صندوق خاطرات - صفحه 9

وقتی در چهارسالگی در حرم امام‌حسین (ع) روی شانه پدرش نشسته بود، هم‌صدا با مداح ایرانی که آنجا روضه می‌خواند، شروع به خواندن کرد. محمد‌احسن، از همان موقع وارد دنیای مداحی شد.
زهره رجبی دو سال پیش، به‌خاطر پسرش قدم در مسجد امام حسن‌مجتبی (ع) گذاشت. کار با نوجوان‌ها برایش خاطره‌های ریز و درشت زیادی دارد. اما هیچ‌کدام در ذهنش اندازه داستان رامین و میثم پررنگ نیست.
همسایه‌های کوچه «چهارده‌معصوم‌۳۱» آن‌قدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشته‌ها را پر می‌کردند و کمبودها، کسی را آزار نمی‌داد. انبوه ساخت‌وساز‌ها در راه و رسم این همسایه‌های خوش‌نام تغییری ایجاد نکرده است.
قنات تاریخی سناباد، کهن‌ترین منبع آب مشهد، برای قرن‌ها تنها منبع تأمین‌کننده آب این شهر بود. آبی که پیکر امام رضا (ع) با آن غسل داده شد و به عنوان آبی تبرک‌یافته به حرم مطهر راه یافت و پایه شکل‌گیری مشهد کنونی شد.
محمد حسین‌پناه می‌گوید: خاطرات من در امیریه پیش از سکونت در اینجا آغاز می‌شود.بیست‌سال پیش استخدام دانشگاه آزاد شدم و برای کمک‌استادی به کارگاه مکانیک دانشگاه آزاد در علویه می‌آمدم.
منیره‌سادات جعفری نائینی زنی جسور و خودساخته که برای ساختن زندگی امن و راحت برای فرزندان، شانه‌به‌شانه همسرش در دل جاده‌ها راند. او روزگاری دوازده‌خودرو سنگین داشت و راننده‌های بسیاری برای تحویل بار، کارشان لنگ تأیید او بود.
علی‌اکبر خسروی‌راد تعریف می‌کند: تأمین آب این‌طور بوده که سقا‌ها آب را با دو تین هفده‌کیلویی که با طناب به چوبی می‌بستند و روی دوش حمل می‌شد، به خانه‌ها می‌آوردند و دو ریال دریافت می‌کردند.