نوه زرینه، پسر پیمان
آنچه در نگاه اول نظر شهروندان را به فروشگاه تابلو فرش آقای پیمان در محله آبکوه جلب میکند، تابلوهای فرش نیست؛ بلکه مجموعهای دیدنی از ماکتهای خودروست که بسیار مرتب و منظم روی هم چیده شده و درکنار تابلوفرشهای نفیس ابریشمین قرار گرفتهاند.
خودروهایی براق و زیبا در اندازههای مختلف و همه، مدل کلاسیک. این مجموعه دیدنی، ما را هم به داخل مغازه میکشاند تا بهطور کاملا اتفاقی واسطهای شود برای شنیدن خاطرات بافندگان قدیمی و پیشکسوت فرش مشهد. آقای پیمان، صاحب این فروشگاه، نسل سوم از خاندانی تولیدکننده و فروشنده فرش در مشهد است؛ خاندان «زرینه» پدربزرگ مادری او و «پیمان» پدر او از تأثیرگذاران صنعت فرش در مشهد و حتی ایران.
۳ نسل تولیدکننده فرش
مهندس محمدتقی پیمان متولد خرداد ۱۳۳۲ در تَپُلمحله است. پساز گرفتن دیپلم برای تحصیل به آمریکا میرود و در رشته راه و ساختمان از دانشگاه TTU در ایالت تنسی آمریکا فارغالتحصیل میشود و سال ۵۸ به ایران بازمیگردد.
او نسل سوم از خانوادهای تولیدکننده فرش در مشهد است که بهدلیل علاقه شخصی، ارتباط خود را با این شغل آبا و اجدادی حفظ کرده است. وی همچنین از سال ۱۳۷۱ تا سال ۱۳۸۲ با سازمان نظام مهندسی خراسان رضوی بهعنوان عضو هیئت تحریریه و سردبیر نشریه «طاق» همکاری داشته و دیگر مقالات او درزمینه فرش، در نشریاتی همچون «کلبه ایرانی» به چاپ رسیده است.
در این نشریه، اقدام بسیار مهمی در جمع آوری نام پیشکسوتان فرش مشهد انجام داده است. او نام ۷۰ بافنده قدیمی بازار مشهد رابه کمک اطلاعات برادر بزرگترش، حسین پیمان و نیز از کتاب «برگی از قالی خراسان» استخراج کرده است.
پدر وی شادروان «حاجمحمدباقر پیمان» استاد مسلم فرش و بسیار ماهر در رنگرزی بود.
او از تجّار معروف و معتمدان بازار فرش مشهد و تهران به شمار میرفت که در سالهای۱۳۳۶ تا ۱۳۵۰ کار تولید فرش دستباف با نشان «پیمان» را در مشهد و تهران آغاز کرد، اما درنهایت بهدلیل کملطفیهای مسئولان، تمام ۲۸ کارگاهش را به زغالفروشی برای خیریه تبدیل کرد و تا سال ۱۳۷۸ فقط به کار خرید و فروش فرش پرداخت.
پدربزرگ مادری محمدتقی پیمان نیز مرحوم «حاج امین زرینه» از پیشکسوتان و تجّار بسیار خوشنام فرش مشهد بود که کار تولید فرش را با نشان «زرینه» انجام میداد و فرشهایش به آمریکا و هامبورگ صادر میشد.

چهارراه زرینه به نام پیشکسوت فرش مشهد
حاجامین زرینه را «حاج امین» صدا میکردند؛ شخصیتی بسیار مهربان، متواضع و در کسب، خوشنام و معتبر. مغازهاش دور فلکه حرم قرار داشت، اما کارگاه تولید فرش دستباف او در باغ مسکونیاش در چهارراه زرینه حدفاصل خیابان دریادل و چهارراهزرینه واقع شده بود. بعدها نام چهارراه زرینه که بخشی از آن در ملک حاجامین قرار میگیرد، به همین نام معروف میشود.
حاجامین کارش را در اوایل دهه ۱۳۰۰ شروع میکند. سه فرزند دارد؛ دو دختر و یک پسر که پسرش بعدها راه پدر را پیش میگیرد. چنانکه داماد و نوهاش نیز همین راه را انتخاب میکنند و جانشینان برحق او میشوند. حاج امین سال ۱۳۳۴ در حدود ۸۰ سالگی فوت میکند.
تاباف و هرچین پود
«روی تمام فرشهای پدربزرگم، نشان «زرینه» بافته شده بود.» آقای پیمان، فروشنده تابلوفرشهای خیابان آبکوه این را میگوید و ادامه میدهد: بهطور معمول، فرش بافی که به کارش مطمئن است و آن کار شاخصهای دارد، از زدن مارک روی کارش نگران نیست و امتناع نمیکند.
ویژگی فرشهای پدربزرگ من نیز استفاده از نخهای دستریس (نخهای قالی که با دست ریسیده شده است نه ماشین) و رنگهای صددرصد گیاهی (عامل ثبات فرش) بود که با اسلوب درست بافته میشد. فرشهای مرحوم پدرم نیز همینگونه بود. بهطوری که فرشهای آنها بعد از ۵۰ سال نه نازک شده است و نه تغییر رنگ داده و کوچکترین آسیبی ندیده است.
وی اضافه میکند: فرشهای آنهابه شیوه «تاباف» و «هرچینپود» بافته میشد.
فرشهای هرچینپود، در هر رج فرش، یک پود ضخیم در اصطلاح «اَلقاج» و بعد از آن یک پود نازک در اصطلاح «سه پود» وجود دارد که در بهترین حالت باید در بافت هر رج القاج و سهپود دادهشود، اما متاسفانه در بیشتر فرشهای جدید، بعد از هر ۴ یا ۵ رج یا بیشتر سهپود داده میشود که این نوع بافت بهشدت از استحکام قالی میکاهد.
در بافت تاباف نیز هر تون قالی یک گره میخورد؛ بر خلاف فرشهایی که با گره جفتی بافته میشود و در آن یک تون گره میخورد و تون کناری آن نمیخورد. بگذریم که بعضی فرشها به شکل U انگلیسی بافته میشود و در آن خبری از گره نیست و فرشی به شدت بیکیفیت بافته میشود.
روی تمام فرشهای پدربزرگم، نشان «زرینه» بافته شده بود فرش بافی که به کارش مطمئن باشد از زدن مارک روی کارش نگران نیست
نام «زرینه» روی قالی را بوسیدم
بهدنبال دیدن فرشی از پدربزرگم، از مغازه رئیس اتحادیه صنف صادرکنندگان فرش تهران حاجآقای سقطچی سردرآوردم. آن فرش در ابعاد ۵/۵ در ۵/۳ بود. طرح افشان، بدون لچک و ترنج و با رنگهای گیاهی.
از قالی عکس گرفتم و گفتم با اجازه شما مارک زرینه را میبوسم. بعد هم کفشهایم را درآوردم و نام پدربزرگم را بوسیدم. حاجآقای سقطچی با دیدن این حرکت من، رویم را بوسید و گفت: از اینکه جوانی اینقدر برای بزرگترش احترام قائل است، خوشحالم.
حاجامین دربرابر هتاکی فقط سکوت کرد
درباره اخلاق پدربزرگم شنیدهام که یکی از کارگران او با بیاحتیاطی باعث میشود دار قالی جلوی منزل یکی از همسایهها بیفتد و صدای وحشتناکی ایجاد شود. خانم همسایه بهشدت معترض میشود و به حاجامین هتاکی میکند، اما حاجامین دربرابر او فقط سکوت میکند و چیزی نمیگوید.
مدتی بعد، این همسایه را برای عروسی پدر و مادر من دعوت میکنند. مدتها میگذرد تا روز فوت پدربزرگم این خانم چنان به سروکلهاش بزند که انگار پدر خودش را از دست داده است.
حاج محمدباقر پیمان؛ استاد رنگرزی ایران
مردی خودساخته و فعال که باوجود اینکه حتی نمیتوانست نامش را بهراحتی بنویسد، استاد مسلم فرش ایران و استاد رنگرزی بود. تاجری خوشنام که در ۶۰ سال فعالیت به تجربه درزمینه رنگرزی اطلاعات کسب کرده بود و موفقبه نوشتن جزوهای به نام «دستور رنگرزی صحیح و ثابت» درباره استفاده از رنگهای طبیعی شد و آن را بهرایگان دراختیار رنگرزها و قالیبافها قرار داد تا اجازه ندهد رنگهای شیمیایی وارد بازار ایران شود.
اینها را آقای پیمان، فرزند حاج محمدباقر تعریف میکند و ادامه میدهد: رنگهای گیاهی باعث ثبات فرش میشود و هر چه از عمر قالی بگذرد، شفافتر و براقتر میشوند.
وی ادامه میدهد:پدر من ذهن خلاقی داشت. او با استفاده از هفترنگ نیز فرشهایی زیبا تولید کرد؛ کاری که آسان نبود و این فرشها به نام مارک پیمان کرم هفترنگ در بازار مشهد معروف شد. کارهای او بهطور معمول ۳۰ تا ۴۰ رج داشت و از بهترین نخ و رنگ بهره میبرد و اسلوب بافتش هم تاباف بود.
پیمان در ادامه صحبتش به مقاله خود در نشریه «کلبه ایرانی» اشاره میکند؛ جایی که به نقل از پدرش میگوید: «هر کس ادعا کند که درباره فرش چیزی میداند به یقین این هنر را درک نکرده است. آگاهی به علم فرش نسبی است. خود من که حدود ششدهه در این بحر غوطهور بودهام، اگر چندین سال دیگر با فرش سروکار داشته باشم، چندین نکته جدید خواهم آموخت که در این دهههای طولانی نیاموختهام.»
فرشهای شاه پهلوی در کارگاه عمواُغلی
یکی از مهمترین دلایل موفقیت حاجباقر پیمان، شاگردی در محضر فرشبافی به نام حاج محمد عمواُغلی است. او از هفتسالگی در کارگاه این بافنده سرشناس که مارکهای فرش او را معروفترین در مشهد میدانند، تجربه میآموزد.
عمواغلیها دوسه برادر هستند که از تبریز به مشهد میآیند و یکی از قدیمیترین کارگاههای فرش مشهد را داشتهاند و نکته مهم، اینکه فرشهای دربار رضاشاه را به آنها سفارش میدادهاند.
بهگفته مرحوم حاج محمدباقر پیمان و به نقل از پسرش، در کارگاه عمواغلی فرشهای ۱۲۰ رج هم میبافتهاند که کار بسیار دشوار و باارزشی بوده است. در این میان آنقدر کارشان با کیفیت بوده که در اصطلاح بین مردم میگفتند هر سانت فرشش را که گیر آوردی روی هوا بزن.
رجشمار (تعداد گرهها در شش و نیم سانتیمتر) از ۲۰ گره شروع میشود و بنابر تمایل تولیدکننده میتواند تا ۱۲۰ گره هم برسد. تعداد زیاد رجها فرش را نفیستر میکند و بر قیمت آن میافزاید.
فرش عمواغلی شناور در آب رادیاتور!
صحبت از عمواغلی، آقای پیمان را یاد خاطرهای تأسفآور میاندازد: سال ۷۴ بود که بههمراه دومهندس به بازدید از کاخ صاحبقرانیه رفتیم. در اتاق اختصاصی شاه، فرشی با مارک عمواغلی دیدم. ۵/۲ در ۵/۳ بود. اما متاسفانه متوجه شدم فرش درحال پوسیدن است.
به مسئولان آنجا گوشزد کردم که فرش درحال ازبین رفتن است و باید مراقبش باشند. در کمال تعجب شنیدم که یک روز تمام آب رادیاتور روی فرش ریخته و قالی در آب شناور بوده است! همه اینها درحالی بود که وقتی قصد گرفتن عکس از قالی را داشتم، گفتند باید از سازمان میراث فرهنگی نامه بیاورید!

مصاحبه روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۵۱ با حاجمحمدباقر پیمان
صفحه ۱۲، اطلاعات، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۱، شماره ۱۳۸۰۱
در حال حاضر در بسیاری از کشورهای جهان با استفاده از تجربیات فرشبافان ایرانی فرش تولید میشود. ولی ویژگی رنگهای فرش ایرانی بهخصوص رنگ گیاهی آن هرگز در هیچ فراوردهای دیده نمیشود. در این میان، دریغ است در این زمینه از نظرات مبرزترین رنگرز فرش ایرانی بیخبر بمانیم. حاج محمدباقر پیمان میگوید: درخشندگی و دوام رنگآمیزی قالیهای ایرانی را که مسلما یکی از بهترین عوامل حسن شهرت آن است، رنگهای طبیعی تامین میکند.
این رنگها از نباتات و پوست بعضی میوهها به دست میآید؛ و گاهی نیز از رنگ طبیعی پشم گوسفندان مانند پشم گوسفند سفید، سیاه، کبود و خاکستری استفاده میشود... نکته تاسفبار اینجاست که با استفاده از رنگهای شیمیایی رموز استادی و فن رنگآمیزی که خاص هنرمندان و اساتید رنگرزی ایرانی بوده است، بهتدریج امتیاز خود را از دست میدهد.
خبرنگار نظر او را درباره فرش مشهد میپرسد و میشنود: فرش مشهد به نظر کارشناسان بینالمللی فرش، بهترین و نفیسترین نوع فرش محسوب میشود.
هنوز هم در مشهد و به طور کلی خراسان، بهترین نوع پشم به دست میآید و رنگرزان ورزیده بهترین رنگآمیزی را روی آن انجام میدهند. منتها بیتوجهی به فرش مشهد، صادرات آن را کم کرده است، اما کمی صادرات آن را مرغوبیتش جبران میکند. بهطوریکه امروز در اروپا و آمریکا انتظار خرید فرش مشهد را میکشند.
حاجیپیمان در این گزارش درباره تبدیل کارگاهایش به زغالفروشی نیز به خبرنگار اطلاعات میگوید: من ۲۸ کارگاه قالیبافی داشتم با بیشاز ۹۰ کارگر که قصد افزایش آن به ۱۲۰ کارگاه را داشتم، اما بیتوجهی مقامات مسئول و بدرفتاری فرشبافان ناگزیرم کرد بهتدریج کارگاهها را تعطیل و سپس بهجای آنها زغالفروشی دایر کنم.
جالب اینجاست که باوجود این تغییر، هنوز مالیات را برحسب مالیات کارگاه فرشبافی از من میگیرند. شرایط طوری شده که تخصص خود را در رنگرزی کنار گذاشتهام و کارگاهها را به زغالفروشی تبدیل کرده در تهران به کار خرید و فروش فرش مشغولم.
این گزارش شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳ درشماره۱۶۰ در شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است
