کد خبر: ۱۳۹۸۹
۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
امیر معتمدی تکواندوکار جوان محله کوی پلیس است

امیر معتمدی تکواندوکار جوان محله کوی پلیس است

دانشگاه تربیت معلم شهیدبهشتی مشهد در رشته تربیت بدنی قبول شدم. یکی از استادان درس زبان انگلیسی هم تکواندوکار می‌کرد و جالب اینکه او دبیر هیئت تکواندو استان بود. یک‌بار او یکی از مبارزات مرا دید و خوشش آمد و من را به باشگاهش دعوت کرد

حسام الدین نجفی | دعوا کردن از آن چیز‌هایی است که چه بخواهی و چه نخواهی در مواقعی خاصی با تمام وجودت از آن استفاده می‌کنی. به‌خصوص اگر مکانش هم مدرسه باشد. آنجا دیگر به معنای واقعی هر هنری را در دعوا بلدی، برای حفظ آبرو هم که شده پیاده می‌کنی. هنوز نمی‌دانم که دعوا کردن کار خوبی است یا نه! مسلما همه به این اعتقاد دارند که دعوا بسیار کار زشتی است، اما هیجانات و احساسات دوران نوجوانی را چطور می‌شود مهار کرد؟ انسان گاهی از فرط هیجان زیاد، ناخوداگاه دست به کاری می‌زند که اگر همان را از روی اصولش انجام می‌داد، شاهد اتفاقات غم‌انگیزی نبود و شاید از آن لذت هم می‌برد.

 در این چندساله ورزش‌های رزمی‌رونق زیادی یافته‌اند که می‌تواند نشانه خوبی برای ورزش جامعه باشد. خالی کردن انرژی در قالب یک ورزش که برای آن قانون و مسابقاتی هم وجود دارد و به خاطرش از تو تقدیر می‌کنند و تو افتخار یک خانواده و یک کشور می‌شوی چیز خوبی است.

امیر معتمدی، ساکن محله کوی پلیس مشهد همین راه را برای خالی کردن هیجاناتش انتخاب کرده و تا الان هم نتیجه بسیار خوبی از آن گرفته است. هرچند ناملایماتی را هم در این راه تحمل کرده است، اما خودش خوب می‌داند که برای قهرمانی باید هزینه کرد. او از دورانی می‌گوید که شاید برای تفریح و سرگرمی به سوی ورزش آمده ولی کم‌کم این امر برایش جدی شده است. امیر معتمدی می‌گوید: ۱۰ ساله بودم که می‌رفتم کلاس تکواندو و فقط فرم (همان حرکات نمایشی ورزش‌های رزمی‌است) کار می‌کردم و اصلا به فکر مبارزه نبودم. او می‌گوید: همراه با برادرم که او هم این ورزش را دوست داشت، به این کلاس می‌رفتم. او خیلی در این راه به من کمک کرد.

دوران دانشجویی

برای او قهرمانی از دوران سخت دانشجویی شروع شده است، آن هم توسط کسی که ما از او انتظاری نداریم: استاد زبان انگلیسی! بعضی اوقات یک نفر به خوبی می‌تواند نقش دبیر ورزش را با لحظه‌ای تأمل برای ما ایفا کند. امیر معتمدی آغاز حرفه‌ای شدنش را این‌گونه برایم تعریف می‌کند: دانشگاه تربیت معلم شهیدبهشتی مشهد در رشته تربیت بدنی قبول شدم. یکی از استادان درس زبان انگلیسی هم تکواندوکار می‌کرد و جالب اینکه او دبیر هیئت تکواندو استان بود. یک‌بار او یکی از مبارزات مرا دید و خوشش آمد و من را به باشگاهش دعوت کرد. آنجا نقطه شروع زندگی ورزشی من به‌صورت حرفه‌ای بود.

 

کمربند‌ها را یکی‌یکی می‌گرفتم

در آن باشگاه همه خیلی حرفه‌ای این ورزش را دنبال می‌کردند و من هم سعی خودم را برای بهتر شدن می‌کردم. پیشرفتم را حس می‌کردم و یکی‌یکی کمربند‌ها را می‌گرفتم. همه تجربیاتم را از همین مسابقات دانشجویی و زمانی که دانشجو بودم دارم تا اینکه یک اتفاق خیلی بد در یکی از مسابقات برای من افتاد و من را کاملا دلسرد کرد.

 

معلم بودن را دوست دارم ولی...

ناگفته نماند که امیر معتمدی معلم ورزش یکی از مناطق محروم است. او معلمی را در صورت داشتن امکانات کافی، موثر می‌داند و می‌گوید: در بخش احمدآباد (که  بعد از رباط طرق واقع است) معلم ورزش هستم. آنجا حتی زمین‌ها هم آسفالت نیست و در واقع دست ما برای انجام هر فعالیتی بسته است. معلم‌هایی هستند که با کت و شلوار زنگ ورزش را اداره می‌کنند. آنجا منطقه محرومی است و خیلی نمی‌توانم این ورزش را آنجا دنبال کنم. البته همان جا هم تاکید دارم که بچه‌ها با لباس ورزشی تمرین کنند.

در بخش احمدآباد معلم ورزش هستم. آنجا حتی زمین‌ها هم آسفالت نیست

 

کمی از تکواندو زده شده‌ام

امیر معتمدی دوباره یادآن خاطره بد می‌افتد و درباره آن چنین می‌گوید: در یکی از مسابقات، از ناحیه آرنج دچار آسیب‌دیدگی شدیدی شدم. در این مسابقات که در ارومیه برگزار می‌شد، من با یک حریف ناشی که قبلا کاراته‌کار هم بود مبارزه کردم و با یک ضربه کاملا ناشیانه او، تاندوم دست چپم پاره شد و تا الان نمی‌توانم ورزش کنم. راستش کمی به خاطر همین اتفاق از این ورزش زده شده‌ام.

 

رابطه شعر و تکواندو!

این را خودش گفت وگرنه من اصلا باورم نمی‌شد که او شعر هم می‌گوید. چند تا از شعرهایش را آورده بود. خودش می‌گوید: چند وقتی است که شعر گفتنم نمی‌آید! شعر باید خودش بیاید مثل کار‌های دیگر نیست که به خاطرش وقت بگذاری. امیر معتمدی با اینکه ورزش رزمی می‌کند، روح لطیفی دارد و این را از صحبت‌هایش به راحتی می‌توان فهمید. برایش آرزوی موفقیت می‌کنیم.

 

*این گزارش سه شنبه، ۲۱ شهریور ۹۱ در شماره ۲۱ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44