کد خبر: ۱۴۲۱۸
۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
خانواده هاشمی کتاب تعلیمات اجتماعی را زندگی می‌کنند

خانواده هاشمی کتاب تعلیمات اجتماعی را زندگی می‌کنند

خانواده هاشمی‌کتاب تعلیمات اجتماعی دوران ابتدایی را که یادتان هست؟! درست حدس زدید؛ این‌بار خانواده هاشمی‌مصداق عینی پیدا کرده است و البته هم‌محله‌ای ما در محله امام خمینی(ره) مشهد به شمار می‌آید.

احمد پورمنفردی| دور و برمان را که خوب نگاه کنیم افراد موفق زیادی را می‌بینیم. رسیدن به این موفقیت‌ها عوامل بسیاری دارد که یکی از آنها خانواده است. بیایید خانواده‌ای را در نظر بگیریم که همه اعضای آن با کمک هم به اهداف خود می‌رسند. اینکه چطور مسیر موفقیت را پله‌پله طی می‌کنند و با همراهی همدیگر این مسیر را می‌پیمایند، شاید سؤال هر یک از ما، هم‌محله‌ای‌های خانواده هاشمی، باشد. 

خانواده هاشمی‌کتاب تعلیمات اجتماعی دوران ابتدایی را که یادتان هست؟! درست حدس زدید؛ این‌بار خانواده هاشمی‌مصداق عینی پیدا کرده است و البته هم‌محله‌ای ما در محله امام خمینی(ره) مشهد به شمار می‌آید. امروز به سراغ این خانواده محله می‌رویم که پدر و مادر با چهار فرزندشان یک تیم موفق را تشکیل داده‌اند.

پدر و مادر خانواده: قرآن و تربیت سالم فرزندان

رقیه‌سادات علوی ۴۷ ساله، مادر مهربان این خانواده موفق است. این فعال فرهنگی که مربی قرآن در طرح خادمین شهر بهشت هم هست، می‌گوید: از زمان تولدم در خیابان عدل‌خمینی زندگی می‌کردم ولی بعد از ازدواج به علت شغل همسرم به صورت دوره‌ای چند سالی در شهر‌های دیگر سکونت داشتیم. این بانوی نمونه محله ما ادامه می‌دهد: تحصیلات سطح یک حوزه علمیه را در بوشهر گذراندم و هم‌اکنون در پایگاه فاطمیه مسجد فاطمیه عضویت دارم.

او نقش خانواده‌ها را در تربیت فرزندانشان بسیار بااهمیت می‌داند و بیان می‌کند: الگو قراردادن قرآن در تربیت فرزندان از مهم‌ترین عوامل داشتن فرزندانی سالم است. سیداحمد هاشمی بازنشسته نیروی هوایی است؛ پدر ۵۵ ساله‌ای که در روز‌های بازنشستگی‌اش بیشتر به امور خانه می‌پردازد. این بهترین فرصت است که بچه‌ها از وجود پدر استفاده کنند و از هنر‌هایی که از او یاد گرفته‌اند، خوشنویسی خط تحریری است.

 

بچه‌های خانواده؛ نتیجه یک تربیت سالم

محمدامین ۲۹ ساله و دانشجوی ارشد روابط بین‌الملل، فرزند ارشد خانواده است که علاوه بر تحصیل، احادیث امامان را به انگلیسی ترجمه می‌کند. فاطمه تنها دختر خانواده هم دانشجوی حقوق است و در کنار مادرش در برنامه‌های قرآنی شرکت می‌کند و به‌عنوان مربی به بچه‌ها آموزش می‌دهد.

 

محمدحسین و محمدجواد؛ حافظ و قاری قرآن در محله

خیلی‌ها فکر می‌کنند این دو برادر آخر، دوقلو هستند، چون همیشه و همه جا با یکدیگرند و هدف‌هایشان هم یکی است، اما اختلاف سنی اندک آنها را نباید از قلم انداخت. هر دو حافظ یک جزء قرآن هستند و در جشن‌های محلی میدان ۱۵ خرداد و کوهسنگی حتما آنها را در حال اجرای برنامه دیده‌اید.

این دوبرادر در مسابقات نیروی هوایی ارتش توانستند در سه رشته ترتیل، قرائت و حفظ مقام اول را کسب کنند

محمدحسین که کلاس اول راهنمایی را با معدل ۱۹ و ۹۸ صدم پشت سر گذاشته است، می‌گوید که می‌خواهد تا پنج‌سال دیگر حافظ کل قرآن شود؛ کاری که محمدجواد قول داده است سه‌ساله انجام دهد. این دو برادر در مسابقات زیادی هم شرکت و مقام کسب کرده‌اند. اتفاقا آخرین مسابقه هم که ابتدای تیرماه امسال برگزار شد، مسابقات نیروی هوایی ارتش بود که توانستند در سه رشته ترتیل، قرائت و حفظ مقام اول آن را کسب کنند.

 

وقتی دو برادر رقیب قرآنی می‌شوند

مادرشان می‌گوید: توانایی این دو برادر باعث شده که در بیشتر مسابقات رقیب هم باشند. برای همین ما تصمیم گرفتیم هر کدام از آنها را فقط در یک رشته ثبت‌نام کنیم. او این را هم می‌گوید که قرائت قرآن در حرم و خواندن صلوات خاصه از دیگر افتخارات این دو برادر است.

آنها علاوه بر اینکه خودشان در حال آموزش‌دیدن هستند موفق شده‌اند مدرک سطح ۳ مربیگری را دریافت کنند و به بچه‌های دیگر که به‌اصطلاح تازه‌وارد هستند، آموزش بدهند. گلایه این دو برادر از نبودن ترجمه قرآن به زبان کودکان است تا برای آنها فهم‌پذیر باشد و بتوانند علاوه بر روخوانی قرآن از معانی آن هم استفاده کنند.

 

فعالیت‌های ورزشی و هنری

محمدحسین دستی هم در هنر دارد و گهگاهی هم برای دلش نقاشی می‌کشد. چندبار هم در مسابقات مختلف مقام کسب کرده است. دو برادر عضو گروه سرود دبستانشان هم بوده‌اند که محمدحسین در این گروه نقش تک‌خوان را برعهده داشته است.

محمدجواد و محمدحسین به دلیل نبود امکانات ورزشی در محله‌شان مجبور هستند در خانه بمانند و پلی‌استیشن بازی کنند. آنها می‌گویند گاهی در کوچه با بچه‌های محل فوتبال بازی می‌کنیم که به علت تردد ماشین‌ها خطر تصادف وجود دارد. کاش محله زمین ورزشی داشت که می‌شد در آن بازی کرد.

 

شاید کارمند بانک، شاید کارمند وزارت امور خارجه

«بابا می‌گه من از همین حالا سفارش دادم تابلوی جلوی در مطبت رو بسازن، اما من دوست دارم کارمند بانک بشم». اینها عباراتی است که محمدجواد می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بابا گفته از یک قرون تا ۱۰۰ هزار تومن هر چی بخوای برات می‌خرم، چون پسر درس‌خون و مودبی هستی. الانم برام پلی‌استیشن خریده. جایزه بعدی می‌خوام یه جوجه خوشگل باشه».

محمدحسین هم چند شغل را به ترتیب اولویت در نظر گرفته است که نخستین آنها پزشکی است. می‌گوید اگر پزشکی نشد دوست دارد یا در اکیپ بررسی صحنه جرم مشغول به کار شود یا به کار قلم‌زنی روی فلز بپردازد و در نهایت اگر همه اینها نشد، حتما سری به وزارت خارجه می‌زند و آنجا میزی برای خودش دست‌وپا می‌کند.

در پایان علوی می‌گوید نیازی نیست والدین بچه‌ها را برای آموزش در کلاس خاصی ثبت‌نام کنند، چون خانواده بهترین مدرسه برای آنهاست؛ البته اگر والدین وقت کافی را به این کار اختصاص دهند.

 

*این گزارش سه شنبه، ۲۰ تیر ۹۱ در شماره ۱۲ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44