کد خبر: ۱۴۰۳۶
۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
اطعام چهارشنبه‌های محله راه‌آهن یادگار ۸۵ ساله علامه علی فلسفی است

اطعام چهارشنبه‌های محله راه‌آهن یادگار ۸۵ ساله علامه علی فلسفی است

کتابخانه و سفره‌خانه موسی‌بن‌جعفر (ع) مکانی در محله راه‌آهن است که از سال ۱۳۱۹‌ تا‌به‌حال رسالتی را بر دوش گرفته و اگرچه بنیان‌گذار اولیه آن، علامه شیخ‌علی فلسفی، پنج‌سالی است به دیار باقی هجرت کرده، اما بازماندگان وصیتش را تمام‌و‌کمال اجرا می‌کنند.

روی دیوار خانه‌ای که در کوچه‌های خیابان شهیدهاشمی‌نژاد به‌دنبال آن می‌گردم با خطی درشت نوشته شده است: «کتابخانه و سفره‌خانه موسی‌بن‌جعفر (ع)». اینجا همان مکانی در محله راه‌آهن است که از سال ۱۳۱۹‌خورشیدی تا‌به‌حال رسالتی را بر دوش گرفته و اگرچه بنیان‌گذار اولیه آن، علامه شیخ‌علی فلسفی، پنج‌سالی است که به دیار باقی هجرت کرده، بازماندگان وصیتش را تمام‌و‌کمال اجرا می‌کنند.

حاج محمد فلسفی، پسر ارشد علامه، در را که به رویم باز می‌کند، وارد حیاط بسیار کوچکی می‌شوم. گمان می‌کنم اینجا شاید فقط محل قرار است نه آن سفره‌خانه‌ای که شهرتش زبانزد بسیاری از ساکنان شهر شده است. اما همین‌که صاحب‌خانه، دری دیگر را باز می‌کند، نگاهم به سرایی وسیع می‌افتد و بعد با اشاره او از دری داخل می‌شوم که گویی ورودی یک اقیانوس است؛ اقیانوس بی‌انت‌های کلمات.

 

یک تصادف شگفت

مهمان خانه‌ای شده‌ام که حال و هوایش برخلاف هوای شهر در روز‌های زخمی‌شدن وطن، پاک و بی‌آلایش است و تنفس در‌میان قفسه‌هایی از کتاب که تا سقف بالا رفته‌اند، بی‌اندازه راحت و آسان. من در کتابخانه شخصی علامه شیخ‌علی فلسفی هستم، در‌میان بی‌شمار کتابی که احاطه‌ام کرده‌اند و هیبت مکان، حقارت انسان را یادِ آدم می‌آورد. تماشای کتاب‌هایی که سالخوردگی از سر‌ورویشان می‌بارد، لذتی است ناگفتنی برای چشم تن و جان. همین اول کار می‌خواهم بدانم چطور این کتاب‌ها سر از اینجا درآورده‌اند.

محمد فلسفی می‌گوید: قسمت اعظم این کتاب‌ها از مکتوبات پدر بزرگوارم است، طی بیش‌از هشتاد‌سالی که از اوایل جوانی تا آخرین لحظه عمر مشغول خواندن و نوشتن بود. پس‌از فوت ایشان همه کتاب‌هایی را که در حجره هایشان در مدارس علمیه بود، به اینجا منتقل کردیم و حالا این کتابخانه غنی در این محل در‌دسترس علاقه‌مندان و اهل علم است. بیش‌از ۸ هزار جلد کتاب در اینجاست که حدود هزار‌جلد از آنها مکتوبات خطی پدر است.

با راهنمایی محمد فلسفی چند کتاب و دفتر را ورق می‌زنم. هزاران صفحه دست‌نویس با بهترین خط ممکن که زیبا و شیوا و خوانا نوشته و به‌صورت دستی هم صحافی شده‌اند؛ نسخه‌هایی یگانه که ارزش معنوی بی‌حد‌وحسابی دارند. تصادفی یکی از دفترچه‌ها را با عنوان محرم و صفر باز می‌کنم.

صفحه‌ای که به ناگاه پیش رویم باز می‌شود، عجیب و شگفت است، همخوانی بی‌نظیری دارد با روز‌های پر‌التهاب هجوم اغتشاشگران به شهر امام‌رضا (ع)؛ «به این زمین خراسان چندین‌مرتبه توهین شده و خرابی در او نموده‌اند و به جزای اعمالشان رسیده‌اند...» 

علامه در این صفحات به‌مناسبت شهادت حضرت‌رضا (ع)، به موارد متعددی در تاریخ اشاره کرده است که سرزمین خراسان موردیورش دشمنان قرار گرفته. با خواندن جملات بغضی گلوگیرم می‌شود، اما ایمان دارم که نگهدار این خاک، نیکونگهدارنده‌ای است.

 

اطعام چهارشنبه‌ها در محله راه‌آهن یادگار 85 ساله علامه علی فلسفی استسفره‌خانه‌ موسی‌بن‌جعفر(ع)

 

نذر کتاب یک جوان گمگشته

شیخ‌علی واعظ‌زاده معروف به علامه علی فلسفی، در کودکی به‌همراه پدر بزرگوارش، شیخ غلامحسین فلسفی، از دهقانان اصفهان به مشهد آمد. به محض سکونت پدر در جوار این آستان، در محضر او و دیگر استادان حوزه علمیه مشهد، فراگیری علوم دینی را آغاز کرد. عشق به اهل‌بیت (ع) او را به سفری دور‌و‌دراز کشاند و در‌حالی‌که جوانی هفده‌ساله بود به قصد زیارت راهی سرزمین سوریه شد. اما در اتفاقی عجیب در نیمه راه، شب‌هنگام و در بیابانی ناشناخته بدون زاد‌وتوشه سفرش، از قطار بیرون افتاد.

از خدا خواستم که عالمی را راهنمای من در این سفر گرداند تا حظ معنوی‌ام در این سفر کامل باشد

در تاریکی صحرا به ناچار به‌سمت چراغی رفت که در دوردست‌ها سوسو می‌زد و مهمان عربی شد که در آن شب، او را پناه داد. همه نگرانی شیخ این بود که بی‌خرج سفر و بی‌وسیله لازم سفرش، نیمه‌کاره بماند و به زیارت نرسد.

محمد فلسفی از قول پدر ماجرا را روایت می‌کند؛ «پدر می‌گفت صبح روز بعد که از خانه عرب بیرون زده، در راه می‌رفته و مناجات می‌کرده که خداوندا این سفر را برای من ممکن کن، مرا یاری کن تا به سرمنزل مقصود برسم و زائر قبور خانواده حسین (ع) باشم. من هم نذر می‌کنم که اگر به مراد دل رسیدم و موفق به زیارت شدم، به ایران که برگشتم، عمر خود را صرف جست‌و‌جو در منابع اسلامی و در کتب تاریخی شیعی کنم و کتابی به نگارش درخواهم آورد مستند و مستدل درباره دختر عظیم‌الشأن امام‌حسین (ع)، رقیه خاتون (س)».

طلبه غریب در همین احوالات بوده است که مردی به شانه‌اش می‌زند. مسافر در‌راه‌مانده که از راهزنان بیم داشته است، به مرد می‌گوید: «در بساط من چیز با‌ارزشی نیست که به کار تو بیاید، جز دریایی علم که در سر دارم.»

مرد که به ظاهرش نمی‌خورده راهزن باشد، می‌گوید: «تو حاجت منی که از خدا درخواستش کردم. تاجری هستم که به قصد زیارت به سوریه می‌روم و نابلدم. از خدا خواستم که عالمی را راهنمای من در این سفر گرداند تا حظ معنوی‌ام در این سفر کامل باشد. حالا اگر مایلی همراه و همسفر هم باشیم، خرج سفر از من و زحمت راهنمایی از تو؛ و این‌گونه شد که شیخ‌علی آن سفر زیارتی را درنهایت آسایش به پایان برد و سر آخر هم با پرداخت حق‌الزحمه‌ای از‌سوی تاجر، خرج بازگشتش به وطن هم فراهم شد.

پس از بازگشت از این سفر بود که طلبه مشهدی قلم به دست گرفت و تا آخرین لحظه حیات، نوشتن در راه نشر تعالیم اهل‌بیت (ع) را رها نکرد.

 

اطعام چهارشنبه‌ها در محله راه‌آهن یادگار 85 ساله علامه علی فلسفی استسفره‌خانه‌ موسی‌بن‌جعفر(ع)

 

آغاز نوشتنی بی‌پایان

زهراخانم، فرزند دیگر علامه که حالا در پنجاه‌سالگی، خاطرات بسیاری از پدر و پدربزرگ خود دارد، ادامه می‌دهد: از اولین خاطراتی که در ذهن دارم، تصویر پدری است که او را در اکثر اوقات شبانه‌روز در‌حال نوشتن می‌دیدم. با اینکه در کرسی استادی حوزه بود، رتق‌و‌فتق امور منزل و خرید مایحتاج را هم انجام می‌داد و به درس و آموزش ما هشت فرزند نیز شخصا رسیدگی می‌کرد، اما ساعت‌های طولانی به نوشتن نیز مشغول بود. بسیار کم‌خواب و پرکار بود.

یکی از چیز‌هایی که از اول زندگی به خاطرم مانده، چهارشنبه‌هایی است که تحت هر شرایطی، سفره اطعام در خانه ما پهن می‌شد

گاهی هنگام نوشتن می‌دیدم که آرام به پهلو خم می‌شد و در همان حالت نشسته، لحظه‌ای خوابش می‌برد. دلم می‌سوخت و دوست داشتم که با بردن بالش و روانداز کاری کنم دقایقی استراحت کند، اما در بسیاری موارد، مادرم مانع می‌شد. زیرا به محض ایجاد سروصدا یا بردن نام پدر، فوری بیدار می‌شد و دوباره به نوشتن ادامه می‌داد. مادر می‌گفت هیچ کاری نکنیم تا پدر در همان حال اقلا دقایقی به دست و چشم خود استراحت دهد.»

او ادامه می‌دهد: یکی دیگر از چیز‌هایی که از اول زندگی به خاطرم مانده، چهارشنبه‌هایی است که تحت هر شرایطی، سفره اطعام در خانه ما پهن می‌شد.

برادر حرف خواهر را پی می‌گیرد؛ «ما در روز‌های چهارشنبه رشد کردیم. به گفته پدرم در ابتدا برپایی این مجلس با چند‌مهمان آشنا شروع شد و حالا پس‌از بیش از هشت‌دهه به شرایط امروزی رسیده است.»

به گفته فرزندان علامه در میانه تغییرات بزرگ سیاسی، کودتا، انقلاب، جنگ و همه مشکلات و اتفاقات متعدد تاریخی، برپایی این مجلس از اصول ثابت این خانه بوده است. حتی در اوج روز‌های کرونایی که آخرین ایام عمر پدر هم بود، این مراسم شکل و شیوه‌اش اندکی تغییر کرد، اما تعطیل نشد.

 

اطعام چهارشنبه‌های محله راه‌آهن یادگار ۸۵ ساله علامه علی فلسفی است

 

سفره‌ای برای فقیر و غنی

حالا چهارشنبه‌ها سفره اطعام در این خانه بیش‌از پنج‌ساعت پهن است. از اذان ظهر تا زمانی‌که قطره‌ای آبگوشت در دیگ‌های غذا نمانده باشد و نه‌فقط اهالی محل و آشنا‌ها بلکه از سرتاسر مشهد و حتی شهر‌های دیگر، هستند کسانی که خود را برای رسیدن به تبرک سفره موسی‌بن‌جعفر (ع) به کوچه شهید‌هاشمی‌نژاد‌۱۱ در محله راه آهن می‌رسانند.

از اذان ظهر و پس‌از اقامه نماز و قرائت زیارت عاشورا، مهمانان دسته‌دسته به سفره‌های پذیرایی دعوت می‌شوند و این روند گاهی تا اذان مغرب هم به درازا می‌کشد.

به گفته دختر علامه، مهم‌ترین اتفاقی که در این سال‌ها و با زیاد‌شدن جمعیت در این خانه رخ داده، این است که فقیر و غنی در‌کنار هم می‌نشینند و از این سفره لقمه برمی‌دارند، هر کس به نیتی. یکی برای سیری جسم و یکی برای شفای جان.

زهراخانم می‌گوید اینجا هم خانه امید بی‌خانمان‌هاست، هم جایی که مردمی از سرتاسر شهر به نیت نام مبارک موسی‌بن‌جعفر (ع) به آن تمسک می‌جویند؛ «پدرم ورد زبانش همیشه این بود که من در پهن‌کردن این سفره هیچ‌کاره‌ام. هرچند هیچ‌وقت از هیچ‌کس درخواستی برای کمک هم نداشت و به ما هم بسیار تأکید می‌کرد که تحت هیچ شرایطی، چنین درخواست‌هایی نداشته باشیم. اما هستند کسانی که با اصرار و پافشاری خودشان و با رضایت کامل برای نذر و حاجات خود، خواهان کمک به این سفره‌اند.»

برکت این خانه منحصر به صرف ناهار چهارشنبه‌ها نیست. هنوز هم طلاب علوم دینی، دانشجویان و پژوهشگران و حتی اهالی محله و شهر، دست یاری به سمت این خانه دراز می‌کنند. افرادی که از ارادتمندان به علامه بودند هنوز هم به رسم عادت گذشته که به دیدار شیخ می‌آمدند، در این خانه و کتابخانه و میان نوشته‌های بی‌شمار او به‌دنبال پاسخ سؤالات و رفع مشکلات خود می‌گردند.

اینجا هم خانه امید بی‌خانمان‌هاست، هم مردم از سرتاسر شهر به نیت نام مبارک موسی‌بن‌جعفر(ع) به آن تمسک می‌جویند

بین مهمانان روز چهارشنبه، خانمی روایت زیبایی دارد: اینکه ارادت مردم این محل به این سفره‌خانه ورای سازوکار‌های دنیایی است. مردم هنگام رد‌شدن از کوچه، موقع نوشیدن آب از آب‌سرد‌کنی که شیر آن از حیاط این خانه بیرون آمده است، نیتی غیر از رفع تشنگی دارند.

 

اینجا دارالاجابه است

خانم جعفری، از فعالان محلی و واسطه دیدار ما با اهالی این خانه، چند‌ماهی می‌شود که پس از آشنایی با خادمان این خانه در تلاش برای شناساندن این مکان معنوی و فرهنگی به اهالی شهر است.

روایت آشنایی خودش با این خانه این‌گونه است: یک روز به واسطه کاری در این محله بودم. چهارشنبه و از ظهر گذشته بود که از این کوچه رد می‌شدم. دیدم جلو درِ این خانه شلوغ و پررفت‌وآمد است. داخل شدم و پرس‌وجو که کردم، تازه فهمیدم چه خبر است. با چند‌تا از خانم‌ها هم‌صحبت شدم و همه می‌گفتند اینجا یک خانه و یک سفره معمولی نیست. غذایی که هر هفته به نام مبارک موسی‌بن‌جعفر (ع) پخت و توزیع می‌شود، برکات بسیاری دارد.

طی این چند ماه، رفت‌وآمد به این خانه متوجه شدم که هیچ خط‌کشی وجود ندارد و دارا و ندار اینجا فارغ از هر نوع طبقه‌بندی دنیایی در‌کنار هم می‌نشینند و روایت‌های بی‌شماری از مهمانان شنیده‌ام که همگی معتقد بودند اینجا دارالاجابه موسی‌بن‌جعفر (ع) است، کسی دست خالی برنخواهد گشت.

 

جز با معجزه ممکن نبود

روایت آشنایی خانم شریفی، سرآشپز چهارشنبه‌ها نیز بسیار جالب است؛ «چهار‌سال پیش از بیماری قلبی شدیدی رنج بسیار می‌بردم و در نوبت عملی بودم که توان پرداخت هزینه آن را نداشتم. یک روز برای زیارت و سبک‌کردن دل به حرم رفته بودم و بعد در اتفاقی عجیب، تصادفا به نشانی این خانه آمدم و از همان روز شدم خادم این سفره و در این خانه ماندگار شدم. نیازم به عمل جراحی برطرف شد و شکر خدا به لطف الطاف ائمه (ع) دیگر اثری از بیماری نیز در وجودم نمی‌بینم.»‌

‌شریفی شیوه و مقدار موادی را که هربار برای پخت غذای چهارشنبه‌ها استفاده می‌شود، با جزئیات کامل برایم توضیح می‌دهد، اما معتقد است اینکه چندصدنفر طی چندساعت بر این سفره می‌نشینند، تناسبی با مقدار غذای پخته‌شده ندارد و توضیح این موضوع، جز با معجزه برکت موسی‌بن‌جعفر (ع) ممکن نیست.

 

* این گزارش یکشنبه ۱۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44