دوره قاجار

وقتی به وسعت‌دادن خیابان در دوره محمدولی‌خان اسدی نگاه می‌کنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که به‌راحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان می‌دهد که چنین نبوده است.
سلاخ‌خانه مشهد، سال‌ها در مجاورت شهر بود و به مسئله‌ای فراتر از یک مرکز کشتار تبدیل شد؛ مسئله‌ای که هم با امنیت غذایی و گرانی گوشت پیوند دارد، هم با آلودگی معابر و بیم شیوع بیماری.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبه‌‌های سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را هم‌زمان فراهم می‌کرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امام‌رضا(ع) است.
کمال‌الملک، نقاش نامدار ایران، در سال‌های پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسین‌آباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.
مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدین‌شاه شاهد درگیری‌های جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدین‌شاه که برای سفر‌هایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمد‌های آستان قدس چشم داشت.
بسیاری از مورخان معتقدند که انتخاب رضاخان به عنوان وزیر جنگ، سرآغاز برکشیدن پهلوی اول به قدرت بود و سیدضیاء از شناخته‌شده‌ترین مهره‌های بریتانیا در تاریخ معاصر، روندی را آغاز کرد که در نهایت به سقوط قاجاریه انجامید.
از دوم تیرماه سال ۱۲۸۷ که مجلس شورای ملی ویران شد، مشهد یکی از کانون‌های اصلی درگیری‌های سنگین میان مشروطه‌خواهان و طرف‌داران استبداد بود و جدال بر سر آزادی‌خواهی در مشهد به اوج خود رسید.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانی‌ها پدیده‌ای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزه‌های مذهبی مظفرالدین شاه برای روشن‌کردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمین‌های دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبر‌هایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلم‌هایی است که دسته‌ای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشته‌اند.
در میان صد‌ها اثر سنگی بر جای مانده در حرم مطهر رضوی، گروهی از کتیبه‌ها بیش از آنکه روایتگر تاریخ بنا‌ها و رویداد‌ها باشند، بازتاب‌دهنده باورها، دعا‌ها و آموزه‌های دینی‌اند.
در دوره قاجاریه برگزاری مراسم جشن‌ها و سوگواری‌های مذهبی در قشون خراسان رایج بوده تا آنجاکه برای انجام نورافشانی و آتش‌بازی به مناسبت جشن میلاد امام حسین(ع) مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
کارشناسان، قدمت اغلب این کتیبه‌های سنگی را از دوره صفویه تا اواخر دوره پهلوی تخمین می‌زنند؛ با این حال، نمونه‌هایی نیز وجود دارد که به دوره‌های افشاریه، زندیه و حتی سلجوقی و تیموری تعلق دارند.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربه‌های ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانه‌ها، معمولا گزمه‌های کارآزموده‌ای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارت‌های نظامی می‌توانستند از عهده تأمین امنیت شهری به‌خوبی برآیند.
دستمزد کحالان به عنوان چشم‌پزشکان سنتی مانند پزشکان نبود و آنها ناچار بودند به مبلغی بسیار کمتر از آنچه اطبا دریافت می‌کردند، رضایت دهند. در مقابل، کحالانی هم بودند که با استفاده از همان دانش محدود، درمان‌های مؤثری برای بیماری‌های چشمی ارائه می‌دادند.
سنگ مقام امام‌رضا (ع)، از کهن‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده در میان کتیبه‌های حرم است که اکنون در موزه آستان‌قدس‌رضوی نگهداری شده و در معرض نمایش زائران و علاقه‌مندان حضرت قرار گرفته است.
دستکم طی ۲۵۰ سال گذشته، مسیر ارتباطی مشهد به سمت غرب ایران و تهران به عنوان جاده زیارت و البته با کاربری‌های سیاحتی، نظامی، سیاسی و تجاری، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و حفظ امنیت و تسهیل عبور و مرور در آن از سوی حکام دنبال می‌شده‌است.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابون‌پزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر می‌رسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شده‌بود که کارگاه‌های مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولین‌بار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
شهر مشهد در دوران تیموریان شاهد رشد و شکوفایی فرهنگی و تحولات جدی در پیدایش معماری اسلامی بود. به قول پروفسور هیلن براند، دوران تیموریان بی‌تردید دوران طلایی مدارس ایرانی است. خراسان و ماوراءالنهر زمینه تحولات جدی بودند.
مسجد پل سنگی آن‌قدر در طول سالیان دچار تغییر و ساخت‌و‌ساز شده که جز کتیبه صد و چند ساله، چیزی از اصالت بنای آن باقی نمانده، مسجدی که وقف‌نامه‌های موجود گواهی به دویست سال سابقه آن دارند.
تاریخ گواه این است که در بسیاری مواقع هم، مدال‌های افتخار همیشه نصیب افتخارآفرینان و قهرمانان یک ملت نمی‌شود و گاهی بر گردن افرادی انداخته می‌شود که سر‌های بی‌گناه زیادی را به باد داده‌اند.