کد خبر: ۱۴۰۲۶
۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
درباره حسام‌السلطنه، حاکم مشهد در عهد ناصرالدین‌شاه قاجار

درباره حسام‌السلطنه، حاکم مشهد در عهد ناصرالدین‌شاه قاجار

سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه از این حکمرانانی بود که در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد.

یکی از مشکلات مهم مشهد در قرن سیزدهم قمری، به‌ویژه بین سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۲۹۰ (۱۲۲۱ تا ۱۲۵۱ خورشیدی) هجمه‌های پیاپی ترکمانان آن سوی رود اترک بود. اینان که صحراگردانی راهزن بودند، پیاپی روستا‌ها و شهر‌های آباد خراسان را هدف حمله قرار می‌دادند و با ایجاد ناامنی، چرخه زیست مردم این سامان را مختل می‌کردند. به همین دلیل، حکومت مرکزی، هم از باب وظیفه برقراری امنیت و هم به‌دلیل حفظ نفوذ و حاکمیت، دائم به‌دنبال راهی برای عقب‌راندن ترکمانان از این مناطق بود.

تا آنجا که طبق گزارش «افضل‌الملک» در سفرنامه‌اش، برخی روستا‌ها و قلعه‌های بین راه را از مالیات معاف کرد و به‌جای آن، مراقبت از راه‌ها و مناطق مسکونی را به مردان جنگجوی آنها سپرد. اما این کار نیز نتیجه‌ای درخور به‌دنبال نداشت. نکته درخورتأمل دیگر آن است که در این دوره تاریخی حاکمان خراسان نیز معمولا افرادی ناتوان از برقراری امنیت و بیشتر شریک دزد و رفیق قافله بودند.

با این حال، گاه دولتمردانی پیدا می‌شدند که با استفاده از مشت آهنین و جرئت و توان نظامی سربازان ایران‌زمین، راهزنان را تحت‌تعقیب قرار می‌دادند و دمار از روزگار آنها برمی‌آوردند. سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه یکی از این حکمرانان بود که در طول حیاتش بار‌ها به حکومت خراسان منصوب شد و در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد و همین مسئله، اسباب رونق تجارت و آسایش نسبی مردم در خراسان و به‌ویژه شهر مشهد شد.

در این گزارش تاریخی قصد داریم به زندگی و زمانه حسام‌السلطنه بپردازیم. این گزارش فقط روایت یک زندگی نیست، بلکه چشم‌اندازی از تاریخ مشهد را در سال‌های مختلف دوره ناصری پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

 

پسر جنگجوی عباس‌میرزا

سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه پسر سیزدهم عباس‌میرزا نایب‌السلطنه و عموی محمدشاه قاجار بود. طبق گزارش مهدی بامداد در «شرح‌حال رجال ایران»، حسام‌السلطنه در ربیع‌الثانی ۱۲۳۳ قمری (بهمن ۱۱۹۶ خورشیدی) در تبریز متولد شد.

از همان دوران جوانی آثار نبوغ نظامی در وی پیدا بود. برادرش، محمدشاه، درحالی‌که حسام‌السلطنه کمتر از بیست‌سال داشت (سال ۱۲۵۳ قمری) او را برای برقراری آرامش در فارس روانه کرد و حسام‌السلطنه به‌خوبی از عهده کار برآمد و همین مسئله سبب شد از آن پس محل اعتماد باشد؛ آن‌گونه که در سال ۱۲۶۴ قمری (۱۲۲۵ خورشیدی) و در بحبوحه حوادث پس از مرگ محمدشاه و به‌سلطنت‌رسیدن ناصرالدین‌شاه، هیچ‌کس را بهتر از او برای دفع فتنه سالار از خراسان نیافتند.

میرزاتقی‌خان امیرکبیر حسام‌السلطنه را مأمور سرکوبی این شورش خطرناک کرد و او نیز این مأموریت را به نیکویی انجام داد و توانست با شکست قطعی سالار، آرامش را به مشهد بازگرداند.

پس از این پیروزی بود که به «حسام‌السلطنه» ملقب شد و مقام حکومت خراسان را به دست آورد. او چهار سال در این مقام باقی ماند و سپس، شاید به‌دلیل اختلاف با میرزاآقاخان نوری که تازه بر منصب صدارت تکیه زده بود، از کار برکنار شد و جای خود را به برادرش، فریدون‌میرزا فرمانفرما، داد. با این حال، تنش‌های ناشی از هجوم ترکمانان و ناکارآمدی و ناتوانی فریدون‌میرزا، دوباره دربار را دست‌به‌دامان حسام‌السلطنه کرد و او در سال ۱۲۷۲ قمری (۱۲۳۴ خورشیدی) دومین‌بار به حکومت خراسان رسید.

 

مصیبت جدایی هرات

یکی از اتفاقات تلخ این دوره از حکومت حسام‌السلطنه مسئله جدایی هرات از ایران، بر اساس «عهدنامه پاریس» است. دوست‌محمدخان که طبق قرار مخفی با بریتانیا در نظر داشت هرات را ضمیمه مستملکات خود کند، به این منطقه تاخت. حسام‌السلطنه به‌عنوان حاکم خراسان مأموریت یافت هرات را پس بگیرد و با توجه به نبوغ نظامی و شجاعتی که داشت، پس از نبردی سخت و خونین، هرات را به دامان میهن بازگرداند.

اما انگلیسی‌ها دست به حملات ایذایی در جنوب زدند و تهدید کردند که این منطقه را از ایران جدا خواهند کرد. میرزاآقاخان نوری که برخی وی را دارای تابعیت بریتانیایی می‌دانند، برای تغییر اوضاع به حسام‌السلطنه دستور داد هرات را تخلیه کند و از آن سو، دست‌به‌کار انعقاد عهدنامه پاریس شد.

«مهدی بامداد» در این‌باره می‌نویسد: «قبل از انعقاد معاهده [پاریس]حسام‌السلطنه قاصد‌ها فرستاد و فریاد‌ها کرد که در هندوستان شورش عظیم برپا شده. هرچه از انگلیسی‌ها بخواهید، خواهند داد. بیدار باشید مفت نبازید؛ و نوشت که از آمدن کشتی‌های انگلیسی به بوشهر نگران نباشید. انگلیسی‌ها هرگز نمی‌توانند از برازجان بالاتر بیایند. با وجود مراسلات پی‌درپی حسام‌السلطنه، فرخ‌خان کاشی را در یازدهم ذی‌القعده ۱۲۷۲ قمری از راه اسلامبول به پاریس فرستادند. پیش از آنکه فرخ‌خان به پاریس برسد، در هفتم صفر ۱۲۷۳ قمری هرات [توسط حسام‌السلطنه]فتح شد.»

حسام‌السلطنه برای ناصرالدین‌شاه فتح‌نامه‌ای فرستاد و تصریح کرد که می‌تواند با سپاهی که در اختیار دارد، تا مرز هندوستان بتازد و هیچ‌چیز هم جلودارش نخواهد بود، اما میرزاآقاخان نوری دست‌به‌کار شد و حسام‌السلطنه را متهم کرد که قصد تصاحب سلطنت را دارد. حاکم خراسان کوشید تا دست‌کم هرات را تخلیه نکند، اما تحت‌فشار صدراعظم ناچار به این کار شد و به مشهد بازگشت.

 

سرکوبی ترکمانان مهاجم

حسام‌السلطنه پس از ماجرای غم‌بار جدایی هرات از ایران، دو سال دیگر در مشهد ماند و حاکم خراسان بود و در این مدت، تمرکز خود را بر تنبیه ترکمانانی قرار داد که دائم به روستا‌های این خطه می‌تاختند. او در سال ۱۲۷۴ قمری (۱۲۳۶ خورشیدی) با ۱۲ هزار سرباز به سمت مرو رفت و عرصه را چنان بر ترکمانان تنگ کرد که برای رهایی از تیغ بی‌دریغ حسام‌السلطنه به التماس افتادند.

ریاضی هروی در «عین‌الوقایع» می‌نویسد: «[حسام‌السلطنه]چنان عرصه را به تراکمه تنگ نمود که قوشیدخان، رئیس آنها، سام‌خان ایلخانی را واسطه قرار داد که عساکر دولت از حوالی مرو مراجعت نمایند و تراکمه نیز مطیع و منقاد باشند.»

یکی از اتفاقات تلخ این دوره از حکومت حسام‌السلطنه مسئله جدایی هرات از ایران است

یک‌سال بعد، حسام‌السلطنه را از حکومت خراسان برکنار کردند و به حکومت فارس فرستادند و با رفتن او هجوم ترکمانان هم دوباره آغاز شد. حمزه‌میرزا حشمت‌الدوله که به‌جای حسام‌السلطنه به حکومت خراسان رسیده بود، در ۱۲۷۶ قمری (۱۲۳۸ خورشیدی) لشکری جرار فراهم آورد و با ۴۰ هزار سرباز برای تسخیر مرو راهی شد، اما این قشون در نبردی پارتیزانی با ترکمان‌ها (که تعدادشان کمتر از ۱۰ هزار نفر بود) شکست خورد و با دادن ده‌ها هزار کشته، مجبور به عقب‌نشینی شد. با این شکست خفت‌بار، درعمل تسلط ایران بر اراضی آن سوی اترک به پایان رسید.

ناصرالدین‌شاه که توقع آن افتضاح را نداشت، در ۱۲۷۷ قمری (۱۲۳۹ خورشیدی) دوباره حسام‌السلطنه را به حکومت خراسان منصوب کرد تا آب رفته را به جوی بازگرداند. او نیز با درایت نظامی خود، بلافاصله سپاهی فراهم کرد و به سوی مهاجمان تاخت و به سرکوبی آنان پرداخت. در نخستین ماه‌های سال ۱۲۷۸ قمری (۱۲۴۰ خورشیدی)، حسام‌السلطنه توانست اطراف مشهد را به‌طور کامل امن کند و به دیگرنقاط بپردازد.

شدیدترین برخورد او با ترکمانان در منطقه زاوه و فریمان روی داد. خورموجی در «حقایق‌الاخبار ناصری» ضمن تشریح کامل نبرد‌های حسام‌السطنه و رویارویی او با ترکمانان، می‌نویسد: «[سپاه حسام‌السلطنه]، چون رجوم نجوم (شهاب‌های درخشان) که بر عقب عفاریت (طایفه جن) روند، به جانب جلگه زاوه و فریمان شتافته و ترکمانان بی‌ایمان را در اراضی مزبوره یافتند. مانند پلنگان خشمگین و نهنگان سهمگین در هم افتادند، رعدصفت با ناله و خروش از ابر تفنگ گلوله‌های برق‌سان را باران کردند و بنیاد قرار و ثبات ترکمانان را ویران.»

حسام‌السلطنه پس از پیروزی‌های مکرر در دفع ترکمانان، تصمیم به زهرچشم‌گرفتن بیشتر از آنها گرفت. او دستور داد سر‌های اجساد یاغیان و مهاجمان را از تن جدا و در برخی جاده‌ها از آنها «کله‌مناره» بسازند. خورموجی می‌نویسد: «[حسام‌السلطنه]پس از مراجعت به مشهد مقدس چند بار شتر رؤوس (سرها) و چند تن از اسیران منحوس آن گروه بی‌ایمان را به دربار میمنت مأنوس فرستاد....»

 

بازگشت به سلوک شازده‌های قجری

به این ترتیب، دوران دوم حکومت حسام‌السلطنه نیز با موفقیت در دفع تهاجم قرین شد. ناصرالدین‌شاه او را تا سال ۱۲۸۱ قمری (۱۲۴۳ خورشیدی) بر حکومت خراسان باقی گذاشت و سپس با احترام به حکومت فارس فرستاد و از مقربان شاه قاجار شد. از این دوره به بعد، حسام‌السلطنه به‌تدریج رویه‌ای دگرگون پیش گرفت و خود را بیش از گذشته به شاهزادگان طماع قجری شبیه کرد.

او در سفر ناصرالدین‌شاه به عتبات در سال ۱۲۸۷ قمری (۱۲۴۹ خورشیدی)، مأمور پاسداری از حرم شاهی در سفر بود. یک‌سال بعد سومین‌بار به حکومت خراسان رسید، اما درگیری با میرزاحسین‌خان مشیرالدوله، صدراعظم وقت، باعث برکناری او در سال ۱۲۸۹ قمری (۱۲۵۱ خورشیدی) شد.

این اتفاق، حسام‌السلطنه را به ورطه درگیری‌های قدرت کشاند و به‌کل از فضای رشادت‌های پیشین دور کرد. او در سال ۱۲۹۰ قمری با ناصرالدین‌شاه به سفر فرنگ رفت و پس از بازگشت، مدتی به حکومت کرمانشاه رسید.

با این حال، جدال او با درباریان برای کسب بیشتر قدرت ادامه داشت. حسام‌السلطنه در این مدت در پی بازگشت به حکومت خراسان بود، تا اینکه در سال ۱۳۰۰ قمری، سرانجام با پرداخت پول، حکومت این ولایت را به دست آورد، اما اجل مهلتش نداد. محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطراتش (ذیل تاریخ «دوشنبه دوم جمادی‌الاول ۱۳۰۰») می‌نویسد: «حسام‌السلطنه، عموی شاه، با دوسه کرور دولت (ثروت) امروز شش ساعت به غروب مانده مرحوم شد.

این چند روزه حاکم خراسان شده بود؛ ۲۵ هزار تومان پیشکش داده بود. امروز ساعت دیده بودند که به طرف حکومت برود، به آن دنیا رفت.»

 

* این گزارش شنبه ۱۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۸۸ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44