زاده خطه فوتبالی کشور، مربی فوتبال محله کوی ۲۲ بهمن است
متولد ۱۳۳۸ در خرمشهر است، دلی پردرد دارد از اینکه امروز فوتبال مادی شده و رشد مناسبی ندارد و اینکه معلمان ورزشی بهجای تدریس و فعالیت در دفتر مدرسه مینشینند و چای میخورند نیز آزارش میدهد. خلاصه مرد میدان فوتبال است و عاشق مستطیل سبز و توپ. شاید هم بیشتر از آنکه ورزش را در لغت عنوان کند، خواستار ادای احترام به معنای اصیل ورزش و فعالیتهای ورزشی است. میگوید: اگر کسی استعدادی داشته باشد و بخواهد آن استعداد را بهموقع و صحیح و بهطور مناسب پرورشدهد باید از هر فرصت زیرساختی برای آن استفاده کند. فرقی هم نمیکند که مشهد باشد یا خرمشهر.
از علی خیاطزاده میگویم همان معلم و مربی و مرد موفق ورزشی محله کوی ۲۲ بهمن. به سراغش میروم و از او میخواهم در مورد فعالیتهایش بیشتر برایم بگوید، اینطور آغاز میکند: دیپلمم را در خرمشهر گرفتم و رشته تربیتبدنی را برای ادامهتحصیل در دانشگاه انتخاب کردم. بعد از شروع جنگ، اهواز و خرمشهر بیشتر از سایر شهرها در معرض بمباران و تهاجم دشمن بود و بیشتر زنان و دختران به اسارت گرفته میشدند و همین موضوع باعث شد که بیشتر مردم برای حفاظت از ناموسشان این شهرها را ترک کنند.
وقتی که به مشهد آمدیم ...
علی خیاط زاده میگوید: ۴۰ روزی میشد که عراق خرمشهر را زیر بمبارن گرفته بود در آن ۴۰ شب ما در منزلمان روضه میخواندیم. شهر در حال سقوط بود که خانوادهام به اجبار راهی مشهد شدند و مرا هم به اصرار به مشهد آوردند.
او علت مهاجرتشان به مشهد را چنین عنوان میکند: در کنار حرم مطهر رضوی احساس امنیت میکردیم. وقتی به مشهد آمدیم ابتدا در طلاب ساکن شدیم و از آنجا که همه املاک و داراییهایمان را در خرمشهر رها کرده بودیم بهسختی توانستیم نخستین منزل مسکونیمان را در طلاب خریداری کنیم.
خیاطزاده میافزاید: بعد از مدتی به بولوار ۲۲ بهمن آمدیم و من تحصیل را در دانشگاه مشهد دنبال کردم و همزمان هم وارد بازار کار شدم، پس از فارغالتحصیلی بهعنوان دبیر آموزش و پرورش فعالیت کاریام را آغاز کردم و الان ۲۲ سال است که دبیر تربیتبدنی هستم.
او که اکنون در دبیرستان تیزهوشان ناحیه ۵ مشهد تدریس میکند به ضربالمثل معروف جنوبیها اشاره میکند و میگوید: «جنوبیها پا به توپ متولد میشوند» و من هم از همان دوران کودکی فوتبال را شروع کردم، پس از چندسال وارد تیمهای باشگاهی شدم و تیم شهرداری خرمشهر یکی ازتیمهایی بود که در آن بازی کردم.

از بازیکنی تا مربیگری
او روند ادامه فعالیت ورزشیاش در مشهد را اینگونه بازگو میکند: هنگامی که به مشهد آمدیم با سایر مهاجران همشهریام تیم فوتبال هجرت را راه انداختیم و بارها و بارها با تیمهای معروف مشهد مانند ابومسلم و پیام هم مسابقه دادیم.
بعد از گذر از این دوران وارد تیم تاکسیرانی مشهد شدم و با این تیم بود که از بازی در مستطیل سبز خداحافظی کردم و وارد عرصه مربیگری شدم و الان هم مدرک A مربیگری کنفدراسیون آسیا را دارم و مدرس فوتبال پایه فدراسیون فوتبال ایران نیز هستم.
او که دبیر کمیته فرهنگ و بازی جوانمردانه هیئت فوتبال استان هم هست از مربیگری خود در تیمهای مختلف میگوید: متاسفانه فوتبال ایران این روزها درگیر پول و مادیات شده است و افرادی که میخواهند فوتبال پاک داشته باشند کمترجایی در آن مییابند، به همین دلیل کارنامه مربیگریام شاید آنقدرها پررنگ نباشد، اما حدود ۵ سال با تربیتبدنی آستان قدس همکاری داشتم که مدتی بعد بنا به دلایلی، کار را در نیمه رها کردم.
فوتبال رشد میکند اگر...
این مربی، فوتبال مشهد را اینگونه ارزیابی میکند و میگوید:علاقه، استعداد، و ساختار ورزشی مناسب باشگاههای سازنده چهار عامل اصلی رشد فوتبال مشهد است که در گذشته استعداد و علاقه و باشگاههای سازنده وجود داشت، اما ساختارها معمولا غیرحرفهای بود.
او ادامه میدهد: امروزه استعداد هست، اما علاقهها کمرنگ شده، الان برای بازیکنان و مربیان و حتی تماشگران، پول جایگزین عوامل اصلی شده است، البته باشگاههای سازنده هم در مشهد کمرنگ شدهاند. تا چند سال پیش زمینهای خاکی استعداد میپروراند، اما الان کودکان و نوجوانان بازیهای کامپیوتری را به فوتبال و ورزش ترجیح میدهند، به همین دلیل استعدادهای بالقوه شکوفا نمیشوند.

مثلثی که میتواند فوتبال مشهد را نجات دهد
خیاطزاده در تکمیل صحبتهایش میگوید: الان فوتبال برای پولدارهاست و آنها میتوانند در مدرسههای فوتبال ثبتنام کنند و شهریه گزاف آن را بپردازند، اما کسانی که از نظر اقتصادی در شرایط پایینتری قرار دارند، از داشتن چنین امکاناتی محرومند.
او در ادامه خاطرنشان میکند: اگر مثلثی با سه بازوی شهرداری، آموزش و پرورش و هیئت فوتبال تشکیل شود آنموقع میتوان به رشد فوتبال در مشهد امیدوار بود و پیشبینی کرد که چند سال بعد مشهد به جایگاه اصلی خود در فوتبال بازگردد.
مدرک A مربیگری کنفدراسیون آسیا را دارم و مدرس فوتبال پایه فدراسیون فوتبال ایران نیز هستم
او در ادامه گریزی به کلاسهای ورزشیاش در مدارس میزند و میافزاید: من از آن دسته معلمانی نیستم که توپ را به دانشآموز بدهم و خودم کنار بنشینم بلکه آنقدر به این درس اهمیت میدهم که شاید از دیگر معلمان هم ساعت کلاسشان را برای درس خودم قرض بگیرم و هیچوقت ساعتم را به دروس دیگر نمیدهم. حتی اگر باران و برف هم بیاید با بچهها به نمازخانه میرویم و آمادگی جسمانی کار میکنیم، همه را در ورزش مشارکت میدهم و خودم هم در کنارشان هستم.
او با اشاره به اینکه از نشستن معلم ورزش در ساعت کارش در دفتر بیزار است ادامه میدهد: اینکه معلمی در دفتر بنشیند و چای بخورد و یا روزنامه بخواند حس بدی به من میدهد و شاید یکی از دلایل مهمی که باعث شده رشد ورزش در کشور با رکود همراه باشد، ریشه در همین رفتار برخی معلمان ورزش داشته باشد.

فرصتهای ورزشی در محله کوی ۲۲ بهمن
اما خیاطزاده به فرصتهای ورزشی موجود در محلهشان هم اشارهای دارد و میافزاید: مجتمع فرهنگی ورزشی غدیر و مسجد ۱۴ معصوم در امور ورزشی محله فعال هستند.
او همچنین با شناخت از محله خود پیشنهادی برای استفاده هرچه بیشتر اهالی از کلاسهای ورزشی ارائه میدهد و میگوید: بهتر است در این محله شهریه کلاسها و برنامههای ورزشی کمتر باشد تا عده بیشتری بتوانند از برنامههای ورزشی استفاده کنند که قطعا بازخورد این عمل به محله میرسد و به سود آن خواهد بود.
* این گزارش در شماره ۲۶ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۸ آبان ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.
