مشهد قدیم

عصر که می‌‏شود، خانه «خاله رشته ‏بُر» میزبان آدم‌های ریز و درشت می‌شود. همسایه‌‏ها، آن‌‏هایی که از دور می‌‏آیند و سفارش رشته برای آش دارند و آن‏هایی که برای رفع چشم‌زخم می‏‌خواهند پیرزن تخم‌مرغی برایشان بشکند.
علی‌اکبر سالاری، مسئول امروز بوفه سینما آفریقا و آپاراتچی دوران گذشته سینما‌های مشهد هنوز با شوق و با همان صدای پرانرژی که برای تیزر تبلیغاتی فیلم استفاده می‌شد، حرف می‌زند.
بیش از نیم‌قرن است که درون کوچه‌کاهی ِشهرک شهیدرجایی خانه‌ای وجود دارد، خانه‌ای که در آن زنی زندگی می‌کند که دیگر اسم خودش را هم به‌یاد نمی‌آورد، آن‌قدر که به او گفته‌اند خانم‌آقا.
عباس آریک می‌گوید: دو سال را در زندگی‌ام فراموش نمی‌کنم. یکی سال ۴۹ که از فوتبال دور شدم و یکی سال ۷۲ که از داوری بازنشسته شدم. من با مدرک داوری ملی بازنشسته شدم و در تمام این سال‌ها بیش از ۲۰۰ دیدار را قضاوت کردم.
«شفیق» تخلص علی‌اکبر خویشاوندی است و این‌طور که خودش می‌گوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد.
مسجد جوادالائمه (ع) شاید تنها مسجدی باشد که یک سمت حیاطش باغ دارد و باغبانی ۸۴‌ساله که بیش از ۷۰‌سال از عمرش را در قدیمی‌‏ترین مسجد محله تلگرد مشهد گذرانده است.
«کافه نقاشان» محلی است که نقاشان ساختمان مشهد در آن دور هم جمع می‌شوند و در فرصتی که هنوز صاحبکاری برای نقاشی کردن خانه‌اش به سراغشان نیامده است، گل می‌گویند و گل می‌شنوند.