خیابان بهار بورس فروش لوازم کوهنوردی در مشهد است
امیر سالاری | بار اولی را که پایم به کوه رسید خوب یادم هست. نفسهای بریده و پاهای ورمکردهام میگفت که در اصطلاح استخوانخردکردههای این رشته، احتمالا کمر هیمالیا را شکستهام، اما اشتباه میکردم، من فقط تا شانه یکی از همین «بچهکوه»های اطراف مشهد بالا آمده بودم. راستش را بخواهید آنچه که آن روز را برایم خاطره کرد نه درد مفاصل بعد از کوهنوردی که لذت بودن با آدمهایی از جنس کوه، خوردن چای کوهی، گپ زدن با آدمهایی از همه سن و همه قشر و خلاصه تجربه خوب «کوهنورد شدن» بود.
وقتی قرار شد گزارشی بنویسیم اندر فواید کوهنوردی و معرفی دو تا از کوههای شهرمان که در منطقه ما واقع شدهاند و البته دعوت از هممحلهایهایمان برای استفاده از این کوهها در این روزهای گرم تابستان، یاد آن روز اول و لذتی افتادم که هنوز آن قدر برایم شیرین است که حاضرم دوباره بریدن نفس و ورم پاها را به جان بخرم تا آن را از نو تجربه کنم.
گزارشی که میخوانید دارای چند بخش است. بخش اول را از داخل شهر و راسته بازار فروش لوازم کوهنوردی که از قضا آن هم در منطقه ماست، شروع کردیم. بخش دوم را به معرفی دوتا از کوههای واقع در منطقهمان اختصاص دادیم و با خانوادههایی که براي رسيدن به اندکی آرامش به کوه آمدهاند، به گفتگو نشستیم و بعد هم شما را با برخي از تجهیزات ورزشی آشنا خواهیم کرد. آخر کار هم سراغ یکی از کوهنوردان و پیشکسوتان این رشته رفتیم تا از گفتههای شنیدنیاش، چند خط خواندنی را تقدیمتان کنیم.
طلافروشی را به عشق کوهنوردی گذاشتم کنار!
اینجا خیابان بهار در محله جنت مشهد است و با وجود شلوغی و ترافیکی که طراوت نام «بهار» را از چهره آن گرفته است، راسته بازارهای فروش محصولاتی مشخص را میتوان در آن دید. یکی از این راستهها در اختیار عرضهکنندگان محصولات کوه و کوهنوردی است. وارد اولین فروشگاه میشوم و صاحب مغازه را وسط کولههای رنگارنگ و قشنگ، کیسهخوابها، باتوم، کفش ورزشی و... پیدا میکنم.
«محمدجواد سیدی» سه سال است پشت پیشخوان این مغازه میایستد. وی تا موضوع گزارش را میفهمد، میگوید علاقه شدیدی به این ورزش دارد و خودش هم ۱۲ سال است که عضو یک باشگاه کوهنوردی است.
وی برایمان توضیح میدهد که علاقه شدیدش به این رشته ورزشی باعث شد تا بعد از ۱۶ سال کسب و کار در رشته طلاسازی و طلافروشی، آن را رها کرده و به کار فروش تجهیزات کوهنوردی، سنگنوردی، غارنوردی و گردشگری بپردازد. او بیان میکند: کوه به آدم صبر را یاد میدهد. ادب و فروتنی میآموزد. جوانترها را باید به کوهنوردی تشویق کرد، چرا که این رشته خودش یک کلاس درس است.
کوه به آدم صبر را یاد میدهد. ادب و فروتنی میآموزد. جوانترها را باید به کوهنوردی تشویق کرد
چای کوهی کوهنورد میسازد
سیدی برایمان میگوید که از بیشتر نقاط شهر، مشتریهای ثابتی دارد که برای خرید تجهیزات کوهنوردیشان به محله ما میآیند. وقتی درباره تعداد فروشگاههای فروش تجهیزات کوهنوردی میپرسم، عنوان میکند: اینگونه فروشگاهها در نقاط مختلف شهر وجود دارند، اما معمولا به صورت پراکنده در محلات مختلف فعالیت دارند؛ اما در این راسته تعداد زیادی از این فروشگاهها در کنار هم به چشم میخورند که اینجا را تبدیل به مرکز خرید این تجهیزات برای علاقهمندان کردهاست.
برایم تعریف میکند که یکبار یکی از مراجعانش برای خرید چاقوی جیبی به مغازهاش وارد میشود. نتیجه این بهانه کوچک برای آمدن به این مغازه، وقتی با یک چای مخصوص کوهی همراه میشود، آن میشود که این مشتری ۵۷ ساله اکنون به یکی از کوهنوردان حرفهای شهرمان تبدیل شده و حتی چندتایی از قلههای گُلدرشت خارجی را هم فتح کرده است.
به احترام کوه....
اما سوژههای بعدی من مشتریهای این فروشگاهها هستند. مرد ۴۹ سالهای که برای خرید چادر مسافرتی وارد فروشگاه شده، میگوید اهل کوهنوردی است و تا حالا کوههای کردستان، سبزوار، نیشابور و از همه بیشتر خلج مشهد را زیر پا گذاشته است.
او که از ۱۸ سالگی با کوه و کوهنوردی مانوس بوده است، این روزها ترجیح میدهد همراه خانوادهاش بر فراز کوهی بایستد و دور از دود شهر نفسی تازه کند. او یک توصیه هم برای جوانترها دارد «کوهنوردی شما را در مقابل خیلی از آسیبها بیمه میکند. به احترام طبیعت سیگار نمیکشید، به احترام پیشکسوتها حرمت کلمه را نگه میدارید و به احترام کوه برای رسیدن به قله صبر میکنید.»
روزی روزگای، کوله کوهنوردی ۵۰۰ تومان بود
از اهالی محل برای پیدا کردن قدیمیترین مغازه لوازم کوهنوردی پرس و جو میکنم که بیشترشان آقای «علی یزدی» را به من معرفی میکنند. فروشگاهی کوچک و نقلی دارد. وارد مغازه که میشوم به گرمی از من استقبال میکند و برایم توضیح میدهد که ۲۰ سال است در این محله کار میکند و قبل از این هم در جایی دیگر مشغول همین کار بوده است.
درباره «راسته فروشندگان تجهیزات کوهنوردی» از او میپرسم. میگوید این منطقه از سالها قبل و با توجه به وجود پادگان نظامی، محل فروش تجهیزات کوهپیمایی مثل قمقمه، چادرهای مخصوص، کیسههای خواب مخصوص نظامیان، لباسهای ضدآب مخصوص کوهنوردی و... بوده که این محصولات مورد استفاده شهروندان هم قرار میگرفته است. به مرور و با گسترش این فروشگاهها، کمکم در کنار این لوازم نظامی، تجهیزات سفر در صحرا و طبیعت نیز در ویترین مغازهها جایی پیدا میکنند.
این راسته از سالها قبل و با توجه به وجود پادگان نظامی، محل فروش تجهیزات کوهپیمایی بوده است
از زمانی برایم تعریف میکند که لوازم و تجهیزات کوهنوردی خلاصه میشد به کیسه خواب و کوله سربازی، یک جفت دستکش و لباس پشمی. زمانی نه چندان دور که مشتریان کوهنوردش از او کولههای مخصوص سربازی را ۵۰۰ تومان میخریدند و قمقمههای ۲۰۰ تومانی به کمرشان میبستند و میزدند به دل طبیعت و فتح قلهها. او با خندهای ادامه میدهد: ولی الان مدلها فانتزی شده است. قیمتهای لوازم و تجهیزات کوهنوردی رشد زیادی داشته و البته همراه با این رشد، وسایل حرفهایتر و استاندارد شدهاند.
حرفهام از من کوهنورد ساخت
مهدی شهدوست، جوان ۳۸ سالهای که با وجود اینکه فوق لیسانس جغرافیای سیاسی دارد، صاحب یکی دیگر از فروشگاههای فروش تجهیزات کوهنوردی در محله ماست. شهدوست هم تقریبا ۲۰ سالی میشود که این مغازه را راه انداخته است. وارد مغازه اش که شدم، مشغول صحبت با یکی از مشتریانش بود. منتظر شدم تا حرف و حساب و کتابشان تمام شود.
درباره شغلش میگوید هرچند در ابتدا با اجبار وارد این حرفه شده، اما کم کم خودش هم به کارش علاقهمند شده و خودش شده است کوهنوردی حرفهای. او از سال ۷۳ به این محله آمده و کارش را شروع کرده و با گذشت این سالها از کارش راضی است، میگوید: در این مدت اگر توانسته باشم ده نفر را به کوهنوردی تشویق کرده باشم که به جای تفریحات ناسالم به این ورزش روحی و جسمی روی آورده باشند کار بزرگی کردهام.
*این گزارش سه شنبه، ۱۲ تیر ۹۱ در شماره ۱۱ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.


