند و البته خدا دوستش داشت که تیمش در آن بازی نتیجه گرفت.
او در تیمهای مختلف به انتقال تجربه پرداخت که اوج آن سال ۱۳۶۴ با تیم هواپیمایی در مسابقات باشگاههای مشهد بود. او یک تیم خسته و بیروحیه را که در معرض سقوط بود، تحویل گرفت و در پایان تیمی مدعی را تحویل داد.
عضویت در هیئتفوتبال استان
فرامرز نهاوندی سال ۱۳۵۰ به عضویت هیئترئیسه هیئتفوتبال خراسان درآمد و سال ۱۳۵۲ نیز رئیس کمیته مربیان هیئت شد. او پس از انقلاب اسلامی در هیئتفوتبال کنار یار دیرینش، مهدی قیاسی، با کمترین امکانات به خدمت پرداخت و در روزهای خاص کشور، در نقش آچارفرانسه، نگذاشت چراغ کمسوی هیئتفوتبال خاموش شود.
او با جدیت تمام در کنار حاجمهدی به چاپخانه میرفت و بلیت سفارش میداد و توزیع میکرد. حتی از خطکشی دور زمین هم ابایی نداشت. او که پس از ۳۳ سال خدمت از آموزشوپرورش هم بازنشسته شده بود، روزی که دوستان و همکارانش در هیئتفوتبال ناجوانمردانه ضدش صحبت کردند و برای اینکه نامزد خودشان رئیس کمیته داوران شود، او را فردی خشک و خشن خطاب کردند، چنان دلش شکست که دیگر پایش را هم به هیئتفوتبال و سعدآباد نگذاشت و حتی برای دیدن بازی فرزندانش هم به ورزشگاه نرفت.
دوران خانهنشینی
فرامرز نهاوندی در روزهای سخت بدون فوتبال، کاملا تنها بود و جز چند نفر از شاگردانش، بقیه سراغی از او نمیگرفتند و البته خودش هم تمایلی نداشت.
مرحوم کاظم غیاثیان تنهاشاگردش بود که همیشه تلفنی احوالش را جویا میشد. قیاسی و مهاجرانی نیز دو یار دیرینش بودند که یکی حضوری و دیگری از راه دور سراغش را میگرفتند. سال ۱۳۸۷، هنگامی که امکان حضور حشمتخان در ایران فراهم شد، در اولین روزهای ورودش به ایران، روانه مشهد شد و به منزل یار دیرینش رفت و عجیب با نهاوندی خاطرهبازی کردند.
یکماه بعد که فرامرز نهاوندی در بیمارستان بستری شد، درحالیکه همسر و فرزندانش را بهسختی میشناخت، بارها از مهاجرانی و خوشی آن دیدار آخر گفت. نهاوندی نوزدهم دی ۱۳۸۷ آسمانی شد.
* این گزارش چهارشنبه ۱۷ دیماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۷۰ روزنامه شهرآرا صفحه ورزشی چاپ شده است.
