ملیکا عبداللهی تصمیم گرفت درباره یک رسم زیبا یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آبپاشونک» که امسال به چاپ رسید. او و مادرش، تاکنون ۳ کتاب درباره جشنهای ایرانی برای کودکان منتشر کردهاند.
نوید، حامد و سجاد سه جوان موفق بمحله شهیدبهشتی هستند که اول از همه دوستان خوبی برای یکدیگرند و همین دوستی هم بهانه آن شده تا در درس و مشق، ورزش و از همه مهمتر در داشتن گروه سرود با هم شریک باشند.
مهدی سجادپور ازجمله هنرمندانی است که مسیر حرفهای خود را از تئاتر مشهد آغاز کرده و پس از سالها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی صحنه، وارد حوزه نویسندگی سینما و تلویزیون شده است.
شهربانو علیزاده؛ خانم معلم مهربان کلاسهای نقاشی در مسجد چهاردهمعصوم (ع) محله شهیدقربانی است که بهجز آموزش و تدریس، راه و رسم زندگی را به بچهها آموخته و بهقول خودش صبر و آرامش و تلاش را از آنها یاد گرفته است.
مهدی فاضل، عکاس، مترجم و منتقد مشهدی میگوید: هر کسی میتواند درباره هر عکسی که دوست دارد، بنویسد. اما اینکه چه اسمی روی آن عکس بگذارد، مهم است. کلمه درست درباره خیلی از نوشته ها، فقط یک دل نوشته است.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگها و بوم ها رقم خورد.
پرنیا منتظری چندین دفتر دارد که قصههایش را نوشته است. او خبرنگار فعال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز هست و حالا دوتا از داستانهایش با نامهای «سارا» و «آواز نیمهشب» در مجموعه مشترک داستانک، چاپ شده است.