کد خبر: ۷۰۲۸
۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۰
هنرمند برگزیده رقابت «هوای پاک» به فکر نجات زمین است

هنرمند برگزیده رقابت «هوای پاک» به فکر نجات زمین است

انتخاب طرح کره زمین با آن هوای دودآلود اطراف و پرنده‌ای که بال‌هایش را انسان‌ها بسته‌اند نگاه داوران را معطوف به خود کرد تا اثر «مژگان شادکامی» رتبه نخست این رقابت‌ها را از آن خود کند.

آسمان آبی و زمین پاک مهم‌ترین نشانه‌های یک شهر و محله ایده‌آل است که گاهی از خاطر می‌رود.

بین همه فعالیت محیط زیستی که می‌شود انجام داد، طرح و ایده اجرا شده فرهنگ‌سرای غدیر در موضوع «هوای پاک» با استقبال هنرمندان و هنردوستان جوان روبه‌رو شد. رقابتی هنری که ختم به نقش‌آفرینی و طراحی با سیاه قلم شد.

انتخاب طرح کره زمین با آن هوای دودآلود اطراف و پرنده‌ای که بال‌هایش را انسان‌ها بسته‌اند نگاه داوران را معطوف به خود کرد تا اثر «مژگان شادکامی» رتبه نخست این رقابت‌ها را از آن خود کند.

شادکامی با این که تجربه چندانی در کوله‌بار هنری خود ندارد، اما در ابتدای مسیر جوانی به آینده‌ای روشن امیدوار است.

 

نقاشی یک هوس ذاتی بود

متولد بهمن ۷۲ است با خانواده‌اش در محله رستمی زندگی می‌کند. علاقه پدر به هنر باعث شده است نگاه‌های کودکانه او هم از ابتدا به همین سمت‌و‌سو سوق پیدا کند و روزبه‌روز به این وادی علاقمندتر شود.

هر چند این روز‌ها در غم از دست دادن او سوگوار است، اما خاطره مهربانی‌هایش را در هیچ فصلی از زندگی از خاطر نمی‌برد.‌ می‌گوید: نقاشی کشیدن یک هوس ذاتی درون من بود.

از همان دوران دانش‌آموزی هر طرح و تابلویی را که به نظرم زیبا می‌رسید، الگو قرار می‌دادم و می‌کشیدم. این موضوع از نگاه خانواده و معلم‌های آموزشی‌ام پنهان نمی‌ماند.

بعد از دوران متوسطه و گرفتن دیپلم در کنکور پذیرفته شدم، اما ورودم به دانشگاه با بیماری پدر همراه شد و به همین خاطر انصراف دادم. به اصرار پدر و به منظور تخصصی آموختن و حرفه‌ای کار کردن پنج ماه قبل در کلاس آموزشی سیاه‌قلم فرهنگ‌سرا غدیر ثبت نام کردم.

در همین چند ماه فوت و فن زیادی آموخته‌ام. پدر حتی با وجود بیماری همراهی‌هایش را تا لحظه آخر از من دریغ نمی‌کرد و مرتب پیگیر این بود که روی چه کاری دارم وقت صرف می‌کنم.

پدر با وجود بیماری همراهی‌‌اش را از من دریغ نمی‌کرد و مرتب پیگیر این بود که روی چه کاری دارم وقت صرف می‌کنم

 

قاب خاطره‌انگیز

از بین کار‌هایی که دارد، تصویر بچه‌گربه‌ای در خطوط سیاه و خاکستری، خاطره‌انگیزترین قاب برای هنرمند جوان محله ماست. می‌گوید: بابا به خاطر دلگرمی بیشتر من این را قاب کرده و جلوی چشم گذاشته بود و مرتب تحسینم می‌کرد.

با این که رفتنش خیلی برایم سنگین است، اما، چون می‌دانم از کار کردن من لذت می‌برد خودم را مشغول آن کرده‌ام و بیشترین وقتم را صرف نقاشی کردن می‌کنم.
ابزار کار ما در طراحی سیاه‌قلم سخت و دور از دسترس نیست.

قلم و کاغذ و زغال که باشد کفایت می‌کند. اما نقاشی نسبت به طراحی با سیاه‌قلم مخاطب بیشتری دارد و یک سرگرمی گران‌قیمت به حساب می‌آید؛ به طور کلی وسایل نقاشی هم گران‌قیمت‌تر از طراحی هستند.

 

کار باید به دلم بچسبد

او هنوز در حال تجربه کردن است. وسواس خاصی در پیاده کردن طرح‌هایش دارد. شاید یک شبانه‌روز هم پای کار و انتخاب طرح وقت بگذارد.‌

می‌گوید: بار‌ها و بار‌ها پاک می‌کنم و حتی طرح را پاره، دوباره از نو شروع می‌کنم و تا کار به دلم نچسبد از پای آن بلند نمی‌شوم.

او معتقد است انرژی‌ای که در کار هنری گذاشته است، به بیننده منتقل می‌شود؛ به خصوص چشم‌ها.

ادعا دارد: سیاه‌قلم معصومیت خاصی را به نقاشی و تصویر می‌دهد و چشم‌ها یک جور دیگرند. من فکر می‌کنم یک نقش خوب در سیاه قلم باید به گونه‌ای باشد که چشم‌ها جان داشته باشند و با آدم حرف بزنند.

 

طبیعت الهام‌بخش است

تعریف می‌کند: خیلی از طرح‌هایم را از طبیعت خدا الهام گرفته‌ام.

وقتی پاییز درون پارکی قدم می‌زنم یا در زمستان حیوانی از سوز سرما به کنجی پناه برده است و تماشایش می‌کنم یا زمانی که از بالای کوه کوچکی دنیا و آدم را نگاه می‌کنم، دلم برای نقاشی تنگ می‌شود و در اولین فرصت دست به قلم می‌شوم.

اما برخی از آن‌ها هم سفارشی است؛ مثل پرتره‌ای که غالبا از روی عکس سفارش‌دهنده نقاشی می‌کنم.

 

گرهی که هنر باز می‌کند‌

می‌گوید: هنر نخوانده‌ام، اما به خاطر فعالیت‌های هنری کلی دوست و آشنای هنرمند پیدا کرده‌ام و این را می‌دانم با زبان هنر نگاه خیلی‌ها را بهتر می‌توان جلب کرد. شادکانی به این اصل خیلی معتقد است که اگر هنر پا بگیرد، گره خیلی از مشکلات باز می‌شود.

هنر به همه چیز روح زندگی می‌دهد و خیلی‌ها را جذب خود می‌کند، اما متأسفانه به خاطر دغدغه‌های اقتصادی خیلی از آن‌ها وسط راه خسته و دلسرد می‌شوند. گاهی می‌روند و دیگر بر نمی‌گردند. به خاطر فرهنگ و آموزش هم باید به هنرمند انگیزه دارد.

می‌داند با یادگیری کامل این هنر می‌تواند درآینده تابلوهایش را به فروش برساند و سود اقتصادی داشته باشد. اما قبل از آن باید مخاطب را جذب کند و راه طولانی در پیش رو دارد.

کلام آخرش را با صداقت خاصی می‌گوید: دوست دارم در نقاشی‌هایم کاری کنم که هر کس آن را می‌بیند، یاد بگیرد که نباید به حیوانات آسیب برساند. هوای محیط زیست و زندگی‌اش را داشته باشد و هوای همه همسایه‌ها و هم محله‌ای‌هایش را.

 



این گزارش دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ در شماره ۲۸۳ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44