مسجد فاطمهالزهرا(س) دوباره پذیرای اهالی شد
مسجد فاطمهالزهرا (س) محله دانشآموز این روزها حال و هوایی متفاوت دارد؛ در آستانه فرارسیدن ماه مبارک، بوی خانهتکانی در این مکان مذهبی پیچیده است. در فضای مسجد هنوز رد سیاهی و شعله آتش و تخریبها بر در و دیوار پیداست. بنای مسجد دوباره با دستهای یاریگر مردم جان گرفته است؛ مردمی که نگذاشتند چراغ این خانه خاموش بماند.
همه پای کار آمدند. از پیرمرد و پیرزنی که فرش خانهشان را آوردند و به زیرپای نمازگزاران انداختند تا همسایههایی که با ذوق، چندجلد قرآن و مفاتیح نو جایگزین کتابهای سوخته کردند؛ از بانوانی که چادر و سجاده از خانه آوردند تا دانشجویان جهادگری که آستین همت بالا زدند و سختترین بخشهای کار را به دوش کشیدند.
این روزها دیوارهایی که آثار تعرض هفتههای گذشته را بر تن داشت، زیر ضربههای قلم مو و بوی گچ تازه، رنگ آرامش گرفته است. سیاهیها زدوده شده و جایش سفیدی نشسته است. گویی خود مسجد هم امسال برای میزبانی از ماه مهمانی خدا، لباس نو پوشیده است.
در این میان، گروههای جهادی بسیج دانشجویی و جمعی از جوانان ناشنوا، بیادعا و خالصانه پای کار آمدند؛ برای آنکه دوباره صدای اذان از بلندگوهای مسجد بلند شده و نماز در مسجد محلهشان اقامه شود.
سرو سامان دادن موقوفه حاج حسین ملک
آغاز قصه مسجد فاطمهالزهرا (س) به سالها پیش برمیگردد. در اواسط دهه ۵۰، قطعه زمینی حدود هزار و چهارصد متر مربع از موقوفات واقف بزرگ، مرحوم حاج حسین ملک، در طرح جامع شهری برای کاربری فرهنگی در نظر گرفته شده بود. زمینی در حاشیه بولوار وکیلآباد، که امروز ورودی بولوار دانشآموز است.
این زمین تا سال ۱۳۵۹ رها شده بود تا اینکه که یکی از اهالی این محدوده به نام حاج آقا ریحانی آستین همت را بالا میزند و دوندگیها میکند تا بالاخره موفق میشود مجوز ساخت مسجدی در این قطعه را بگیرد. قدیمیهای محل میگویند او برای پا گرفتن بنای اولیه حتی باغش در محله هنرستان را فروخته و خرج بالا رفتن دیوارهای بنای اولیه مسجد کرده است.
یکی از معتمدان محله به نام علی تفقدی عابدینی روایت میکند: برای ساخت بنای مسجد قبلی، همه هم محلهایها و کسبه، یدی و مالی کمک کردند. زنها طلاهایشان را دادند و مردها بعد از کار روزانه خودشان لباس عوض میکردند و میآمدند کارگری. کسی برای خانه خدا حساب و کتاب شخصی نداشت. هر کسی هر کاری از دستش بر میآمد، دریغ نمیکرد.
همین حس تعلق بود که مسجد را شلوغ میکرد؛ آنقدر که در نماز جماعتهای دهه ۶۰ مسجد هر کس دیر میرسید، جایی برای ایستادن پیدا نمیکرد و مجبور بود بیرون از مسجد به نماز بایستد.
از راهروهای پرجمعیت تا توسعه ۳۰۰ متری مرحوم میرحسینی، روحانی محله، سالها امام جماعت مسجد بود و قریب به دو دهه مردم محله دانش آموز پشت سرش نماز خواندند.
علی فیضی، عضو هیئت امنای مسجد که از اواسط دهه ۸۰ در این محله ساکن شده، از زبان قدیمیها نقل میکند: استقبال از نماز جماعت و منبر مرحوم میرحسینی آنقدر زیاد بود که دیگر راهروهای مسجد هم جواب نمیداد. ناچارا بیرون مسجد، در کوچه و خیابان، موکت و فرش پهن میشد. در مراسم مناسبتی به خصوص نماز عید فطر و شبهای قدر کوچه در اختیار اهالی بود.
زیربنای مسجد اولیه که حدود ۲۵۰ مترمربع بود، پاسخگوی مراجعان نمازگزار نبود و از طرفی ساختمان قدیمی فاقد استحکام لازم بود و قسمتی از سقف آن با ایرانیت پوشیده شده بود. این طور شد که هیئت امنای وقت مسجد تصمیم به گسترش آن گرفتند تا در کنار سازه قدیمی بنای جدیدی با مساحت حدود ۳۰۰ مترمربع بنا کنند.
کار تا مرحله گودبرداری پیش رفته بود که یکی از خیران محلی به نام مرحوم حاج عبدالوهاب جمشیدنژاد آمادگی خود را برای ساخت ساختمان تکمیلی مسجد اعلام کرد و مراحل اجرایی این اقدام را به فرزندش حامد سپرد.
مهندس جمشیدنژاد پسر حاج عبدالوهاب تعریف میکند: ابتدا نظر به ساخت بنایی ۳۰۰ متری و توسعه مسجد بود، اما با نظر کارشناسان و مهندسین که سازه مسجد را بسیار ضعیف تشخیص دادند و احتمال تخریب و باز سازی کامل مسجد در یکی دو سال آینده را پیشبینی کردند و با مشورت مهندسین و هیئت امنای وقت، تصمیم به تخریب کامل بنا و بازسازی آن گرفته شد.
این شد که اوایل دهه ۹۰ کار بازسازی شروع شد. عیدفطر ۱۴۰۲ در حالی که طبقات منفی یک و منفی ۲ و بخشی از نیمه طبقه همکف آماده بهره برداری بود، نماز عید فطر با استقبال پرشور مردم اقامه شد.

شبی که شعلهها بالا رفت
این مسجد پس از بازسازی و توسعه در دو سال اخیر، دوباره جای خود را در بین اهالی پیدا کرده و پاتوق فرهنگی و مذهبی محله شده است. برنامههای این مجموعه با وجود نیمهکاره بودن در سالهای اخیر با رونق بسیار ادامه داشت تا اینکه ۱۸ دیماه امسال مورد هجوم آشوبگران قرار گرفت. پرتاب کوکتل مولوتوف، شیشهها را شکست و شعلهها به جان شبستان افتاد. قرآنها، کتابهای دعا، فرشها، درِ چوبی و بخش زیادی از تجهیزات مسجد سوخت. گچ سفید دیوارها سیاه شد و اندوه بزرگی بر دل اهالی نشست.
حاجی ریحانی برای پا گرفتن بنای اولیه حتی باغش در محله هنرستان را فروخت و خرج بالارفتن دیوارهای مسجد کرد
حجتالاسلام و المسلمین رسول صبوحی امام جماعت مسجد فاطمه الزهرا (س) میگوید: آن شب تمام دار و ندار مسجد سوخت. دل خودمان هم سوخت وقتی قرآنها و سجادههای سوخته را دیدیم، فرشهایی که چهل سال قبل اهالی با دستان خود روی زمین خانه خدا پهن کرده بودند، حالا سوخته و سیاه گوشهای افتاده و سیاهی دوده در و دیوار مسجد را پر کرده بود.
اما از فردای آن شب، بیشتر از ۸۰ نفر از پایگاه بسیج مسجد، خواهران و برادران جهادی جامعه دانشگاهی و نمازگزاران زن و مرد، همه پای کار آمدند و گوشهای از کار را گرفتند تا نماز جماعت تعطیل نشود.
امروز بخشی از شبستان مسجد به کارگاه بنّایی تبدیل شده است؛ آنسو فرشهای سوخته و صندلیهای ذوبشده، اینسو تختهفرشهای اهدایی و قرآنهایی که هنوز در نایلون است. قسمت خواهران با پردهای جدا شده است و نماز در میان بوی رنگ و صدای چکش برپا میشود.
سفرههایی که دوباره گسترده خواهد شد
در قسمت خواهران بهمریختگی بیشتر است. جعبههای کتاب قرآن و مفاتیحهای اهدایی، تخته فرشهایی که گوشهای لول و روی هم چیده شده است، گوشهای دیگر چادرهای رنگی نو که روی یکی از مبلها تلنبار است و بانوانی که سخت مشغول نظم دادن به آن بلبشو هستند.
معصومه راستین که بیش از ۲۵ سال همسایه مسجد است، میگوید: اینجا خانه دوم ماست. تا هر وقت نیاز باشد، پای کاریم.
او که خاطرات بسیاری از این مسجد دارد از سفرههای افطار رمضانهای گذشته میگوید: در این سالها یکی پخت سوپ را تقبل میکرد، دیگری خرما و قند میخرید و بساط سبزیپاککردن هر عصر ماه رمضان در حیاط باصفا و بزرگ مسجد برپا بود.
معصومه خانم همانطور که گوشه کارتن قرآنی را گرفته و برای جا به جاییاش به دختر جوانی کمک میکند، ادامه میدهد: احساس تعلقی که به این خانه داریم آنقدر زیاد است که اهالی از روزی که این اتفاق افتاده برای کمک از صبح تا شب در مسجد هستند، خوشبختانه بخش زیادی از کارها تا شروع ماه مبارک انجام شد و بخش دیگر را هم تمام میکنیم تا مثل سالهای قبل چراغ مسجد در ماه مبارک روشن باشد.
این بانو، پیرزنی که سن و سالش بیشتر از ۸۰ است و با پشت خمیده مشغول جا به جایی قران بزرگی است را نشان میدهد، میگوید: بیبیجان را ببینید، روزی یک ساعت قبل و بعد نماز در مسجد است و به ما کمک میکند و اصرار ما برای کارهای سبکتر بیفایده است.
معاملهای بیواسطه
از چندروز مانده به ماه مبارک تا امروز که برای تهیه گزارش رفتهایم، دختری نوجوان در فضای مسجد مشغول نقاشی دیوارهاست. او تعریف میکند که با یک آموزش کوتاه، کار رنگکردن دیوار را یاد گرفته است.
او همانطورکه چرتکه رنگ را روی دیوار میکشد، آهی از سر افسوس میکشد و ادامه میدهد: همهساله چندروز به ماه مبارک برای گرفتن خاک از روی در و دیوار و جاروکشیدن به مسجد میرفتیم و خانهتکانی مختصر داشتیم، اما امسال دعا میکنیم حداقل تا چند روز اول ماه مبارک، کار رنگکردن دیوارهای دودگرفته تمام شود.
مسعود خدادادی، مسئول گروه بسیج دانشجویی، هم از حضور گچکاران جامعه ناشنوایان در این کار جهادی خبر میدهد و میگوید: با اعلام نیاز به کمک گروههای جهادی، دانشجویان استقبال خوبی کردند و در دستههای دهپانزدهنفره به صورت خودجوش برای کمک آمدند. این گروهها هرکدام گوشهای از کار را گرفتند تا برای ماه مبارک رمضان، مسجد آماده حضور نمازگزاران روزهدار باشد.
در سالن ورودی به شبستان مسجد، استادکاری روی داربست مشغول گچکاری است. علیاکبر قربانشاهی که بههمراه پسرش سجاد و ابوالفضل خواهرزادهاش از تربتجام آمده است، میگوید: وقتی شنیدیم در مشهد مساجدی آتش کشیده شده است، همان لحظه در ذهنم خطور کرد برای بازسازی آنها در حد وسع و توان خودم قدمی بردارم. تا اینکه ازطریق آشنایی که در بسیج دانشجویی داشتم، گچکاری مسجد فاطمه الزهرا (س) به من پیشنهاد شد و با جان و دل قبول کردم؛ چون این کار برای خدا بود و معامله با صاحب این خانه.

میزبانی از عزاداران پیاده امامرضا (ع)
تا همین چندسال قبل در دهه آخر ماه صفر، این مسجد میزبان زائران پیادهای بود که از شهرستان طرقبه و شاندیز به زیارت حرم آقا علیبنموسیالرضا (ع) میآمدند. مسعود باقری، یکی از اعضای کانون بسیج امامخمینی (ره) مسجد فاطمهالزهرا (س) که از نهسالگی در این مسجد رفتوآمد داشته است و الان یکی از فعالان این پایگاه به شمار میرود، درباره خدمات پایگاه امامخمینی (ره) به زائران پیاده امامرضا (ع) در دهه آخر صفر میگوید: دهروز آخر ماه صفر که حضور زائران پیاده، شوروحالی به کوچهها و محلات شهر میدهد، مسجد محله ما هم پذیرای این زائران است.
او به برپایی دو چادر، یکی برای استراحت و دیگری برای پذیرایی اشاره کرده و تعداد خادمان جوان و نوجوان محله را در این ایام بیشاز بیستنفر ارزیابی میکند.
اینجا خانه دوم ماست. تا هر وقت نیاز باشد، پای کاریم
باقری به مشارکت پررنگ اهالی در این ایام و پذیرایی از زائران پیاده هم اشاره و تعریف میکند: در این ایام نهتنها از محله دانشآموز، که از محلات دیگر مثل دانشجو و سیدرضی، قابلمههای بزرگ غذای نذری و طبقهای میوه برای توزیع بین زائران به مسجد ما میآورند که این همدلی و مشارکت حس خوشایندی است و تشویقی برای ادامه این پذیرایی و خدمت.
افتخارآفرینی بسیج فاطمهالزهرا (س)
دیگر مجموعه فعال این مسجد پایگاه بسیج فاطمه الزهرا (س) است که از اوایل دهه ۷۰ آغاز به کار کرد. این پایگاه با هشتادعضو، کار خود را شروع کرد و الان بیشاز هزارعضو از سراسر شهر دارد. فعالیتهای فرهنگی، جلسات علمی و اردوهای جهادی از دلایل استقبال عضویت در این کانون بسیج است.
نسرین هروی، فرمانده پایگاه بسیج خواهران این مسجد، از افتخارآفرینی خواهران بسیجی این پایگاه در مسابقات کشوری قرآنی، ورزشی، علمی و پژوهشی و... میگوید و از استقبال آنان برای عضویت در این کانون بسیج.
هروی که بیشاز سیسال در این پایگاه خدمت میکند به برگزاری نشستهایی با موضوعات تحکیم خانواده، فرزندپروری، اخلاق در خانواده، مشاوره و... اشاره میکند.
او همچنین از برگزاری اردوهای جهادی برای کمک به مردم در مناطق محرم میگوید و خاطرهای از یکی از روستاهایی که به نیت کمکرسانی تا الان بیشاز پنجنوبت به آن روستا رفتهاند بیان میکند؛ «گاه از پایگاه بسیج همین مسجد با گروههای ده تا بیستنفره برای کمک به مردم مناطق روستایی میرویم.
مردم روستای عارفی در پنجاهکیلومتری مشهد تا چندسال قبل، از داشتن گاز، آب آشامیدنی سالم و حتی نانوایی محروم بودند که با پیگیری ما و کشاندن پای مسئولان استانی به آن روستا تاحدودی مشکلات ساکنان با همکاری شورای روستا رفع شد. البته در این سفرها که بیشتر برای شنیدن حرف مردم و مشکلاتشان بود، اگر پیرزن و پیرمرد تنهایی میدیدیم که محصولش روی زمین مانده بود و کسی را نداشت، برای چیدن بار درختان یا جمعآوری محصول به کمکش میرفتیم.»
مسجد فاطمهالزهرا (س) محله دانشآموز با گذر از روزهای دشوار، دوباره با شروع ماه مبارک رمضان سرزنده است و میزبان مجالس خواهد بود. هرچند زخمهایی بر تن این مسجد قدیمی باقی مانده، هدف اصلی اهالی که برگزاری مراسم ماه مبارک است، محقق شده و همین موضوع، نقطه امید و خوشحالکننده برای نمازگزاران و مسجدیهاست.
* این گزارش پنجشنبه ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۲۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.
