دکتر رضایی تخصصش را وقف عام کرد
بنفشه بهرامی| عشق را نمیشود تعریف کرد. میشود از گوشه و کنارش بهقدر توصیف لایههایی گریز زد، اما هرقدر که تلاش کنیم نمیتوان همه آن را فهمید مگر به اندازه فهم جزئیاتی از آن. برایش از قبل توضیح داده بودم که این گفتوگو با گفتوگوهای معمول و همیشگی کمی متفاوت است، حداقل من اینطور میخواهم. میخندد و گرم و صمیمی جواب میدهد: اینجا اگر بگردی میتوانی چیزهایی را رصدکنی که زندگیات را متفاوت کند. بعد با همان لحن گرمی که خاص سفیدپوشان مهربان است صندلی را جلو میکشد و میخواهد راحت باشیم. او بین معاینه بیمارانش وقتی را برای ما میگذارد.
اینجا اتاق کوچک دکتر ابوالقاسم رضایی، متخصص ارتوپد بیمارستان امام زمان (عج) است که هر روز بیماران زیادی در انتظار نوبت ویزیت او هستند.
تعداد بیماران آنقدر زیاد هست که ما بخواهیم برای گفتوگو تحملمان را بالا ببریم و منتظر بمانیم. پیرزن هنوز روی صندلی ننشسته که از پادرد گلایه میکند و از دکتر مرهمی میخواهد تا بتواند راحتتر راه برود. بیمار و نفر بعدی هم همینطور. دکتر رضایی که حالا پیچ و خم کار را خوب میداند نسخهها را یک به یک میگذارد کف دست بیمارانش و آنها را به خدا میسپارد تا بیمار بعدی....
بیماران اینجا خستگیام را میگیرند
بیماران اینجا روستاییزادههایی ساده و بیتکلف هستند که آدم از مصاحبت و دمخوری با آنها لذت میبرد و هیچوقت احساس خستگی نمیکند. برای دکتر حداقل اینطور است که همکاریاش را از سال ۷۲ با این مجموعه درمانی شروع کرده و تنها چیزی که خستگیاش را گرفته لبخند مردها و زنهای روستایی بوده است.
او تجربه طبابت در محله سجادشهر مشهد را دارد و معتقد است: سادگی آدمها شفافیتشان را بیشتر میکند و این جاذبهاش برای دکتر هزار بار بیشتر از پول بوده است. برای این ادعایش حتی حاضر است قسم بخورد.

با عشق انتخاب کردم
دکتر در لابهلای حرفهایش اشاره میکند که مثل همه آدمهای دیگر عاشق پزشکی است و آن را با عشق انتخاب کرده و ادامه میدهد. از سال ۵۹ که صادقانه قسم خورده دل به خدمت آدمها ببندد تا حالا پای عهدش ایستاده است. بهترین سالهای زندگیاش مربوط به زمانی است که در جبههها و در خدمت رزمندگان بوده است.
اجرش پیش خدا محفوظ است
این را لطف خدا میداند که خدمت در خیریه را نصیبش کرده و عهدبسته تا روزی که نفسش بالامیآید و عمری به دنیا دارد بودن در اینجا را از دست ندهد. اعتقاد دارد نفسکشیدن برای خدمت صادقانه اجر و ثوابش پیش خدا محفوظ است. میگوید: همیشه نیتم این بوده که خدمتم صادقانه و بدون ریا باشد.
دکتر رضایی از سال ۵۹ که صادقانه قسم خورده دل به خدمت آدمها ببندد تا حالا پای عهدش ایستاده است
کار خیر اختصاصی نیست
حرف را میکشانم به کمکهای خیّرانی که بیمارستان را تا به حال سر پا نگه داشته است. دکتر اعتقاد دارد انجام کار خیر به قشر خاصی اختصاص ندارد و همه مردم با هر نوع عقیده و باوری و اصلا بهصورت ذاتی دوست دارند وارد فعالیتهای انساندوستانه شوند و به همنوع خود کمک کنند، اما اگر شخص متمایزی وارد کار خیرخواهانه شود دیگران وقتی بدانند چهره محبوبشان فعالیت خیرخواهانهای انجام داده از او یاد میگیرند و زمینه تکرار چنین فعالیتهایی فراهم میشود.
خریداری آمبولانس برای بیمارستان
دکتر روی همین باور تصمیم میگیرد یکی از کمبودهای بیمارستان را جبران کند و از آنجا که میداند تجهیزات بیمارستان در بخش آمبولانس کم است با وصیت یکی از اقوامش که بعد از مرگ میخواهد اموالش در کار خیر مصرف شود تصمیم میگیرد آن را در این راه هزینه کند. دکتررضایی بار اصلی کار را بر دوش میگیرد و بخش دیگر کار توسط دو خیّر دیگر جبران و با همت دکتر رضایی یک دستگاه آمبولانس به تجهیزات بیمارستان اضافه میشود.
* این گزارش در شماره ۷۹ شهرارا محله مورخ ۱۱ آذرماه سال ۱۳۹۲ منتشر شده است.
