کد خبر: ۱۴۰۳۹
۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
ساز همایون لعلی، بخشی از هویت اوست

ساز همایون لعلی، بخشی از هویت اوست

همایون لعلی، سازی را حمل می‌کند که فقط ابزار موسیقی نیست، بخشی از زندگی و هویت اوست. او بازنشسته پلیس افغانستان است و حالا چهار‌سالی می‌شود که ساکن گلشهر مشهد است. صدایش نوای نغمه‌های محلی افغانستان را تداعی می‌کند.

درِ «خانه و موزه مهاجرت محله شهید آوینی» هنوز کاملا بسته نشده است که صدای قدم‌هایی آرام، اما محکم در فضا می‌پیچد. مردی با قامتی کشیده، راه‌رفتن منظم و نگاهی که رد سال‌ها انضباط نظامی را در خود دارد، وارد می‌شود. کیف دمبوره‌اش را بادقت روی شانه جابه‌جا می‌کند؛ انگار سازی را حمل می‌کند که فقط ابزار موسیقی نیست، بخشی از زندگی، خاطره و هویت اوست.

همایون لعلی، بازنشسته پلیس افغانستان، حالا چهار‌سالی می‌شود که ساکن گلشهر مشهد است، اما صدایش هنوز بوی کوه‌های غور، خیابان‌های کابل و نغمه‌های محلی افغانستان را می‌دهد.

 

تولد یک مسیر دوگانه

همایون لعلی متولد سال‌۱۳۳۶ در ولایت غور افغانستان است؛ جایی که طبیعت خشن و زندگی ساده، آدم‌ها را زودتر از سنشان بالغ می‌کند. کودکی‌اش در همان فضا گذشته است؛ در خانواده‌ای که موسیقی حرفه‌ای نبوده، اما صدا و نغمه، غریبه هم نبوده است. سال‌های ابتدایی تحصیل را پشت سر می‌گذارد و خیلی زود مسیر زندگی‌اش به سمت نظم، انضباط و یونیفرم نظامی می‌رود.

‌پس از پایان تحصیلات ابتدایی، وارد مدرسه نظامی پلیس می‌شود؛ مسیری که او را تا بالاترین رده‌های فرماندهی پیش می‌برد. سال‌ها بعد، کابل می‌شود محل زندگی و خدمتش؛ شهری پرهیاهو که هم‌زمان سیاست، جنگ، فرهنگ و هنر را در خود جمع کرده است. اما درست در همان محیط خشک و قانون‌محور نظامی، جرقه‌ای روشن می‌شود که سرنوشت دیگری را برایش رقم می‌زند: موسیقی.

 

نخستین آشنایی با نغمه‌ها

او می‌گوید آشنایی‌اش با موسیقی کاملا اتفاقی نبوده. در دوران دانش‌سرای افسری، گاهی گروه‌های موسیقی و آواز برای اجرا به آنجا می‌آمدند و تلویزیون ملی افغانستان هم برنامه‌هایی با محور موسیقی پخش می‌کرد. همایون آرام‌آرام جذب این فضا می‌شود؛ صدایی که از دل نظم نظامی، راهی به احساس باز می‌کند.

او با مکثی کوتاه، از همان روز‌ها تعریف می‌کند و می‌گوید: همان موقع تصمیم گرفتم موسیقی را یاد بگیرم، اما استاد خاصی نداشتم.

دمبوره مثل ویولن پرده ندارد؛ یعنی نوازنده باید با ساز یکی شود تا صدا درست دربیاید

یادگیری‌اش خودجوش بوده است؛ نت‌خوانی، آواز و نوازندگی ساز‌های مختلف را از کارکنان نظامی بخش موسیقی فرامی‌گیرد. به گفته خودش، خوش‌شانس بوده است که در محیط کارش، ابزار و امکانات موسیقی در‌دسترس بوده؛ امکانی که شاید بیرون از آن فضا به‌راحتی فراهم نمی‌شده است.

فعالیت حرفه‌ای همایون لعلی با سرود‌های حماسی آغاز می‌شود؛ آثاری که به‌سرعت موردتوجه قرار می‌گیرند و حتی از تلویزیون افغانستان پخش می‌شوند. صدایش، صدای رسمی و آشنای آن سال‌ها می‌شود؛ صدایی که هم اقتدار دارد و هم احساس. او آموزش آکادمیک آواز ندیده و این را بدون تعارف می‌گوید.

با لبخندی آرام توضیح می‌دهد که آواز برایش بیشتر یک استعداد خدادادی بوده است تا مهارتی اکتسابی؛ «آواز را کسی به من یاد نداد.» این را می‌گوید و تأکید می‌کند که صدا، اگر از دل بیاید، راه خودش را پیدا می‌کند.

 

تمرین با شیار‌های خشاب

در‌میان همه ساز‌هایی که می‌نوازد، دمبوره جای دیگری دارد. علاقه‌اش به این ساز به همان سال‌های خدمت نظامی برمی‌گردد؛ آن‌قدر عمیق که حتی هنگام پست نگهبانی هم از آن جدا نمی‌شده است. با خنده‌ای که تلخی خاطره را نرم می‌کند، تعریف می‌کند: وقتی نگهبانی می‌دادم، به‌جای سیم‌های دمبوره، روی شیار‌های خشاب اسلحه تمرین می‌کردم.

به باور او، دمبوره‌نوازی بیش از آنکه تکنیک‌محور باشد، دلی است. می‌گوید هیچ‌وقت استاد مشخصی در این ساز نداشته و اساسا معتقد است دمبوره مثل ویولن پرده ندارد؛ یعنی نوازنده باید با ساز یکی شود تا صدا درست دربیاید.

او می‌گوید: خودت باید ساز را حس کنی، باید با آن زندگی کنی.

حالا ۳۶‌سال است که دمبوره می‌نوازد و در‌کنار آن، ساز‌های دیگری مثل هارمونیه، ارگ، قیچک، تنبک و رباب را هم به‌خوبی می‌شناسد و می‌نوازد.

 

همایون لعلی، نوازنده‌ای که به گلشهر مهاجرت کرد

 

موسیقی محلی، زبان مشترک ما

همایون لعلی، شیفته موسیقی محلی افغانستان است؛ موسیقی‌ای که به گفته خودش، ریشه در خاک و تاریخ دارد. اما وقتی از شباهت‌ها حرف می‌زند، بدون تعلل به موسیقی ایران، به‌ویژه موسیقی خراسانی اشاره می‌کند و می‌گوید: موسیقی محلی ایران اشک‌هایم را جاری می‌کند. نمونه‌اش را هم مشخص می‌کند؛ «نوایی، نوایی» برای من فقط یک قطعه نیست، یک خاطره زنده است.

خودت باید ساز را حس کنی، باید با آن زندگی کنی

او معتقد است نوازندگی و آواز ایرانی‌ها در دنیا بی‌نظیر است و تحریر‌های آوازی را ویژگی منحصربه‌فردی می‌داند که مشابهش در جای دیگری پیدا نمی‌شود.

 

وقتی ماندن ممکن نبود

‌با سقوط دولت افغانستان، شرایط برای کسی با سابقه و رده نظامی او دیگر عادی نبوده است. امنیت، آینده و حتی زندگی روزمره‌اش با ابهام همراه می‌شود و همین، مسیر مهاجرت را ناگزیر می‌کند. ایران، مشهد و در‌نهایت گلشهر، مقصد این مسیر می‌شود.

او ایران را کشوری هم‌زبان، هم‌فرهنگ و هم‌مذهب می‌داند و از مهمان‌نوازی مردم و برخورد محترمانه نهاد‌ها با مهاجران افغانستانی صحبت می‌کند. می‌گوید: در این چهار‌سال فقط سه بار از من مدارک شناسایی خواسته‌اند و هربار با احترام کارهایم انجام شده است.

همایون و خانواده‌اش حالا ویزای فرهنگی دارند و فعالیت‌های هنری‌اش را ادامه می‌دهد.

 

گلشهر، شبیه وطن

اولین مواجهه‌اش با گلشهر را این‌طور روایت می‌کند: وقتی برای اولین‌بار بازار‌شلوغه را دیدم، یاد بازار کابل افتادم. حسی آشنا، شبیه بودن و نوعی رهایی که در کمتر جایی برای مهاجران افغانستانی پیدا می‌شود.

او تأکید می‌کند که مهاجرند و تابع کشور میزبان، اما گلشهر برایشان فقط یک محله نیست؛ بخشی از زندگی دوباره است.

 

موسیقی برای سوگ و حماسه

همایون لعلی حتی در ایران از صدا و سازش فاصله نگرفته است. ۲۶‌سال پیش مصادف با روز ۲۲‌بهمن در کرمان و در جشنواره وزارت فرهنگ و ارشاد ایران، مهمان بوده و چندین سرود اجرا کرده است.

دو سال پیش هم پس‌از شهادت آیت‌الله رئیسی، در مراسم یادبود ایشان در بازار ملل و هم‌زمان با روز فرهنگ هزاره، موسیقی حماسی و مرثیه اجرا می‌کند؛ دو سرود، یکی با مضمون امام‌رضا (ع) و دیگری درباره شهادت رئیس‌جمهور. اجرا‌هایی که نشان می‌دهد موسیقی برای او فقط هنر نیست؛ زبان واکنش به زمانه است.

 

* این گزارش دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۸ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44