عذرا مصطفایی مُهرهای شکسته اهالی را بازسازی میکند
تر و فرز، سفره کوچکی را روی میز وسط اتاق پهن میکند. یک تخته و چاقوی بزرگی را روی سفره میگذارد و بعد به سمت ظرفشویی آشپزخانه میرود. او بعد گرفتن وضو با تشتی پر گِل و یک شیشه گلاب برمیگردد تا کارش را شروع کند. زن پای سفرهای که وسط اتاق پهن کرده است، مینشیند و در حالیکه زیر لب ذکر میگوید به قاعده، مقدار کمی از تکه گِل بزرگ توی تشت را برمیدارد و با قالبزدنهای مکعبی، تولید مهر را آغاز میکند.
عذرا مصطفایی، از قدیمیهای محله سیدرضی است که هشتسالی میشود شروع به درستکردن مهر نو از مهرها و تسبیحهای شکسته کرده است. اگرچه این کار را دلی و برای خودش انجام میداد، کمکم آوازه تولید مهرهای او در محله چنان پیچید که نهتنها بیشتر اهالی، مهرهای شکسته خانه خود را برای مهرسازی دوباره به خانه او آوردند، که اکثر مهرهای نمازگزاران مسجد غدیر باباعلی و مساجد و حسینیههای دور و اطراف هم برای نوکردن به در خانه او آورده میشود.
سرمشق مهرسازی در مسجد عماریاسر
همسایه مسجد غدیر باباعلی است. او که هر روز نمازهایش را به جز صبحها در مسجد محله میخواند، تعریف میکند: در مسجد همیشه دیدن مهرهای شکسته ناراحتم میکرد، بهویژه اگر مهر از خاک متبرک کربلا و حرم امامحسین (ع) بود. یک روز که به مسجد عماریاسر در کوچه روبهروی مسجد خودمان رفته بودم، با خانمی آشنا شدم که میگفتند مهر درست میکند. همان روز روش درستکردن مهر را از او سؤال کردم و وقتی به خانه آمدم، همه مهرهای شکسته را در آب خمیر کردم تا بعد چند روز با روشی که یاد گرفته بودم، مهر تازه درست کنم.

مهرهای دستساز متبرک
عذراخانم که حدود ۷۵ سال دارد همانطورکه خمیر گلها را مشت میکند و روی تختهچوبی میگذارد تا با چاقو برش بزند، میگوید: بهتر و فرزی الانم نگاه نکن مادرجان! اول کاری، بهقدری مهرها کجومعوج در میآمد یا بهخاطر گرما و سرما ترک برمیداشت که مجبور میشدم همه را دوباره خمیر کنم و از سر خط شروع کنم.
همانطورکه مشغول کار است، ادامه میدهد: مهر کربلا و حرم امامحسین (ع) برای من خیلی حرمت دارد. یک روز مهرهای شکسته مسجد را با اجازه خادم به خانه آوردم و برای تبرک همه مهرها آنها را با خاک یا مهرهای شکسته کربلا خیس کردم تا بعد چند روز خیسخوردن، خمیرش کنم و مهر تازه بسازم.
خاطرم هست اولین مهرها را هم در مسجد محله گذاشتم و یکی هم دادم به مرحوم همسرم. یک روز در مسجد مهر او از روی طاقچه به زمین افتاده، اما نشکسته بود. دوستان همسرم تعجب کرده بودند و گفته بودند مهر از چه جنسی است که سالم مانده است. او هم گفته بود هنر دست خانمم هست. بعد آن روز، مسجدیها یکی یکی مهرهای شکسته خانهشان را برای من میآوردند تا برایشان مهر نو درست کنم.
دو کیسه مهر شکسته برایم آوردند
کمکم آوازه مهرهای نشکن عذراخانم که همه او را به نام فامیلی شوهرش «قدمی» میشناسند، در محله میپیچد. یک روز زنگ خانه او به صدا در میآید و یکی از مسجدیها دو کیسه پر از مهر شکسته برای او میآورد و میگوید از حسینیه مسجد عماریاسر است.
تعریف میکند: آن روز تشت بزرگی آوردم و حدود پانصدمهر شکسته را در آن خیس کردم. بعد هم به مدت یک هفته فقط کارم کوباندن مهرهای خیسشده در هاون و ورزدادن آن خمیرها بود تا برای درستکردن مهر آماده شود.
از اینکه با ساخت هر مهر، کار نیکی برای خودم و به نیت پسر مرحومم انجام میدهم، خوشحالم
خاطرم هست مرحوم همسرم همیشه میگفت «زن! بس است. چقدر این خمیرها را مشت میکنی؟ دست و شانه برایت نماند.»، اما حقیقت این است که من موقع این کار اصلا احساس درد ندارم که هیچ، آرامش خوبی دارم و از اینکه با ساخت هر مهر، کار نیکی برای خودم و به نیت پسر مرحومم انجام میدهم، خوشحالم.
مهرهای سنگین و مقاوم
هر کاری فوت کوزهگری دارد. رمز مهرهای نشکن خانم قدمی هم ساعتها ورزدادن گل و خمیر مهر است، طوریکه حتی طرح روی آن نقش نمیگیرد. او تعریف میکند: قلق مهرهای دستساز من در ساعتها ورزدادن و مشتکردن گلهاست.
خاطرم هست در مسجد بعضی خانمها بهجای مهری که به آنها میدادم، تسبیح کربلا به من میدادند. خانمی بود در مسجد که تسبیح درست میکرد. یک روز من تعدادی از تسبیحها را به او دادم. او هم قالب برنجی مهری را که اسم الله رویش بود، به من داد که روی مهرها بزنم. اما وقتی خواستم قالب را روی مهرهای خام بزنم، هرقدر فشار دادم، دیدم نمیشود؛ برای همین منصرف شدم.
او از مهرهای کارخانهای و ماشینی میگوید که در کارگاه مهرسازی در شهر کربلا دیده است؛ مهرهایی بهمراتب سبک و با خمیرهای نرم که روی نوار نقالهای قرار میگیرد و بعد یکییکی برش میخورد. او تعریف میکند: مهرهای کارخانهای معمولا سبک است و، چون خمیر نرمی دارد، اسماء الهی روی آن بهراحتی حک میشود. این مهرها زودتر هم میشکند. اما مهرهای دستی که ورز داده میشود، هم به حک اسم روی آن مقاومتر است و هم دیرتر میشکند.
آموزش مهرسازی به همسایهها
هنر تبدیل مهرهای شکسته به مهرهای مقاوم برای همسایههای عذراخانم بهقدری جالب که بعضی تصمیم گرفتند با گرفتن دستورالمعل ساخت مهر، چارهای برای مهرهای شکسته کنند تا در ثواب این کار شریک شوند، اما پساز چندروز نایلونهایی از لایه خمیر گل بود که به در خانه خانم قدمی میآمد برای آخرین مرحله و ساخت مهر.
عذراخانم درحالیکه از پای سفره بلند میشود و سینی مهرهای آماده را در فضای تاریک زیر مبلها قرار میدهد، میگوید: نمیدانم چرا، اما همه همسایههایی که به آنها آموزش دادم، فقط تا مرحله خمیرکردن، کار را پیش بردند و ادامه کار را برای خودم آوردند. حتی بعضی باور نمیکردند من قالب مخصوص و دستگاهی نداشته باشم و همه کار، دستی باشد.
او همانطورکه سینی مهرها را جاسازی میکند، از ساخت مهرهای خاص برای کسانی که روی صندلی مخصوص، نماز میخوانند، میگوید و بعد درحالیکه نایلونی پر از مهر را از روی میز برداشته است و مهرهای پرقطر مثلثیشکل را نشان میدهد، ادامه میدهد: حتی فکر کسانی را کردهام که روی صندلی، نماز میخوانند و میزهایشان کمی شیبدار است و مهر مخصوص برای آنها درست کردهام.
عذراخانم سفره و بساط مهرسازیاش را جمع میکند و میگوید: این سفره، سفره برکت خانه است و تمام دلخوشیام به وقتی است که آن را پهن میکنم. او بین این حرفها مهری را به دستم میدهد و میگوید: دخترم! چه کاری بالاتر از اینکه به وقت نماز یادت کنند و دعای خیر پشت سرت باشد؟ تو هم وقت نماز یادم کن.
* این گزارش پنجشنبه ۹ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۲۷ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.
