سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاش ی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
معصومه داه میگوید: وقتی در سال ۸۹ کانون شهید ابوذرغفاری تبدیل به یک کانون تخصصی هنرهای تجسمی شد، به همراه دوستانم یک سال در مورد شاخههای هنرهای تجسمی یعنی رشتههای نقاش ی، خوشنویسی، گرافیک، عکاسی و طراحی تحقیق کردم.
بعداز پانزدهسال زندگی در پیرانشهر، فرزانه نخعی قرار بود به زادگاهش برگردد اما در مشهد کسی از کارنامه هنری او خبر نداشت. روزهای اول خیلی برایش سخت گذشت تا اینکه آشنایی با یک مدیر مدرسه، فرصت جدیدی را پیش رویش گذاشت!
زهرا داروغه میگوید: طراحی موجب شده آدم قویتری شدهام. من قبلا صبور نبودم ولی الان برای اینکه یک طرح، خوب از کار در بیاید، باید حواسم را جمع کنم و به جزئیات توجه کنم تا به نتیجهای که میخواهم برسم.
محمدجواد بذرافشان نقاش است و در ایتالیا درس خوانده او بیش از ۵ دهه است که این هنر را دنبال میکند. او نقاش انقلابی است و برای تظاهرات سالهای بعد از انقلاب تصویر امام را نقاش ی میکرده است.
فردین عبودی، نوجوان هنرمند و هممحلهای ما، ساکن محله ۱۷ شهریور است که از پنجسالگی تمام رویاهای کودکیاش را با کشیدن طرحهای مناظر بیجان و آثار باستانی میگذراند.
مغازه محمد برزو، برای خیلیها جذاب است، او کارهای بسیاری میکند؛ حکاکی روی سنگ قبر، قلمزنی بر ظروف مختلف، ساخت و فروش صنایع دستی و...اما مهمترین هنری که ما او را با آن میشناسیم، نقاش ی است.






