هنوز هم اسم محلهشان در قبضهای آب و برق با این نام درج میشود؛ «محله صابونپزها»، جایی در خیابان مصلای امروز و چهنوی سابق که یک مشهد آن را با عطر چهلگیاه میشناسند.
«گرمابه سعدی» هم حمام عمومی دارد و هم نمره خصوصی. حسن موذنی ۵۶ ساله که از ۱۴ سالگی گرداننده این گرمابه است راوی این خاطرات است تا در مورد هویت این گرمابه ۱۱۰ ساله در محله آیتا... خامنهای بیشتر برایمان بگوید.
دهه ۲۰قرن ۱۴ خورشیدی که بیش از نیمقرن از تولید اتومبیل میگذشت، پای خودروهای سواری کوچک برای استفاده در حملونقل عمومی به مشهد باز شد؛ این تحول بزرگ با ورود ۱۰دستگاه تاکسی به مشهد رقم خورد.
محمد صفرزاده میگوید: کارم را با مقداری آهن، کوره آهنگری که خودم ساختم و ابزاری مانند چکش، پتک، سوهان، چرخ چاقو تیزکنی، سندون آهنگری و قیچی حلب بری شروع کردم و اوایل سیخ کباب، زغالگیر، خاکانداز و کلنگ میساختم.
من جعفر عقدایی، ۷۰ سال پیش در محله ساربانها در پایینخیابان متولد شدم. در آن زمان کسب علم و سواد زیاد مرسوم نبود برای همین از ۷ سالگی پیشهام را بهعنوان شاگرد یک زینساز آغاز کردم.
دانشآموزان دبستان شهید جهانآرا، بیش از هر دانشآموز دیگری تحتتاثیر رشادتهای دلاوران جنگ تحمیلی هستند، نسل سوم مهاجران آبادانی و خرمشهری که مشهد را پناهی برای آمال و آرزوهایشان دانستهاند.
عباس حافظ دربانی، از آن قدیمیهای خیابان چهنوست. تاریخ زنده این خیابان از پنج دهه پیش است. او چهنوی قدیم را چنین یه یاد میآورد: ۳۰، ۴۰سال پیش این خیابان چهارتا مغازه بیشتر نداشت، یک بقالی، یک قصابی، یک نانوایی و یک عطاری، همین.






