دوره قاجار

انتقال کشتارگاه به محمدآباد در سال ۱۳۰۷، تنها جابه‌جایی یک محل ذبح نبود، بلکه تلاشی برای مهار هرج‌ومرجی بود که در آن، قصاب‌ها در خانه‌هایشان مسلخ غیرقانونی برپا می‌کردند و گوشت‌های آلوده با الاغ و گاری‌های فرسوده به در دکان‌ها می‌رسید و سلامت شهر را به تاراج می‌برد.
موقعیت جغرافیایی خراسان و سیستان، این مناطق را از یک ناحیه مرزی معمولی به بخشی از معادلات جهانی تبدیل کرده بود. خراسان هم‌جوار افغانستان بود و برای بریتانیا حائل میان روسیه و هندوستان بود.
خواجه ربیع؛ بنای تاریخی‌ای که از زمان صفوی تاکنون، قصه‌های متفاوتی را از سر گذرانده است. بسیاری از افرادی که گذرشان به آرامگاه خواجه ربیع می‌افتد، شاید ندانند که این بنا، مدفن تعداد دیگری از چهره‌های تأثیرگذار در تاریخ ایران است.
بیماری جلدی که امروزه با نام علمی «درماتوفیتوز» یا «تینیا» شناخته می‌شود؛ عاملی که به عمق فولیکول و ساقه مو نفوذ می‌کند و ریزش موی منطقه‌ای، پوسته‌ریزی و زخم‌های چرکیِ عمیق (کرین) را به همراه می‌آورد. مشهد روزگاری میدان مبارزه با این بیماری بوده است!
قصه نمک فقط قصه آشپزخانه نیست؛ قصه معدن است و راه و بار، قصه بازار و قیمت و گاهی قصه دعوا و اعتراض. از معادن و نمک‌زار‌ها تا اجاره‌داری و مزایده، از انبار و توزیع تا حساسیت نانوا‌ها و نگرانی مردم از گرانی.
گاهی دیدن بخشی از تاریخ حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، نه در کربلا که در مشهد میسر است. از نشان‌های نایب‌التولیه گرفته تا کاشی، سنگ و فرشی که زمانی جزئی از این حرمین مطهر بوده‌اند.
وقتی به وسعت‌دادن خیابان در دوره محمدولی‌خان اسدی نگاه می‌کنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که به‌راحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان می‌دهد که چنین نبوده است.
سلاخ‌خانه مشهد، سال‌ها در مجاورت شهر بود و به مسئله‌ای فراتر از یک مرکز کشتار تبدیل شد؛ مسئله‌ای که هم با امنیت غذایی و گرانی گوشت پیوند دارد، هم با آلودگی معابر و بیم شیوع بیماری.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبه‌‌های سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را هم‌زمان فراهم می‌کرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امام‌رضا(ع) است.
کمال‌الملک، نقاش نامدار ایران، در سال‌های پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسین‌آباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.
مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدین‌شاه شاهد درگیری‌های جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدین‌شاه که برای سفر‌هایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمد‌های آستان قدس چشم داشت.
بسیاری از مورخان معتقدند که انتخاب رضاخان به عنوان وزیر جنگ، سرآغاز برکشیدن پهلوی اول به قدرت بود و سیدضیاء از شناخته‌شده‌ترین مهره‌های بریتانیا در تاریخ معاصر، روندی را آغاز کرد که در نهایت به سقوط قاجاریه انجامید.
از دوم تیرماه سال ۱۲۸۷ که مجلس شورای ملی ویران شد، مشهد یکی از کانون‌های اصلی درگیری‌های سنگین میان مشروطه‌خواهان و طرف‌داران استبداد بود و جدال بر سر آزادی‌خواهی در مشهد به اوج خود رسید.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانی‌ها پدیده‌ای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزه‌های مذهبی مظفرالدین شاه برای روشن‌کردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمین‌های دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبر‌هایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلم‌هایی است که دسته‌ای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشته‌اند.
در میان صد‌ها اثر سنگی بر جای مانده در حرم مطهر رضوی، گروهی از کتیبه‌ها بیش از آنکه روایتگر تاریخ بنا‌ها و رویداد‌ها باشند، بازتاب‌دهنده باورها، دعا‌ها و آموزه‌های دینی‌اند.
در دوره قاجاریه برگزاری مراسم جشن‌ها و سوگواری‌های مذهبی در قشون خراسان رایج بوده تا آنجاکه برای انجام نورافشانی و آتش‌بازی به مناسبت جشن میلاد امام حسین(ع) مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
کارشناسان، قدمت اغلب این کتیبه‌های سنگی را از دوره صفویه تا اواخر دوره پهلوی تخمین می‌زنند؛ با این حال، نمونه‌هایی نیز وجود دارد که به دوره‌های افشاریه، زندیه و حتی سلجوقی و تیموری تعلق دارند.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربه‌های ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانه‌ها، معمولا گزمه‌های کارآزموده‌ای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارت‌های نظامی می‌توانستند از عهده تأمین امنیت شهری به‌خوبی برآیند.
دستمزد کحالان به عنوان چشم‌پزشکان سنتی مانند پزشکان نبود و آنها ناچار بودند به مبلغی بسیار کمتر از آنچه اطبا دریافت می‌کردند، رضایت دهند. در مقابل، کحالانی هم بودند که با استفاده از همان دانش محدود، درمان‌های مؤثری برای بیماری‌های چشمی ارائه می‌دادند.