خیابان خرمشهر۱۳ که در دهه۲۰، «مهتاب» نامیده میشد و کوچه هم به «سیمتری بهار» شهرت داشت، اما در زمان جنگ تحمیلی، این محدوده به نام مناطق جنگی نامگذاری شد، این معبر هم «دارخوین» نام گرفت.
«کانون خواهران شهدای جهان اسلام» خانه دوم بانوانی است که میخواهند یاد برادرانشان را زنده نگه دارند. برای آرام محرابی اما این جمع، فقط یک مراسم احساسی نیست، بخشی از تاریخ معاصر ایران است.
حسن مرادی کتهشمشیری و صفیه خانم همسرش، سال۷۹ خانهای را به قصد برپاکردن حسینیه خریداری میکنند. مرادی میگوید: از کودکی در هیئتها بزرگ شدم. در خانه پدرم از ۵۰سال پیش مراسم عزاداری برپا بوده است.
کلنگ مسجد و حسینیه و مجتمع فرهنگیدرمانی الامام علیبنموسیالرضا (ع) را خانواده ساداتموسوی و حیدری بر زمین زدند که در حدود ۲ هزار نفر هستند و همگی در این کار خیر سهیم شدند.
عباس اسماعیلیگلابگیر، مردی که زندگیاش از حجره قنادی و مغازه آهنفروشی گرفته تا کفشداری حرم و برپایی موکبهای صلواتی، همیشه رنگ خدمت و عشق به اهلبیت (ع) داشته. درِ خانه او برای روضههای دهه فاطمیه سیاهپوش شده است.
ابتدا فقط یک دیوار آجری دور زمین وقفی کشیده شد و مردمِ محل، فرشهای خانههایشان را به این مکان آوردند و زنها طلاهایشان را به عشق حضرت رقیه(س) برای سرعت بخشیدن به ساخت بنا فروختند.
محمد صدیقی میگوید: بیشتر کارها را بهدست بچههای محله میسپاریم. نوهام، امید که امانتی الهی بود، همه کارهای فنی و صوتی حسینیه را انجام میداد و حالا که دیگر بین ما نیست، بچههای محله بیشتر از قبل پای کار آمدهاند.






