پنجشنبه، هجدهم دیماه، شب متفاوتی برای بچههای مسجد الزهرا (س) بود. آنها بهطور ناگهانی دربرابر هجوم اغتشاشگران قرار گرفتند. آن شب، مسجد الزهرا (س) فقط یک ساختمان نبود که آسیب دید؛ دل یک محله سوخت.
«مرگ را در دوقدمیام میدیدم.» فقط چندثانیه تعلل کافی بود برای اینکه رضا، به دست آشوبگران بیفتد و به جرم دفاع از میهن اسلامی، مثل دیگر رفقای بسیجیاش در گوشهوکنار کشور، به شکلی فجیع کشته شود.
جمعهشب نوزدهم دیماه، آشوبگران با ورود به این خانه و بهآتش کشیدنش، آن را به تلی از خاکستر بدل کردند؛ خانهای مسکونی و شخصی که در آن از کودک یکسالونیمه تا زن هشتادوهفتساله ساکن بودند.
حسین غلامی ۱۸دی ماه امسال از خانوادهاش خداحافظی کرد و سر کار رفت و دیگر به خانه برنگشت. او در جریان اغتشاشات اخیر دقیقا در روز تولد تنها فرزندش با شلیک گلوله آشوبگران به شهادت رسید.
از بانکها و فروشگاههای زنجیرهای متعددی که نیاز اهالی و رهگذران خیابان شهیدمفتح در محلههای طلاب، ایثار و گلشور را رفع و رجوع میکردند، فقط اسکلتهایی سیاه و بدشکل، باقی مانده است.




