محمدعلی عشرت آبادی ۴۲سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش را دارد. او میگوید: ۲۲ ساله بودم که دوره دانشسرا را به اتمام رساندم و برای اولین بار در مدرسهای در شهرستان تربتحیدریه مشغول به تدریس شدم.
قهوهخانهدار نزدیک در ورودی، بالای تخت چوبی و قالیچه مخصوص خودش مینشست. یک تشتک برنجی کوچک برای ریختن پول و یکی هم برای جمعآوری «پَته» در کنار دستش میگذاشت.
چاپخانه خراسان که امروز در کنار صدها چاپخانه دیگر در مشهد روزگار میگذراند، زمانی تنها چاپخانه شهر ما بوده است. این چاپخانه به کوشش محمدصادق تهرانیان در سال ۱۲۹۱ هجری شمسی تاسیس شد.
مریضخانههای مشهد به دلیل شکلگیری در کنار بارگاه ثامنالحجج (ع)، شفاخانه نامیده میشدند و در گذر تاریخ، جای خود را به بیمارستانهایی دادند که نخستین و مهمترین آنها، بیمارستان امامرضا (ع) است.
عبدالقدیر سبزواری، معروف به «آزاد سبزواری»، برخلاف اسمش، بیشتر روزگار جوانی را در زندان گذراند. او که روزنامهنگار بود، در اواخر دوره قاجار جریدهای به نام «آزاد» در مشهد چاپ و منتشر کرد.
چند گروهند؛ عدهای که از همه پیرترند و سنشان به ۸۰ پهلو میزند گوشهای نشستهاند، تماشاگرند و به اصطلاح خودشان، بازنشسته تیله بازی. مهم ۶۰سالهها هستند که گرد و خاک میکنند.
مقابل کوچه شهید عرفانی ۷ کوچهای است که خیلیها آنجا را نه به نام اصلیاش بلکه به کوچه «آقای شیدایی» میشناسند. او پزشکیار است و اهالی محله مقدم میگویند، دستش شفاست.