پورسینا و مادری به نام فاطمه بهلولی
اوقات زیادی در شبانهروز، وقتش را در مسجد پنجتن آل عبا (ع) در محله پورسینا سپری میکند و با کمک بانوان محله امور مختلف را پیش میبرد. مهد کودک زهرای مرضیه (س)، خیریه صاحبالزمان (عج)، ایجاد اشتغال برای بانوان و.... اینها فقط بخشی از فعالیتهای فاطمه بهلولی است که طی سالها برای ارتقای فرهنگی و معیشتی اهالی این منطقه انجام دادهاست. مشتاقم بدانم که ریشه این همه دغدغهمندی از کجاست.
در نقش خانم معلم
برای فاطمه بهلولی همهچیز از مدرسه دخترش، مبینا، شروع شد. او هم مثل خیلی از مادرها عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسه بود، بیآنکه بداند این حضور معمولی قرار است مسیر زندگیاش را عوض کند.
ماجرا به سال ۱۳۹۲ برمیگردد، به زمانی که معلم قرآن دوم دبستان دخترش یک هفته سر کلاس حاضر نشد. کلاس بلاتکلیف ماند و مدیر مدرسه دنبال راهحل میگشت. فاطمه که مدرک روخوانی و روانخوانی قرآن را از سازمان تبلیغات گرفتهبود به پیشنهاد مدیر مدرسه بهجای دبیر قرآن سرکلاس حاضر شد.
همان چندجلسه کافی بود تا بین او و بچهها ارتباطی عمیق شکل بگیرد. او به کشفی تازه رسید؛ اینکه کار با کودک برایش غریبه نیست. انگیزه دارد، حوصله دارد و مهمتر از همه، بلد است با بچهها ارتباط بگیرد. این را فقط خودش متوجه نشد. مدیر مدرسه او را به ادامهدادن این مسیر تشویق کرد، به ادامه تحصیل، جدیگرفتن آموزش و به مسیری که بعدها به بخش مهمی از هویت اجتماعی فاطمه بهلولی تبدیل شد.
سالها به مهد کودک فکر میکردم
تشویق سه فرزند و همراهی همسر حامیاش که از همان ابتدا پشت تصمیمهایش ایستاد، فاطمه بهلولی را برای ادامه تحصیل مصممتر کرد. او دوباره به مدرسه برگشت؛ مدرک سیکل را گرفت، بعد هم دیپلم را. بعد از آن در رشته علوم تربیتی در دانشگاه پیامنور تحصیل کرد و موفق به کسب مدرک کارشناسی شد.
با پایان دوره تحصیل، فعالیتهای فاطمه بهلولی با رویکردی تازه شروع شد. کارنامه فعالیتهایش بیشمار است و دستی در هر کاری میبرد؛ فعالیتهایی که همه را همزمان و موازی با هم پیش میبرد. تأسیس خیریه، راهاندازی مهد کودک، برنامهریزی برای حمایت از بانوان محله و....
درباره اولین قدم جدیاش بعداز پایان دوره تحصیل میگوید: با تأسیس مهد کودک زهرای مرضیه (س) در سال۹۶، هدفی را که در سرم بود، عملی کردم؛ کاری که برایش ادامه تحصیل داده و سالها به آن فکر کرده بودم. ابتدا میخواستم مربی یکی از مهد کودکهای محله شوم؛ انتخابی که سادهتر و کمدردسرتر بود. اما با تشویق اطرافیان تصمیم گرفتم مهد کودک خودم را تأسیس کنم.
فاطمه بهلولی از گرفتن مدارک مرتبط هم میگوید. همان سال، دوره ضمنخدمت مهد کودک آموزشوپرورش را طی کرد و همزمان دورهای مرتبط را در مؤسسه خیریه «ضریح آفتاب» زیرنظر مجموعه آستان قدس رضوی گذراند.
بعداز گرفتن این مدارک، مهد کودک را در طبقه بالای مسجد صاحبالزمان (ع) تأسیس کرد. انتخاب مکان اتفاقی نبوده است. مسجد برایش جایی آشنا و امن بود؛ هم برای خودش و هم برای خانوادهها. او از همراهی هیئتامنای مسجد میگوید؛ از اینکه او را میشناختند و بهطرزی باورنکردنی از او حمایت میکردند.
سال اول فقط یازدهکودک در مهد ثبتنام کردند. سال دوم این عدد به بیستنفر رسید و سال بعد به شصتکودک. این رشد به گفته فاطمه بهلولی، نتیجه اعتماد خانوادههاست. امروز تعداد دانشآموزان مهد به حدود هفتادنفر رسیده است؛ کودکانی که خیلیهایشان فقط از محله پورسینا نیستند و از روستاهای اطراف مثل کریمآباد، عباسآباد و مهدیآباد میآیند.
یکی از دلایل این استقبال را هزینه ناچیزی میداند که برای ثبتنام در نظر گرفتهاست. میگوید از خیلی از خانوادههای کمبضاعت حتی هزینهای دریافت نمیکند. برایش روشن است که این کار را دوست دارد و هدفش از ابتدا کسب درآمد نبوده است و با نگاه حمایتی و تربیتی جلو میرود.

چشیدن طعم شیرین کار خداپسندانه
علاوهبر کودکان، بهلولی به فکر حمایت از خانوادهها هم بوده است. همزمان با تأسیس مهد، خیریهای در مسجد راهاندازی میکند. ماجرا از این قرار بود که گروه «سهشنبههای مهدوی» از سال۱۳۹۶ در درمانگاه اباصالح محله پورسینا شکل گرفته بود. در این برنامه، هر سهشنبه، پزشکان خیّر دعوت میشوند تا بیماران کمبضاعت را به رایگان ویزیت کنند.
فاطمه بهلولی با فعالیت در این گروه، نقش واسطهای فعال دارد؛ خانوادههای کمبضاعت محله را شناسایی و برای معاینه و دریافت خدمات درمانی دعوتشان میکند.
همین تجربههاست که نگاهش را عمیقتر کردهاست؛ «آن روزها فهمیدم که با قدمبرداشتن در این راه میتوانم کمک کوچکی برای بهبود شرایط هممحلهایهایم انجام بدهم و طعم شیرین کار خداپسندانه را چشیدم و دیگر هیچوقت رهایش نکردم.»
با شیوع ویروس کرونا، فعالیتهای او در مسجد گستردهتر شد. سرزدن به خانوادهها، شناسایی نیازمندان، کمکرسانی به خانوادههایی که بهخاطر تعطیلیها و محدودیتها بیکار شدهاند، بخشی از کارهایی است که در آن روزهای سخت پیگیری کرد.
هدف نهایی خیریه، کمک به خودکفایی افراد و اشتغالزایی برای آنان است
بعداز فروکشکردن کرونا، او به این جمعبندی رسید که این فعالیتها نیاز به ساختاری منسجمتر دارند. تصمیم گرفت خیریه صاحبالزمان (عج) را در مسجد پنجتنآلعبا (ع) راهاندازی کند؛ خیریهای که حالا دفتر آن در همین مسجد قرار دارد و بهصورت متمرکز به امور حمایتی خانوادههای محله رسیدگی میکند.
هدف نهایی، خودکفایی
حالا ۱۵۰خانواده تحت پوشش خیریه صاحبالزمان (عج) هستند؛ خانوادههایی که عمدتا مسئولشان زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرستاند. فاطمه بهلولی میگوید: ما سعی کردیم به قشر کمتر دیدهشده و آسیبپذیرتر محله کمک کنیم.
اما فعالیتهای این خیریه فقط به کمکهای مستقیم معیشتی محدود نمیشود. آنها با مدارس محله در ارتباط هستند و با واسطهشدن میان خانوادهها و خیران، برای دانشآموزان لباس فرم تهیه میکنند. در مواردی دیگر، برای بیماران حاد داروهای خاص و پرهزینه تأمین میشود.
فاطمه بهلولی از همکاری خودجوش بانوان محله هم میگوید؛ زنانی که در قالب خیریه، داوطلبانه پای کار آمدهاند. بعضیها بستههای معیشتی را آماده و توزیع میکنند، بعضی دیگر در مناسبتهای مختلف همراهی میکنند.
او تعریف میکند که در ایام محرم، در حیاط خانهشان که همینجا در محله پورسیناست، دیگ بار میگذارند و غذا را بین نیازمندان یا اهالی محل توزیع میکنند؛ کاری که بهمرور تبدیل به یک قرار همدلانه میان اهالی شدهاست.
با اینهمه، فاطمه بهلولی تأکید میکند که فعالیتهایش را فقط به کمکرسانی محدود نمیداند. به گفته او، هدف نهایی خیریه، کمک به خودکفایی افراد و اشتغالزایی برای آنان است.
شیرینترین خاطراتش هم به خانوادهها و افرادی برمیگردد که بعداز مدتی، از پوشش خیریه خارج شده و روی پای خودشان ایستادهاند.
یکی از این خاطرهها مربوط به روزهای کروناست. او میگوید خانوادهای بودند که کارگاه خیاطی داشتند، اما با تعطیلی ناگهانی کارگاه، بیکار شدند و تحت پوشش خیریه قرار گرفتند. مدتی حمایت شدند، دوباره جان گرفتند و امروز نهتنها کارگاهشان را راه انداختهاند، بلکه آن را گستردهتر از قبل کردهاند. حالا برای دیگران هم اشتغال ایجاد کردهاند و خودشان به یکی از بازوهای خیریه تبدیل شدهاند و به دیگران کمک میکنند.

توانمندسازی با یک انبر ساده
فعالیتهای فاطمه بهلولی در حوزه توانمندسازی بانوان محله، گستره وسیعی دارد، اما یکی از پررنگترین آنها، ورود به کار شکستن سنگ فیروزه است. او میگوید همان سالها که با گروه جهادی «سهشنبههای مهدوی» همکاری میکرد، یکی از اعضای گروه که ساکن این محله نبود و در حوزه فیروزه و رزین فعالیت داشت، او را به کارگاه آقای اکرمی در منطقهای دیگر معرفی کرد.
اولین برخورد ساده نبوده؛ آقای اکرمی صریح گفته است: «کار به ظاهر ساده، اما در واقعیت سخت است و دقت زیادی میخواهد. از پسش برمیآیید؟»
او، اما با اطمینان جواب داده است که میتواند کار را انجام بدهد. فاطمهخانم چندهفتهای در همان کارگاه مانده و نحوه شکستن سنگ فیروزه را آموزش دیده است؛ کاری که بهظاهر ساده است، اما ظرافت زیادی دارد.
خودش توضیح میدهد: این کار تجهیزات زیادی نمیخواهد؛ همهچیز به یک انبر خلاصه میشود. اما مهم این است که سنگ را چطور بشکنی. اگر بیشازحد ریز شود، دیگر به درد نمیخورد و عملا هدر میرود. سنگ فیروزه هم سنگ ارزانی نیست و همین موضوع، حساسیت کار را بالا میبرد.
سنگ فیروزه، نجاتبخش دوران کرونا
فاطمه بهلولی هدفش از یادگرفتن این مهارت را از همان ابتدا روشن میدانست؛ آموزش آن به بانوان محله. بعد از یادگرفتن کار، در مسجد این مهارت را به خانمها آموزش میداد.
سالهای کرونا، این کار در محله جان تازهای گرفت. تعداد زیادی از بانوان محله یا بهخاطر تعطیلیها بیکار شده بودند یا در خانه بیمار داشتند و امکان کار بیرون از خانه برایشان فراهم نبود. شکستن سنگ فیروزه برایشان به یک راه امن و دردسترس تبدیل شد و در همان دوره رونق زیادی در محله پیدا کرد.
حالا هم این کار ادامه دارد؛ هرچند تعداد متقاضیان انجام آن کمتر شده است. فاطمه بهلولی میگوید هرماه بار سنگ فیروزه بهصورت مستقیم از نیشابور به اینجا میآید و او آن را بین ۱۰ نفر از خانمها تقسیم میکند؛ زنجیرهای کوچک، اما مؤثر که از دل محله شکل گرفته و هنوز نفس میکشد.
ایستاده کنار همسر
فعالیتهای فاطمه بهلولی بیشمار است و به قول خودش، وقت سرخاراندن ندارد. میگوید برای انجام همه این کارها، به برنامهریزی دقیق نیاز دارد؛ «صبحها مهد کودکم و از ظهر به بعد به کارهای خیریه و برنامههای جانبی میرسم. گاهی وقتها شبها از خستگی بیهوش میشوم.»
با اینهمه، کنار همه این مسئولیتها، وقتگذاشتن برای خانواده را اولویت میداند. برای خودش خط قرمز مشخص کرده است؛ جمعهها روز خانواده است و هیچ کاری انجام نمیدهد؛ روزی که به گفته خودش، فقط برای باهمبودن است.
البته که همراهی خانواده و بهویژه همسرش، هاشم عباسی، در این مسیر بیتأثیر نیست. فاطمه بهلولی صریح میگوید اگر حمایتهای او نبود، حالا در این مسیر قرار نداشت.
همسرش یکی از بازوهای اصلی کار است؛ از حملونقل و رساندن بستههای معیشتی به دست نیازمندان گرفته تا آوردن بار سنگ فیروزه. حتی زمانیکه قرار میشود مهد کودک توسعه پیدا کند و چند اتاق به آن اضافه شود، هم در کار ساختوساز کمک میکند و هم در تأمین هزینهها کنار او میایستد.
مسیر فاطمه بهلولی، مسیری فردی نیست؛ حاصل همراهی یک خانواده و اعتماد یک محله است. مسیری که هرچند خستگی دارد، بهگفته خودش، ارزشمند است.

روی پای خودم ایستادم
وجیهه جهانبان
پارسال بود که دخترم را به مهد کودک زهرای مرضیه (س) آوردم و همانجا با خانم بهلولی آشنا شدم. از همان برخورد اول، اخلاق خوب و صمیمیتش روی من تأثیر گذاشت. برخوردش طوری بود که آدم احساس میکرد فقط یک مراجعهکننده نیست؛ انگار واقعا برایش مهم هستی.
برخوردش طوری بود که آدم احساس میکرد فقط یک مراجعهکننده نیست؛ انگار واقعا برایش مهم هستی
بعداز چند بار رفتوآمد، به او گفتم دنبال کار میگردم؛ کاری که بتوانم در خانه انجام بدهم. بدون هیچ چشمداشتی، رایگان به من نحوه شکستن سنگ فیروزه را آموزش داد. با حوصله، قدمبهقدم همهچیز را توضیح میداد. اوایل فقط سنگها را پاک و خردهسنگها را جدا میکردم. هنوز جرئت شکستن نداشتم. کمکم دستم راه افتاد، مهارت پیدا کردم و یاد گرفتم چطور سنگ را بشکنم که هم سالم بماند و هم خیلی ریز نشود. حالا خودم کار پاکسازی را انجام میدهم و کیفیت کارم خیلی بهتر شده است.
حدود یکسال است که این کار را انجام میدهم. هم درآمدش کمکحالم شده و هم اعتمادبهنفسم بیشتر شده است. مهمتر از همه این است که کسی مثل خانم بهلولی به من اعتماد کرد و کنارم ایستاد. همین باعث شد روی پای خودم بایستم.
دلسوزی و مداومت در کارها
سمیه صادقی
من خادم این مسجد هستم و سالهای زیادی است که خانم بهلولی را میشناسم. به واسطه ایشان در بیشتر فعالیتها حضور داشتهام؛ از برپایی دیگ برای مناسبتهای مختلف گرفته تا نظافت مسجد برای برگزاری کلاسها و برنامهها. خیلی وقتها کارها بیسروصدا انجام میشود، اما اگر کسی از نزدیک باشد، میبیند که چقدر انرژی و پیگیری پشت این برنامههاست.
خانم بهلولی فعالیتش فقط به مهد کودک خلاصه نمیشود. برای خانمهای محله هم همیشه برنامه دارد و به نیازهایشان توجه میکند؛ مثلا چندبار پیگیری کرد تا از شهرداری مشاور بیاید و برای ما کارگاه تربیت فرزند برگزار شود. کلاسهایی که خیلی از نکاتش را یاد گرفتیم و بعدها در زندگیمان به کارمان آمد.
آنچه برای من پررنگ است، دلسوزی و مداومت اوست. کارها مقطعی نیست. اگر برنامهای شروع میشود، تا نتیجه گرفتن دنبالش میکند. خیلی از خانمها بهواسطه همین کلاسها و دورهمیها، هم آگاهتر شدهاند و هم کمتر احساس تنهایی میکنند.
* این گزارش دوشنبه ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۸ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.
