کد خبر: ۱۳۹۹۷
۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۰
جواد چرمچی به قدیمی‌ترین مرد ورزش استان معروف است

جواد چرمچی به قدیمی‌ترین مرد ورزش استان معروف است

اولین گواهینامه درجه سه داوری را سال ۳۹ در تهران گرفتم و کارم را با استخدام در آموزش و پرورش در سال ۴۱ به عنوان دبیر ورزش شروع کردم. در سال ۴۷ شهردار مشهد رئیس هیئت فوتبال خراسان شد و من نیزبه سمت دبیر هیئت فوتبال استان انتخاب شدم.

شهرآرا‌محله در راستای ارج نهادن به پیشکسوتان و معرفی آنها به همشهریان وهم محله‌ای‌هایی که شاید ندانند در کنارشان مردانی حضور دارند که بار گذشته این شهر را بر دوش می‌کشند، این بار میهمان یکی از قدیمی‌ترین ورزشکاران این شهر بود. مردی که ۵۰ سال در فوتبال این شهر حضور داشته و فعالیت کرده، قدیمی‌ترین مسئول اجرایی در فوتبال استان است و یک مشهدی اصیل و به تمام معنا.

راستش را بگویم اطلاعات زیادی درباره ورزش ندارم، به همین خاطر به همراه حمید معصومیان دبیر گروه ورزش روزنامه که خودش فوتبالیست هم هست، به خانه استاد جواد چرمچی در محله‌هاشمیه مشهد می‌رویم. در ابتدای ورودمان به منزلش با استقبال گرم او مواجه می‌شویم و لوح‌های تقدیرش نظرمان را به خود جلب می‌کند.

یک مشهدی اصیل و قدیمی

گفتگویمان با معرفی او آغاز می‌شود که در این باره می‌گوید: متولد اول اسفند ۱۳۱۵ هستم. در مشهد متولد شده و در همین شهر هم زندگی کردم. پدر و پدربزرگم هم اصالتا مشهدی بودند. خانه ما در خیابان تهران قدیم بود. پدرم یک مغازه چرم‌فروشی داشت ونام فامیل ما به همین دلیل چرمچی است.

- فرزند چندم خانواده هستید؟ فرزند آخر خانواده هستم. قبل از من چهار دختر بودند و من آخرین فرزند و تنها پسر خانواده هستم. از سال ۱۳۳۲ وارد دبیرستان فردوسی شدم. این دبیرستان در آن زمان از نظر تجهیزات و امکانات ورزشی بسیار پیشرفته بود و استعداد‌های ورزشی بسیاری در این دبیرستان رشد کردند. من هم عضو تیم فوتبال دبیرستان فردوسی شدم. البته در اردو‌ها و دیگر مسابقات هم شرکت می‌کردم و در رشته پرتاب نیزه هم نفر سوم شدم؛ در شنا نیز دستی داشتم.

 

اولین گواهینامه داوری را در تهران گرفتم

در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: در سال ۱۳۳۸ به خاطر علاقه زیادی که به ورزش داشتم، بعد از قبول شدن در کنکور با رتبه ۱۰ فقط رشته تربیت‌بدنی را انتخاب کردم و در دانشسرای عالی تهران قبول شدم. در آن زمان گروه ما دومین گروه محصلان در مقطع لیسانس این رشته بود و قبل از ما فقط چهل نفر در این رشته تحصیل کرده و فارغ‌التحصیل شده بودند. آن زمان دانشکده پزشکی به راحتی نیرو می‌گرفت و من با توجه به رتبه کنکورم می‌توانستم پزشکی بخوانم، اما علاقه‌مند بودم در ورزش تحصیلات آکادمیک داشته باشم. باز هم اگر به گذشته بازگردم ورزش برایم اولویت دارد.

بعد از قبول شدن در کنکور با رتبه ۱۰ فقط رشته تربیت‌بدنی را انتخاب کردم و در دانشسرای عالی تهران قبول شدم

 

۵۰ سال درسنگر ورزش به جوانان خدمت کردم

استاد چرمچی درباره فعالیت‌هایی که تا‌کنون داشته است، می‌گوید: اولین گواهینامه درجه سه داوری را در تهران درسال ۳۹ گرفتم و کارم را با استخدام در آموزش و پرورش در سال ۴۱ به عنوان دبیر ورزش شروع کردم. در سال ۴۷ تیمسار بنی‌اعتماد که شهردار مشهد بود، رئیس هیئت فوتبال خراسان شد و من نیزبه سمت دبیر هیئت فوتبال استان انتخاب شدم.

فعالیت‌هایش یکی‌دوتا نیست. همیشه سمتی داشته و فعالیتی کرده و به قول خودش در خدمت ورزش کشور بوده است. درباره کلاس‌هایی که در آنها به عنوان مربی حضور داشته است، می‌گوید: هشت دوره مربی کلاس‌های داوری بودم و در سال‌های ۷۷ تا ۸۳ مدیریت و تدریس تربیت بدنی در دو دانشکده سجاد و خیام را برعهده داشتم.

بعد از آن هم مدرّس مرکز تربیت معلم شهید بهشتی و شهید خورشیدی بودم و تا زمان بازنشستگی در آنجا فعالیت می‌کردم. همچنین سرپرستی همه مسابقات فوتبال ورزشگاه‌های استان را در ۱۸ دوره برعهده داشتم. از سال ۷۲ تا ۷۵ معاون ورزشی اداره کل تربیت بدنی استان خراسان بودم و ۱۸ سال نیز به عنوان مسئول انجمن فوتبال آموزشگاه‌های استان خدمت کردم. بیش از ۴۰ سال با عناوین مختلف مانند رئیس، دبیر و... در هیئت فوتبال استان حضور داشتم و تا همین دو ماه پیش هم در این هیئت به عنوان دبیر فعالیت می‌کردم.

از او می‌خواهم برایمان بگوید اولین دوره مسابقات کشوری را در چه سالی تجربه کرد که پاسخ می‌دهد: در سال ۵۲ به عنوان مسئول کمیته داوران و مسئول اجرایی مسابقات انتخاب شدم و اولین دوره مسابقات باشگاهی کشور را در همین سال با حضور هشت تیم از سراسر کشور تجربه کردم. از مشهد نیز تیم آریا به مربیگری مرحوم کاظم میلانیان و سرپرستی من در مسابقات شرکت کرد.

در ادامه صحبت‌هایش به سرپرستی المپیاد‌های ورزشی هم اشاره می‌کند و می‌گوید: سرپرستی پنج دوره المپیاد ورزشی دانش‌آموزان سراسر کشور که در مشهد برگزار شد و معاونت ورزشی و مسئول اجرایی مراسم برعهده من بود و در پنج دوره مسابقات بین‌المللی نیز معاون ورزشی بودم که مسابقه کشتی جهان پهلوان تختی نیز یکی از این دوره‌ها بود.

 

جواد چرمچی به قدیمی‌ترین مرد ورزش استان معروف است

 

مادیات، اخلاق ورزشی را کم‌رنگ کرده است

از او می‌خواهم برایمان از اخلاق ورزشی در سال‌های پیش تعریف کند. می‌پرسم آیا در آن سال‌ها هم این‌قدر حاشیه‌سازی و درگیری در ورزش بوده است؟ اگرچه در حال حاضر جمعیت بیشتر شده و فوتبال و به طور کلی ورزش، بسیار گسترده شده است، قهرمانی‌های آن موقع بسیار بیشتر از زمان حال بود و خراسان در قهرمانی حرف اول را می‌زد، اما متاسفانه اهمیت دادن به مادیات، حسادت‌ها و کینه‌ورزی‌ها به خاطر منصب و قدرت و دور شدن د‌ل‌ها از هم، اخلاق ورزشی و قهرمانی را کم‌رنگ کرده است.

 

نجات یک جوان ۲۵ ساله از غرق‌شدن در آب، خاطره خوب من است

از او می‌خواهیم برایمان از خاطراتش تعریف کند؛ می‌گوید: یکی از خاطرات خوب من، نجات یک جوان ۲۵ ساله از غرق‌شدن در آب بود. من قبل از انقلاب ناجی غریق شرکت برق منطقه بودم و بسیاری از کارمندان و کارگران در استخر برق منطقه، شنا می‌کردند. مدتی بود که آب استخر به شدت آلوده و پر از گل و لای بود و من هرچقدر برای نظافت و تعویض آب استخر تذکر می‌دادم، کسی توجه نمی‌کرد تا اینکه یک روز کارگران شرکت برق منطقه برای آب‌تنی به استخر آمدند.

یکی از کارگران داخل استخر پرید و در آب فرورفت، اما مدتی گذشت و او بیرون نیامد و من که شرایط را خطرناک حس کرده بودم، به داخل آب شیرجه زدم و در آن گل و لای توانستم به سختی سایه جوان را در حال غرق شدن تشخیص دهم. وقتی به سمت او رفتم به سختی می‌توانستم او را حرکت دهم به همین خاطر به زیر آب رفته و او را به سمت بالا هل دادم و زمانی که آب را از ریه جوان خالی کردیم، به هوش آمد. هنگامی‌که حالش بهتر شد، گفت: من جانم را به شما مدیونم.

 

نظم در کارها؛ مهم‌ترین توصیه من به جوانان است

از او می‌خواهیم به جوانان توصیه‌ای بکند که می‌گوید: من سه پسر دارم که هر سه آنها نیز ورزشکارند. همیشه نه تنها به آنها بلکه به همه جوانان توصیه می‌کنم که در کارهایشان نظم داشته باشند و از کنار هر موضوعی بی‌تفاوت نگذرند. نظم در زندگی موجب نظم در کار می‌شود و انضباط در کار نیز موفقیت شخص را رقم می‌زند.

 

وقتی حمایت‌نشدن به خاطره‌ای تلخ تبدیل می‌شود

چرمچی درباره یکی از خاطرات تلخش می‌گوید: یک بار در زمان ریاست آقای حسینی که رئیس هیئت فوتبال بود کلاس‌های توجیهی ناظران فوتبال برگزار شد و رئیس کمیته داوران کشور برای حضور در این کلاس‌ها دعوت شد، اما اداره کل تربیت بدنی، بلندگو و برخی امکانات را در اختیار ما قرار نمی‌داد و ما مجبور شدیم از این طرف و آن طرف تجهیزات لازم را فراهم کنیم. وقتی از آقای حسینی دعوت شد تا روی سن بیاید و خیر مقدم بگوید، پشت بلندگو گفت: من ۲۸ سال در خدمت ورزش هستم، اما وقتی تشکیلات حتی یک بلندگو را از ما دریغ می‌کند، چه می‌توانم بگویم؟

من ۲۸ سال در خدمت ورزش هستم، اما وقتی تشکیلات حتی یک بلندگو را از ما دریغ می‌کند، چه می‌توانم بگویم؟

این حرف بر من خیلی تاثیر گذاشت و واقعا برایم ناراحت‌کننده بود. یکی دیگر از خاطرات تلخم که البته شیرین تمام شد، مربوط به اختتامیه مسابقات المپیاد ورزشی در مشهد است. در آن روز ما برنامه های مختلفی داشتیم که باعث شد مراسم اختتامیه کمی طولانی شده و هم‌زمان با تاریکی هوا شود.

درست زمانی که هوا گرگ و میش شده بود، یک برنامه داشتیم که توسط چند دختر نوجوان اجرا می‌شد. بین برنامه برق رفت و ما با اینکه همه تلاشمان را کردیم، نتوانستیم برق را وصل کنیم. با این همه دختران نوجوان در همان تاریکی که به سختی دیده می‌شدند، کارشان را به خوبیانجام شد رساندند. این کار آن‌قدر به خوبی به پایان رسید که مهندس نجفی وزیر آموزش و پرورش آن موقع آمد وبرای تشکر شانه من را بوسید.

 

زندگی سخت، اما شیرین با یک ورزشکار

زهره زند همسر استاد چرمچی است. او درباره شرایط زندگی با یک ورزشکار می‌گوید: زندگی با یک ورزشکار به‌خاطر فشار کاری ودور بودن او از خانه سخت است، اما اخلاق ورزشی استاد چرمچی تمام این سختی‌ها را شیرین کرده است.

دیگر وقتی نیست و نمی‌توانیم بیش از این برای مصاحبه بمانیم. شاید شعر «به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقی» مصداقی برای این مصاحبه بود. هرچند مدت زیادی پای صحبت‌های این بزرگ‌مرد ورزش نشستیم، تجربه‌های چرمچی آن‌قدر زیاد است که اگر یک هفته هم با او صحبت کنی، بازهم وقت کم می‌آوری. هنگام خروج از خانه‌اش با خودم فکر می‌کنم چه چیز این مرد را ۵۰ سال پای کار و تلاش در ورزش نشانده است؟ و تنها یک جواب برایش می‌یابم؛ عشق به ورزش!

 

جواد چرمچی به قدیمی‌ترین مرد ورزش استان معروف است

 

توجه شهرداری به ورزش

از او می‌خواهم برایمان از وضعیت ورزش و توجه شهرداری به آن در زمان گذشته و حالا بگوید که پاسخ می‌دهد: در آن موقع شهرداری ورزش را فراموش کرده بود و کسی به فکر ورزش‌های همگانی در سطح شهر نبود، اما الان شرایط خیلی فرق کرده و امکانات و زمین‌های ورزشی زیادی در اختیار مردم قرار گرفته است.

 

هروقت به مسافرت می‌روم، دلم برای مشهد تنگ می‌شود

استاد چرمچی از احساس تعلق خود به مشهد می‌گوید. شهری که در آن در آن به دنیا آمده و زندگی کرده و تلخ و شیرین روزگار را در همین شهر تجربه کرده است. می‌گوید: هیچ جا برایم مانند مشهد نمی‌شود و هروقت به مسافرت می‌روم روز‌های آخر برای دیدن شهرم لحظه شماری می‌کنم. الان هم وقتی دلم هوای گذشته‌ها را می‌کند، به محله قدیمی‌خودمان سر می‌زنم و به پارک کوهسنگی می‌روم که در زمان ما بیشتر حکم یک بیابان را داشت.

 

*این گزارش پنج شنبه، ۲۳ شهریور ۹۱ در شماره ۲۱ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44