کمک اهالی الهیه برای جبران خسارت آسیبدیدگان دی ۴۰۴
چند تماس، چند گفتوگوی محلی و چندروز پیگیری اهالی مهربان محله الهیه سبب شد لبخند و حال خوب دوباره مهمان خانهای شود که در یک ماه اخیر به واسطه یک خسارت سنگین، به غم نشسته بود. کسبه و اهالی محله الهیه در روزهایی که خیلی از ما درگیر مشکلات روزمره هستیم، دست به دست هم دادند تا خانوادهای را خوشحال کنند و از بار خسارتشان بکاهند.
حدود یکماه قبل بود که آتش آشوبها به ماشین یکی از شهروندان محله الهیه گرفت و بخشی از سرمایه زندگیاش سوخت و این همشهری، غم بزرگی را در این مدت تحمل کرد. بعد از این اتفاق بود که محلیها با هم یکدل شدند تا به یاری این فرد بروند و بخشی از خسارتش را جبران کنند.
ماشینی که بعد چنددقیقه دود شد
رفتار پر از خشونت اغتشاشگران در ۱۸دیماه در خیابان الهیه، سبب شد کمترکسی در محله تردد کند. آقامسلم یکی از کسبه است که آن شب، مغازه را دیرتر تعطیل کرد و دید برای ماشینهای حاشیه بولوارالهیه چه اتفاقی افتاد.
این شهروند میگوید: کل جمعیت آشوبگر فکر کنم دویستنفر بودند. مردم عادی بین آنها نبودند، چون فقط خرابکاری میکردند و کسی هم نبود که مانعشان شود. اول آن طرف میدان ولیعصر (عج)، شیشههای یک ایستگاه اتوبوس را شکستند، بعد جلوتر آمدند و همینطور خرابکاری میکردند، به چند تابلو ضربه زدند و فکر کنم گلها و فضای سبز داخل میدان را هم لگدمال کردند.
آقامسلم ادامه میدهد: وقتی جلوتر میآمدند متوجه چندنفرشان شدم که شعله آتش در دست داشتند. به یک باره دیدم ساختمان ثبت اسناد و املاک حاشیه بولوار آتش گرفته است. ولی فکر میکنم عدهای بهجز این گروه آنجا را آتش زدند؛ چون این جمعیت هنوز نزدیک نشده بودند.
من سرگرم جمعکردن مغازه شدم؛ چون شرایط داشت ترسناک میشد. وقتی دوباره آمدم جلو در، دیدم حدود شش ماشین همان جلو ساختمان ثبت اسناد و املاک پارک هستند و ماشینهای اول و آخر داشتند میسوختند. ماشین این بندهخدا هممحلی ما که سوخته است، یک ۴۰۵ بود که وسط ردیف ماشینهابود و فکر کنم آتش همان ماشینهای سروته مسیر به آن گرفته بود و در چند دقیقه دود شد.
یک کار محلی خوب رقم خورد
آقامجتبی اولین کسی است که میخواهد از اقدام کسبه و اهالی محله برای یاریرساندن به شهروندی بگوید که از قضا هممحلی آنهاست و در آن شب تلخ، بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست داد و حال بدی داشت. آقامجتبی تعریف میکند: من آن شب را نبودم و ندیدم ولی صبح از تعدادی از اهالی و کاسبها شنیدم که ماشین فلانی هم سوخته است و وقتی متوجه شده، حال خیلی بدی داشته است.
او ادامه میدهد: یکیدوتا از هممحلیها دیده بودند که داد و فریاد میکرده که ماشینش را با وام و قرض خریده و حال بدی داشته است. یکیدوتا از محلیها پیشنهاد دادند که قدمی برداریم و برای ایشان کاری کنیم، چون دولت که فعلا نمیتواند برای آنها کاری کند.
مردم ما همیشه انسانیت خود را نشان دادهاند و بهتر از این مردم نداریم
آقامجتبی تعریف میکند: من وقتی با چند نفر دیگر حرف زدم، همه اتفاقنظر داشتند که نه ما شرایط خرید ماشین برای ایشان را داریم و نه با این قیمت ماشین میتوانیم پول زیادی برایش جمع کنیم. خلاصه گفتیم کار را شروع کنیم؛ هرچه جمع شد، همان را تقدیم کنیم تا باری از روی دوش این بنده خدا برای پرداخت قسط و قرض برداشته شود.
خدا را شکر مردم هم همکاری خوبی کردند و کاری محلی انجام شد. انشاءالله بقیه گرههای زندگی این بنده خدا هم از طرق دیگر باز شود.

مردم معرفتشان را نشان دادند
در ادامه گفتوگوهای محلی در الهیه با آقارسول همصحبت میشویم؛ کسی که برای جبران خسارت هممحلی اش همراه بوده است. او میگوید: برای این کار افراد مختلفی همراه شدند، هم کسبه هم اهالی و هم تعدادی از سازندههای محدوده الهیه. اهالی در چندشماره حساب، پول را جمع کردند و آخر به حساب این شهروند منتقل شد.
او میگوید: ما حدود یکهفتهای کار را پیگیری کردیم و در حدود ۹۰میلیونتومان جمع شد. دوست داشتیم قدم بزرگتری برداریم و ایشان دوباره صاحب ماشین شود، اما چه کنیم که قیمت ماشین رفته به آسمان و دست ما به آن نمیرسد!
آقارسول میگوید: روزهای تلخی را سپری میکنیم و امیدواریم دولت و مسئولان جدا از کاری که برای بهبود وضعیت اقتصادی جامعه انجام میدهند، برنامهای هم برای افراد خسارتدیده داشته باشند.
همین بندهخدا که ماشینش سوخته است، جدا از اینکه آن را با قرض و بدهی خریده، این وسیله رفت وآمد خانوادهاش بوده و بچهاش را صبحها با آن به مدرسه میبرده است.
عدهای لات و اوباش، ماشین من و چند نفر دیگر را سوزاندند که در همین دنیا به سزای کارشان میرسند
این شهروند ادامه میدهد: من درمقابل مردمی که با کوچکترین کلام ما، کارت بانکی شان را تقدیم کردند یا شماره کارت گرفتند که مبلغی واریز کنند، سر تعظیم فرود میآورم؛ چون میدانم خیلی از این افراد، خودشان درگیر کمبودهای مالی هستند، ولی باز هم مرام و معرفتشان را نشان دادند.
از مردم و بازاریها توقعی نداشتم
پساز صحبت با کسبه نیکاندیش محله الهیه بهسراغ حسینآقا میرویم. شرط کسبه برای معرفی این شهروند به ما این است که او متوجه نشود این کمکها از طرف چهکسانی بوده تا به این ترتیب راز یاریرساندن آنها به یک شهروند برای همیشه سربهمهر بماند و آنها هم ناشناس باشند.
حسینآقا در ابتدا درباره جبران خسارت آتشسوزی ماشینش میگوید: چند جایی اعلام شده بود که برویم و اطلاعات را بدهیم. رفتیم یکی از اتاقهای فرمانداری و خسارت را اعلام کردیم. اما تنها اقدامی که تا حالا برای جبران خسارت ما شده، همین کار خیری است که نمیدانم از طرف چه کسانی انجام گرفته است.
فقط بندهخدایی با من تماس گرفت و گفت «قدمی است برای رضای خدا؛ شما کار نداشته باش ازطرف چه کسی هست! این پول، ماشین نمیشود ولی حداقل میتوانی چندماهی پول قسطهایت را بدهی.»
این شهروند میگوید: در این شرایط اقتصادی از هیچ شهروندی انتظار کمک نداشتم. بازار هم همین است. وقتی بازار خراب است، من چه توقعی میتوانم داشته باشم؟ اصلا مگر بازاری و مردم این کار را کردهاند که من از آنها کمک بخواهم؟ عدهای لات و اوباش، ماشین من و چند نفر دیگر را سوزاندند که در همین دنیا به سزای کارشان میرسند؛ چون خدا جای حق نشسته است.
حسینآقا در پایان میگوید: من شرمنده محبت هممحلیها هستم. مردم ما همیشه انسانیت خود را نشان دادهاند و بهتر از این مردم نداریم. خدا خیرشان دهد. درد بزرگی هم دارم و آن گلایه از مسئولان است؛ اگر وضع اقتصادی جامعه مطلوب بود، من تا این حد به قرض و بدهی نمیافتادم و اگر ازنظر امنیتی بهتر مراقبت میشد، ماشینم در آتش نمیسوخت. امیدوارم تدبیری به کار گرفته شود که این اتفاق تلخ برای شهروند دیگری رخ ندهد.
* این گزارش پنجشنبه ۲۳ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۲۸ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.
