فتح ۱۸۶۶ پله برج میلاد با دست
میخواستم برایش توضیح دهم که در این گفتوگو قرار است درباره چه حرف بزنیم. میخواستم بگویم اگر وقت خوبی نیست، بگذارید برای بعد، اما وقتی دیدم به راحتی حرف میزند شروع کردم به پرسیدن.
هنوز از صعودش به برج میلاد، شگفت زدهام، این را به خودش هم میگویم و بیدرنگ میپرسم: ۱۸۶۶پله را با دست بالا رفتن سخت نبود؟ میخندد و مثل من بیدرنگ میگوید: برای یک ایرانی آن هم از نوع ورزشکارش هیچچیز سخت نیست.
با مرتضی عبدی پیش از این هم گفتوگو کرده بودم. میدانستم از بچههای خوب و جوان گلشهری است که انگیزه بسیاری دارد و با همین پشتکار مثالزدنی و ستودنیاش، توانسته است پشت خیلی از مشکلات را به خاک بمالد. میدانستم در یکسالگی و بر اثر بیماری فلج اطفال، دچار معلولیت شده است و از زمانیکه خودش را شناخته با ویلچر و صندلی چرخدار بوده است؛ اینها را در همان مصاحبه مفصلی که چندماه پیش با هم داشتیم، برایم گفته بود.

افتخار صعودی دیگر
پیش از این از افتخار نخستین صعود خود با دست در سال۱۳۸۶ به شیرکوه یزد برایم تعریف کرده بود که ۴هزار و ۷۵۰متر ارتفاع داشت و کلی هم بهخاطر آن ذوق کرده بود، چراکه پیش از او هیچ کسی این قله را با دست فتح نکرده بود.
صعود خاطرهساز به قله دماوند
عبدی سال۱۳۸۲ به ورزش بسکتبال
با ویلچر روی آورده و در کنار آن وزنهبرداری، کوهنوردی و تنیس روی میز را هم تجربه کرده است. او در ورزش باستانی، نفر اول ایران و صاحب سه نشان طلا، نقره و برنز در مسابقات گوناگون شده است. اما هیچ چیز مانند صعود به قله دماوند برایش خاطرهساز نبوده است. هنوز هم وقتی یاد سال۱۳۸۷ میافتد، چشمهایش از اشتیاق میدرخشد و میگوید: قله ۵ هزارو ۶۱۹ متری کوه دماوند را نیز با دست بالا رفتم. بعد تعریف میکند که ماجرای این صعود، توسط فیلمسازی ایرانی در قالب فیلم مستندی به نام «اتاق صعود» ساخته شد.
احتیاج به مقدمهچینی و این حرفها نیست، مرتضی حالا خیلی خودمانی با خیلی از رسانهها حرف میزند و پاسخ آنهایی را میدهد که پس از صعود خواستار گفتوگو با او هستند. او میداند در مسیری که برای
کم کردن روی سختیها انتخاب کرده است، تنها نیست و خیلی از آدمهای دیگر نیز هستند که جنس زندگیشان مانند جنس زندگی خود اوست. آنها شاید کمبودهایی داشته باشند، اما ناتوانی هرگز!

فتح برج میلاد با دست
وقتی در برج میلاد دستش را به آخرین پله میزند، نفسی از سر راحتی میکشد و میان انبوه خبرنگارانی میایستد که برای ثبت این لحظه تاریخی دور او و ماهانای ۲۸ساله جمع شدهاند.
او با وجود ناتوانی پاهایش، سالها روی پای اراده ایستاده است تا به همه ثابت کند هیچ چیز مانع از پیروزی نیست، اگر آدم تواناییهای خود را کشف کند و به آنها ایمان بیاورد.
ارادهای که معجزه میکند
مرتضی عبدی رکورد ۱۸۶۶پله را در ۵۹دقیقه و ۳۷ثانیه میشکند و برج میلاد را مغلوب استقامت دستهایش میکند تا یکبار دیگر به همه ثابت کند معلولیت، محدودیت نیست. این را چند بار پشت سر هم تکرار میکند، سپس از برنامهریزی برای افتخارآفرینی در آینده حرف میزند: «میخواهم پنج برج بلند دیگر دنیا را با دستهایم فتح کنم.» و من بیدرنگ و همان لحظه در جوابش میگویم: همیشه اراده در زندگی آدمها معجزه کرده است و من همیشه حسرت زندگی انسانهای بااراده را داشتهام.
قله ۵ هزارو ۶۱۹ متری کوه دماوند را نیز با دست بالا رفتم. ماجرای این صعود، توسط فیلمسازی ایرانی ساخته شد
افتخارم این است که بچه گلشهرم
عبدی متواضعتر از آن است که این صعود بتواند مغرورش کند. او هنوز هم از سر فروتنی هر کدام از هممحلهایها و هم باشگاهیهای خود را میبیند، برای سلام کردن پیشقدم میشود و به این افتخار میکند که بچه کوچههای شلوغ گلشهر است.
بااراده به همه چیز غلبه کردم
او حرف آخر را با گفتن هدفش از این صعود تمام میکند و میگوید: وقتی دیدم انبوه پلهها و معابر نامناسب، بسیاری از معلولان را خانهنشین کرده است، سعی کردم با اراده به چیزی غلبه کنم که همواره یک مانع بزرگ در زندگی ما بوده است.
دیداری که خاطره صعود را دلچسبتر کرد
مرتضی از این صعود افتخارآمیز یک خاطره هم دارد که برای همیشه به یادش خواهد ماند و آن دیدار با مهدی مهدویکیا فوتبالیست مطرح دنیاست. او خاطره این صعود را در کنار افتخارهای دیگرش به خاطر خواهد سپرد و میداند در ورزش هر قدر هم پیش رود، هنوز در گام نخست است و دوست دارد گامهای بعدی را بلندتر بردارد.
تلفنهای پشتسرهم مجالی بیش از این برایمان باقی نمیگذارد و من هم آرزویی ندارم جز امید به موفقیت بیشتر او و همه ورزشکارانی که افتخار بزرگ محلههای ما هستند.
*این گزارش در شماره ۳۳ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۲۷ آذرماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.

