برخی از شاهزادههای قاجاری که در آرامستان خواجهربیع دفن شدهاند. از جد بزرگشان که پیش از آغامحمدخان سودای پادشاهی در سر داشت و توسط نادرشاه افشار ناکام ماند تا نوادههایش مثل حسن خان سالار و پسر و برادرانش که به خاطر شورش مشهد در همین باغ اعدام و دفن شدند.
نخستین گام نظاممند در زمینه استانداردسازی اوزان و مقادیر در ایران، با کمکگرفتن از وزارت خارجه انگلیس در سال ۱۳۰۲ خورشیدی با طرح موضوع استقرار نظام متریک در مجلس شورای ملی برداشته میشود تا اینکه دو سال بعد، قانونی برای آن طرح میشود.
حدود یک قرن پیش، بلدیه با ساخت بنایی از ورود پسابهای آغشته به انواع بیماریها به شهر جلوگیری کرد و جان مردم بسیاری را نجات داد.
پس از مشروطه، نهتنها مدارس پسرانه در مشهد سامان گرفتند، بلکه یک مدرسه دخترانه نیز در مشهد دایر شد. به این ترتیب در سالهای پایانی دوره قاجار که در جریان آن، تعداد مدارس مشهد به عدد ۱۶ میرسد.
مرتضیمیرزا قهرمان در نخستین شمارههای جریده خورشید با نگارش مقالات و سلسله گزارشهایی، جامعه، مسئولان و نخبگان شهر را برمیانگیزد تا برای ارتش خراسان هواپیما بخرند. آن زمان حدود بیست سال از اختراع هواپیما گذشته بود.
بررسیها نشان میدهد که پیشینه تأسیس اسلحهسازی در مشهد، به دوره صفویه باز میگردد. محصولات این مراکز اسلحهسازی، در برخی لشکرکشیهای مهم تاریخ ایرانِ عصر صفوی، نقشی محوری و غیرقابل انکار داشتهاست.
ورق زدن مطبوعات دوره ناصری نشان میدهد که نام «نظمیه» از همان سالها در خبرهای شهر مشهد به چشم میخورد. با وقوع مشروطه و شکلگیری ادارات «محبس نظمیه» بهعنوان نهادی ساختارمند در خبرها پدیدار میشود.
منابع عهد ناصری مملو از گزارشهای شبیخون به زائران مشهد و غارت داراییهای آنان است. هراس از ترکمانتازی، پیوند اقتصادی و اجتماعی خراسان با فلات مرکزی ایران را تا مرز گسست پیش برد.
بیمارستانی که شهرداری مشهد در سال ۱۳۱۸ به راه انداخت تا ملجأ و پناه افراد فقیر و بیچیز باشد، با مدیریت و هدایت دکتر احمد سالاری به خوبی از عهده این مسئولیت برآمد، اما چندان عمر نکرد.
در دوره قاجار، پیش از آنکه پلیس به معنای امروزی آن شکل بگیرد، تأمین امنیت کوچه و بازار و رسیدگی به بسیاری از جرایم، بر عهده مجموعهای از مأموران و مناصب شهری بود که در رأس این تشکیلات، «داروغه» قرار داشت.
تدریس و رواج آموزش زبان فرانسه در دوره قاجار در مشهد سبب میشود که زبان فرانسه در سالهای پایانی قاجار به زبان اول خارجه در مشهد بدل شود و تا سالهای اشغال مشهد، پس از شهریور ۱۳۲۰خورشیدی، نیز در همین جایگاه بماند.
در غیاب عدلیه و نظمیه نوین در دوره قاجار، تعداد محبسهای مشهد را کسی نمیدانست. هر صاحبمنصبی میتوانست گوشهای از خانه یا محل کارش را به زندان تبدیل کند و کمتر کسی از فرد زندانیشده حمایت میکرد.
میرزا حبیب مجتهد خراسانی از چهرههای اثرگذار دینی و اجتماعی مشهد در اواخر قاجار است. او از خاندان «شهیدی» خراسان برمیخیزد؛ خاندانی که نزدیک به یکونیم قرن در ریاست روحانی و حکومت شرعی خراسان نقشی مهم دارند.
حاج کاظم علیاصغراُف معروف به کوزهکنانی با چهل سال سابقه تجارت در ترکستان از بازار آسیای میانه چشم میپوشد و در میانسالی با اعتباری حدود۴ میلیون تومان وارد مشهد میشود.
انتقال کشتارگاه به محمدآباد در سال ۱۳۰۷، تنها جابهجایی یک محل ذبح نبود، بلکه تلاشی برای مهار هرجومرجی بود که در آن، قصابها در خانههایشان مسلخ غیرقانونی برپا میکردند و گوشتهای آلوده با الاغ و گاریهای فرسوده به در دکانها میرسید و سلامت شهر را به تاراج میبرد.
موقعیت جغرافیایی خراسان و سیستان، این مناطق را از یک ناحیه مرزی معمولی به بخشی از معادلات جهانی تبدیل کرده بود. خراسان همجوار افغانستان بود و برای بریتانیا حائل میان روسیه و هندوستان بود.
خواجه ربیع؛ بنای تاریخیای که از زمان صفوی تاکنون، قصههای متفاوتی را از سر گذرانده است. بسیاری از افرادی که گذرشان به آرامگاه خواجه ربیع میافتد، شاید ندانند که این بنا، مدفن تعداد دیگری از چهرههای تأثیرگذار در تاریخ ایران است.
بیماری جلدی که امروزه با نام علمی «درماتوفیتوز» یا «تینیا» شناخته میشود؛ عاملی که به عمق فولیکول و ساقه مو نفوذ میکند و ریزش موی منطقهای، پوستهریزی و زخمهای چرکیِ عمیق (کرین) را به همراه میآورد. مشهد روزگاری میدان مبارزه با این بیماری بوده است!
قصه نمک فقط قصه آشپزخانه نیست؛ قصه معدن است و راه و بار، قصه بازار و قیمت و گاهی قصه دعوا و اعتراض. از معادن و نمکزارها تا اجارهداری و مزایده، از انبار و توزیع تا حساسیت نانواها و نگرانی مردم از گرانی.
گاهی دیدن بخشی از تاریخ حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، نه در کربلا که در مشهد میسر است. از نشانهای نایبالتولیه گرفته تا کاشی، سنگ و فرشی که زمانی جزئی از این حرمین مطهر بودهاند.