ایدههای سبز آزیتا در پژوهشکده مشاغل
این روزها تمایل جوانان به داشتن مشاغل پشت میزنشین، کاریابی را دشوارتر کرده و اوج این مسئله را میتوان در آمارهای بالای شرکتکنندگان استخدامهای دولتی دید. در این بین مدت هاست ایدههای کارآفرینی، پرداختن به مشاغل زودبازده و ایجاد کارگاههای کوچک طرفداران زیادی دارد و تجربههای موفق زیادی در این زمینهها مشاهده شده است.
مشاغلی مانند پرورش قارچ، آلوئه ورا، جلبک و ... با سرمایه اولیه کم، امکان اشتغال و درآمدزایی مطلوب را فراهم میکنند. از طرفی درصد ریسک در بعضی از آنها بسیار پایین و نزدیک به صفر است بنابراین اگر مردم با این مشاغل آشنا شوند، میتوان امید داشت که از این طریق، جوانان و سرپرستان خانوار را از بیکاری نجات داد.
نویسندگی در ۱۲ سالگی
آزیتا رفیعی نیشابوری، جوان ۳۰ ساله ساکن بولوار جلال آل احمد، از جمله کسانی است که به این باور رسیده است که مشاغل دولتی جوابگوی نیاز جامعه نیست و اگر میخواهیم بر مشکل بیکاری غلبه کنیم باید سراغ مشاغل دیگری بریم که از آنها غفلت شده است.
دغدغه اصلی او که خود فوق لیسانس معماری بوده و مدرس دانشگاه آزاد است، اشتغال جوانان میباشد. نه بازاری است، نه وابسته به سازمانهای دولتی. خودش به تنهایی فقط با پشتکار و انگیزه شخصی تصمیم گرفته، به صورت خیرخواهانه هر کاری از دستش بر میآید برای اشتغال جوانان و سرپرستان خانواده انجام دهد. نتیجه این دغدغههای او به شکلگیری پژوهشکده مشاغل منجر میشود که اکنون خودش مدیر آن است. از یک ایده خام شروع کرده و اکنون پس از حدود ۵ ماه، این ایده را پر و بال داده است و با ایدههای جدیدی اهدافش را توسعه میدهد. او بدون هیچ سرمایه شخصی تاکنون افراد زیادی را راهی مشاغل مختلف کرده است.
رفیعی، یک شهروند مثل سایر شهروندان است فقط شرایط جامعه و بحرانهای اقتصادی و اشتغال، او را در این فکر فرو برده است که چطور میتواند کمک حال مردم و یک عضو مفید برای جامعهاش باشد. آنچه در ادامه میخوانید مختصری از گفتوگوی ما با او و شرح زندگیاش است.
آزیتا رفیعی، از کودکی فردی فعال و اجتماعی و گریزان از بیکاری بود و همیشه وقتش را با کلاسهای مختلف پر میکرده است. همچنین ارتباط خوبی با کتاب دارد و در حوزههای مختلف مطالعه میکند. سال ۸۳ در مسابقات کتابخوانی کل کشور، رتبه اول را به دست میآورد. یک دوره کلاس نویسندگی رفته و در سن ۱۲ سالگی، ۲ کتاب کودک مینویسد که چاپ میشود. او از اعضای فعال کانون پرورش فکری کودکان و طی سالهای تحصیل انواع کلاسهای این کانون را رفته است.
مدرک کافی نیست!
رفیعی، در دانشگاه به قول خودش یک دانشجوی تک بعدی بود که فقط به درس میاندیشید، شاگرد اول و جزو استعدادهای درخشان بود، اما وقتی با افراد موفق مواجه میشود، میبیند که همه آنها غیر از مدرک و تحصیلات، مهارتهای دیگری هم دارند؛ از روابط عمومی بالا و فنون مذاکره گرفته تا مهارتهای کامپیوتری و.... از همین جا به خودش میآید و تصمیم میگیرد غیر از درس خواندن اقدامات دیگری هم انجام دهد. فعالیتهایش را از امور فرهنگی دانشگاه شروع میکند.
او و تعدادی دیگر از دانشجویان، در آن زمان جلساتی را با مسئول امور فرهنگی دانشگاهشان داشتند که خاطرات خوبی از آن در ذهن رفیعی برجای مانده است.
آنها در این جلسات پیرو مشکلات و معضلات فرهنگی و اینکه چطور میتوان بر فرهنگ مردم تأثیر گذاشت، تبادل نظر میکردند. پس از مدتی از طریق یکی از دوستانش با گروه مشاوران جوان شهرداری آشنا میشود و بدین وسیله پا در عرصه فعالیتهای پژوهشی و کارهای گروهی میگذارد. به دنبال کار کردن در این گروه، در شورای اجتماعی محله و مسابقات محلهآرایی نیز شرکت میکند و با کمک دوستش، کتابهای صنعت ارتقای محلههای دانشجو و آزادشهر را مینویسد.
او میگوید: برای نوشتن کتابها، رفت و آمدها و مراودههایی با کارشناسان معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۱۱ داشتم و در این بین، ایده آشنا کردن شهروندان با مشاغل مختلف شکل گرفت که در نهایت به تشکیل پژوهشکده مشاغل در اردیبهشتماه منجر شد.
رفیعی، که مدیر این پژوهشکده است، هیچ حقوقی از این بابت دریافت نمیکند و فقط دوست دارد باب اشتغال را به روی مردم بگشاید.
این شهروند منطقه ۱۱، کارگاههای آشنایی با مشاغل را برگزار میکند و در این کارگاهها از استادان و افراد باتجربه هر حرفه دعوت میکند که بیایند و برای شرکتکنندگان، شرایط ورود به آن حرفه، سختیها و ملزوماتش را توضیح دهند.
به عنوان مثال اولین کارگاهش مربوط به حرفه آرایش و پیرایش مردان بوده و در آن یک فرد موفق که سالها به این حرفه اشتغال داشته، به صورت رایگان برای شرکت کنندگان درباره نحوه ورود به شغل آرایشگری، چگونگی گذراندن دورههای آموزشی، شرایط کسب مجوز، اینکه حرفه آرایشگری به لحاظ جسمی بر کدام عضلات آرایشگر تأثیر میگذارد و مناسب چه افرادی است، سختیها و مشکلات حین کار و ... صحبت کرده است.
رفیعی میگوید با وجود اینکه حدود ۵ ماه از برگزاری این کارگاه گذشته است، اما هنوز افرادی تماس میگیرند و خواستار صحبت و مشاوره شغلی با استاد آن هستند.
او ادامه میدهد: تاکنون حدود ۳۰ کارگاه درباره مشاغلی مانند پرورش قارچ، گیاهان دارویی، نحوه رزومه نویسی، نجاری و درودگری، بورس، طلا و جواهر، پرورش آلوئه ورا، جلبک و... برگزار شده که تمام آنها خیلی بیشتر از حد انتظار، مورد استقبال مردم قرار گرفته است طوری که بعضی کارگاهها را دو بار برگزار کردهایم و باز هم افراد جدیدی خواستار برگزاری دوباره آن هستند.
مشاغل گمنام
این جوان با انگیزه درباره تأثیرگذاری کارگاهها اظهار میکند: در کارگاه بورس که برگزار کردیم ۱۴۰ نفر شرکت کننده داشتیم که حدود ۷۰ نفرشان وارد بورس شدند. همچنین فردی داشتیم که در شهرک صنعتی حسابدار بود، اما وقتی در کارگاه پرورش قارچ شرکت کرد، حسابداری را کنار گذاشت و اکنون از طریق پرورش قارچ درآمدزایی میکند.
رفیعی که خودش فارغ التحصیل رشته معماری است، برای دانشجویان این رشته، کارگاه متره و برآورد را برگزار کرده است و پس از این جلسه، خیلی از دانشجویانی که کارشان طراحی بوده تغییر مسیر داده و به سمت موفقیت رفتهاند.
وقتی از او درباره انگیزهاش از این اقدامات خیرخواهانه میپرسیم، میگوید: من باید ۱۰ سال کار کنم تا بتوانم یک مهندس ماهر شوم آنگاه میتوانم یک ساختمان خوب بسازم، ولی به نظر خودم اگر بتوانم راه اشتغال را حتی به ۱۰ نفر از جوانان یا سرپرستان خانوار نشان دهم بهتر و ارزشمندتر از این است که یک ساختمان خوب بسازم. علاوه بر این در جامعه فعلی مهندسان متعددی مشغول به کارند و نیاز مبرمی به من نیست بنابراین ترجیح میدهم بیشتر وقتم را صرف آشنا کردن جوانان با اشتغال کنم.
به عقیده او آشنایی مردم با مشاغل، بسیار اندک است و بیشتر آنها فقط کارهای دولتی، پزشکی و مهندسی را به عنوان شغل میشناسند، این در حالی است که حرفههای درآمدزای دیگری هم هستند که مردم با آنها آشنایی ندارند.
او تصریح میکند: وقتی میگویم کارگاه پرورش جلبک را برگزار کردهایم عدهای به ما میخندند و میگویند جلبک چه فایدهای دارد، در حالی که این ماده در تمام صنایع اعم از پوشاک و غذا کاربرد دارد و بسیار درآمدزاست.
این مدرس دانشگاه که از نزدیک شاهد مشکلات اقتصادی و بحران بیکاری برخی از آشنایانش بوده است، توضیح میدهد: افرادی را میشناسم که سه یا چهار سال بیکار بودهاند و در این مدت تمام آزمونهای استخدامی را شرکت کردهاند، اما با وجود اینکه میدیدند موفق نمیشوند حاضر نمیشدند تغییر مسیر دهند و مشاغل دیگر را امتحان کنند.
او معتقد است وقتی فردی دنبال شغلی است، اما نمیتواند به آن وارد شود یا خودش استعدادش را ندارد یا شرایط جامعه این گونه است. رفیعی ادامه میدهد: پیشنهاد من به چنین افرادی این است که به جای پافشاری کردن بر یک شغل خاص، به مشاغل دیگر فکر کنند.
عدهای به ما میخندند و میگویند جلبک چه فایدهای دارد، در حالی که این ماده در تمام صنایع اعم از پوشاک و غذا کاربرد دارد
غفلت مردم از منابع درآمدی
او تصریح میکند: مشاغلی مانند پرورش قارچ و آلوئه ورا نه تنها به سرمایه خاصی نیاز ندارند بلکه درصد ریسک و موفق نشدن در آن بسیار کم است و میتوان آنها را به عنوان شغل دوم و سوم داشت، ولی چون بسیاری از مردم با چنین مشاغلی آشنا نیستند، از این منابع درآمدی غفلت میکنند.
به نظر او هیچ کاری آنقدرها سخت نیست و مردم بیشتر به لحاظ ذهنی، قرار گرفتن در یک جریانی که تاکنون آن را تجربه نکردهاند، سخت میپندارند، اما وقتی در بطن ماجرا قرار میگیرند میبینند که آن موضوع، حرفه یا مسئله آنقدرها هم سخت یا بد نبوده است.
رفیعی به اینکه بسیاری از شرکتکنندگان در کارگاههایش را افراد تحصیل کرده تشکیل میدهند، اشاره میکند و توضیح میدهد: متأسفانه دانشگاهها با اقتصاد جامعه هماهنگ نیستند و درسهایی در دانشگاه تدریس میشود که مورد نیاز بازار نیست. این موضوع را بسیاری از دانشجویان درک کردهاند و میدانند که با مدرک نمیتوانند کار پیدا کنند بنابراین در کنار تحصیل دنبال کسب مهارت هم هستند.
او به عنوان یک مدرس دانشگاه معتقد است دانشجویان و جوانان امروزی بی انگیزه و ناامید هستند و نیاز دارند که با افراد موفق روبهرو شوند.
رفیعی تصریح میکند: وقتی فرد موفقی در مقابل جوان قرار میگیرد و مسیر موفقیتش را برایش میگوید باعث ایجاد امید در او میشود و آن جوان انگیزهای برای حرکت و پویایی پیدا میکند.
این جوان با انگیزه معتقد است: در کارگاههای آشنایی با مشاغل که برگزار میشود جوانان با دیدن افراد موفق در یک حرفه، هم انگیزه کسب میکنند و هم از طریق اطلاعاتی که درباره آن شغل به آنها داده میشود میتوانند تصمیم درستی بگیرند.
او توضیح میدهد: بعد از هر کارگاهی که برگزار میشود افراد مختلفی با من تماس میگیرند که یا تشکر میکنند و یا پیشنهادهایی برای عنوانهای جلسات بعدی دارند. بعضیها هم برای دریافت مشاوره شغلی با استاد جلسه، خواستار ارتباط با او هستند و اکنون طوری شده که مردم بیشتر از من دنبال برگزاری جلسات و کارگاهها هستند. من هم همین که میبینم این کار به درد شهروندان میخورد، احساس مفید بودن میکنم و این برایم بسیار ارزشمند است.
جای خالی نظام استاد شاگردی قدیم
رفیعی اکنون در پژوهشکده مشاغل ۷۰۰ عضو دارد و میخواهد در آینده جلسات همآموز و همخوان را برگزار کند.
او در این باره توضیح میدهد: همآموز یک روش آموزشی نوین است که در آن به عنوان مثال ۱۰ نفر دور هم جمع میشوند و به تبادل اطلاعات میپردازند. در این جلسات استاد فقط نظارت دارد و اداره کننده است در حالی که در سایر جلسات، استاد متکلم وحده است و طبق تحقیقات، در سخنرانیهای معمول، پس از ۳ روز، فقط ۱۵ درصد مطالب در ذهن مخاطب باقی میماند، اما در روش همآموز بیشتر مطالب در حافظه ثبت میشود.
او ادامه میدهد: همخوان یک حلقه مطالعاتی است و در نظر دارم در آن درباره کتابهای مفید مربوط به کسب و کار، مشتری مداری، استارتاپها، مدیریت زمان و ... بررسی و بحث و گفتگو کنم.
به عقیده رفیعی، برگزاری چنین جلساتی نه تنها یک اقدام فرهنگی است بلکه باعث رواج فرهنگ کتابخوانی نیز میشود.
این جوان فعال، به نظام استاد شاگردی قدیم، اشاره کرده و میگوید: در گذشته، یک پسر بچه از کودکی کنار پدرش یا یک صاحب کار دیگر، سالها شاگردی میکرد و وقتی به سنین جوانی میرسید آنگاه خودش مستقل میشد، اما جوانان امروز بدون هیچ تجربه، توقع دارند بعد از اینکه از دانشگاه بیرون میآیند کاری پشت میز با حقوق عالی داشته باشند در حالی که چنین چیزی امکان پذیر نیست و آنها هم اگر میخواهند به موفقیت برسند باید تلاش و پشتکار داشته و مهارت آموزی کنند.
او از والدین میخواهد از کودکی، فرزندانشان را در محیطهای امن، با شرایط کار آشنا کنند تا بعد از تحصیل بتوانند با تجربه، وارد عرصههای کاری شوند.
رفیعی ادامه میدهد: پدر و مادرها نباید به فرزندشان اصرار کنند که فقط در مشاغل پزشکی و مهندسی درس بخوانند چراکه بسیاری از جوانان میتوانند در مشاغل دیگری، موفقتر باشند و با علاقه بیشتری به حرفهشان بپردازند.
*این گزارش پنج شنبه، ۸ آذر ۹۷ در شماره ۳۰۶ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.


