تلاش مسجدیهای برای کمک به آسیبدیدگان اجتماعی
همه مشغلههای مادری و خستگیهایش را میگذارند کنار و صبحهای پنجشنبه، رأس ساعت ۷، خود را به مسجد حسین بنعلی (ع) در محله طبرسیشمالی میرسانند. هشت بانویی که از هفتماه پیش، کارگروه پیشران اجتماعی مسجد را تشکیل دادهاند، مادری را به فرزندان خود خلاصه نکردهاند و هرروز که میگذرد، چتر مهربانی و خیرخواهی عالمانه خود را روی سر تعداد بیشتری از آسیبدیدگان اجتماعی محله، باز میکنند.
ظرافت زنانه در رفع آسیبها
«سابقه آشنایی ما چندنفر، به حدود دوسال پیش برمیگردد، زمانی که حین فعالیتهایمان در مساجد محلات عباسآباد و طبرسیشمالی، با گروهی در دانشکده روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد آشنا شدیم که بهدنبال تربیت کنشگرانی از میان بانوان دغدغهمند در دل محلات شهر بودند. داوطلب شدیم، در کارگاهها شرکت کردیم و مهارتهای لازم را یاد گرفتیم تا بهتر بتوانیم خانوادههای درگیر اعتیاد، طلاق و دیگر آسیبهای اجتماعی را در محله شناسایی و راهنمایی کنیم.»
نرگس فتحاللهی، مسئول کارگروه پیشران اجتماعی در مسجد حسینبنعلی(ع)، گوینده این توضیحات است. این بانوی سیوپنجساله که از دانشآموختگان رشته روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد به شمار میرود، ادامه میدهد: خانوادههای درگیر با آسیبهای اجتماعی را شناسایی کرده، به مسجد جذب میکنیم تا از فضایی که برای مشاوره فراهم شده است، استفاده کنند. اگر نیاز به مشاوره تخصصی داشته باشند به استادانی که بهصورت جهادی به مسجد میآیند، معرفیشان میکنیم.
برای اینکه بتوانی گرهی از زندگی هممحلهایات باز کنی باید با او همدرد باشی
او اضافه میکند: این کار، زمانبر است و دشوار، اما برای حل آسیبهای اجتماعی محله، به این ظرافت و دقت نیاز است. تا الان به دستکم شصتخانواده، مشاوره داده شده و برخی از آنها از آسیبها فاصله گرفتهاند. باوجود وقتگیر بودن، خیر و برکت این کار را در زندگی خودمان هم میبینیم و انگیزه میگیریم برای ادامه فعالیت.
واسطه خیر
«برای اینکه بتوانی گرهی از زندگی هممحلهایات باز کنی باید با او همدرد باشی. اگر با یک معتاد طرف هستی، خیال کنی برادر خودت است یا اگر یک زندگی در آستانه طلاق را میبینی، تصور کنی خواهر خودت است که میخواهد از همسرش جدا شود.»
اینها را معصومه حسینی میگوید. چهلساله است، دیپلم حسابداری دارد و علاوهبر مسئولیت همسر بودن، برای چهار فرزندش، مادری میکند.
از سال۷۵، ساکن بولوار دوم طبرسی شده و سالها تجربه زندگی در این محدوده، او را به شناخت قابل قبولی درباره شرایط محله رسانده است. او میگوید از حدود دوسال پیش تا الان که در گرهگشایی از خانوادههای درگیر با آسیبهای اجتماعی، مشارکت داشته، خاطرات خوش زیادی در ذهنش نقش بسته است؛ «یکی از اهالی محله، درگیر اعتیاد بود؛ نه از آن معتادهایی که هنوز قبول ندارند معتادند یا از آنها که میدانند، ولی کمک دیگران را پس میزنند. حسین، متأهل بود و سه بچه داشت. از اعتیادش خسته شده بود و پیشنهاد کمک ما برای پاکی را با آغوش باز پذیرفت.»
بستری در کمپ، دادن مشاوره پیش و پس از ترک جسمانی اعتیاد، پرداخت کرایه خانه و اهدای بسته معیشتی، برخی کمکها به این فرد و خانوادهاش بود که نتیجه آن را اینطور بازگو میکند: یک سال است که هممحلهای ما به زندگی برگشته و پاکیاش را حفظ کرده است. هر بار که همسر حسین، مادر و خواهرش را میبینم، من را میبوسند و دعای خیر میکنند. به آنها گفتهام که ما در این گروه، فقط واسطه خیر هستیم برای کمک به بندههای خوب خدا که لغزش کردهاند و راه را به خطا رفتهاند.
* این گزارش یکشنبه ۱۲ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.
