تاریخچهای از حسینیهای که به نام کفاشان معروف شد
نشانی چند هیئت را میدهند که اسم و رسم معروفی دارند؛ یکیاش همینجاست که ما میرویم حسینیه کفاشان. ما در بولوار وحدت هستیم؛ لابهلای مغازهها و بین آدمهایی که در سوز آخر پاییز در رفت و آمدند. محرم بازار هیئتهای عزاداری که داغ میشود، چراغهای این حسینیه هم گرم است.
عزادارن امام حسن مجتبی (ع) در حسینیه کفاشان
مردی جاافتاده تعریف میکند این حسینیه هر چند به نام کفاشان است، راهاندازی آن به شکل هیئت به نامی، چون امام حسن مجتبی (ع) برمیگردد و بیشترین عزادارانش را کفاشها شامل میشوند، اما تا بوده درهایش روی همه عزادارها باز بوده است.
او که یکی از از مغازهدارهای اصلی میدان است، تعریف میکند: حسینیه کفاشان در سال ۸۳ و به همت حسین ماهرویی که از بچههای ۴۴ ساله هیئت امام حسین (ع) بوده است، تأسیس شده و توسعه یافته و حالا یکی از پرجمعیتترین هیئتهاست.
جواد برفر، رئیس هیئتمدیره هم این حرف را تأیید میکند و میگوید: صنف کفاشان بزرگترین و پرجمعیتترین صنف کشوری است و این حسینیه افتخار این را دارد که مریدان زیادی داشته باشد.
نخستین پرسشی که به ذهن میآید، نحوه آشنایی او با حسینیه است که در اینباره میگوید: در خانوادهای مذهبی به دنیا آمدم و بعد از گرفتن دیپلم و به امید استقلال مالی به دنبال رشته مورد علاقهام یعنی طراحی کفش رفتم.
خوشبختانه از همان دوران با قرآن و حسینیه و مسجد مأنوس بودم و هرچه پیش میرفتم، این امکان برایم فراهم میشد تا در پناه قرآن، دیروزم با امروز و امروزم با فردا فرق کند و این زمان برایم لذتبخشترین لحظات بوده است.
صنف کفاشان بزرگترین و پرجمعیتترین صنف کشوری است و این حسینیه افتخار این را دارد که مریدان زیادی داشته باشد
همانطور که گپ میزنیم، چند نفر وارد میشوند و میگویند ما از بچگی با حسینیه و مساجد مأنوس شدهایم و در همین حسینیه عَلَم گرفتهایم و ظهرهای عاشورا تا خود حرم رفتهایم. خیلی از آدمها وقتهایی که کلافهاند و گرفتاری دارند، به صاحب این حسینیه متوسل میشوند.
ظهرهای عاشورا که صاحبان عزا علمهایشان را بیرون میآورند، مردم کوچه و بازار میآیند و نذر میکنند و خیلیها هم حاجت گرفتهاند مثل همین خادم حسینیه.

خادمان حسینیه
احمد بیغم که از همان ابتدای راهاندازی حسینیه اینجا خدمت کرده است، میگوید: سالها با همین پول کم کفاشی، جلسات هیئتمان را میچرخاندیم. من به صاحب این هیئت اعتقاد خاصی دارم و معجزات زیادی از آن دیدهام. نمونهاش همین آشپز حسینیه که سالها پای دیگها ایستاده و فرزندش را از صاحب همین هیئت گرفت و بعد از ۹ سال بچهدار شد.
یک روایت متفاوت
محمدعلی شمخانی، اما روایت تازهای را برایمان تعریف میکند؛ اینکه تا قبل از تأسیس حسینیه اینجا حمامی واقع بوده و یکی از همسایگان شبی در خواب میبیند اینجا خانه کعبه است و خیلی از مردم دور آن در طواف هستند و روز بعد متوجه خریداری ملک به نیت حسینیه میشود.

کربلایی، مسئول فرهنگی حسینیه نیز با اشاره به ابتکار ویژهای که در این مکان شکل گرفته میگوید: براساس برنامهریزی انجام شده برای نخستینبار در کشور، مسابقاتی ویژه حفظ و ترجمه با محوریت سوره واقعه برگزار خواهد شد.
ما در بولوار وحدت هستیم، لابهلای آدمهایی که گرماند و نورانی، درست مثل چراغهای روشن این خانه.
*این گزارش در شماره ۳۱ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۱۳ آذرماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.
