بگومگویی که اتوبوسران خط ۱۲ ختم به خیر کرد
محسن احمدی پنج سال میشود که اتوبوسران است. شغلی که به گفته خودش، در آن بزرگ شده؛ زیرا پدرش هم بازنشسته این شغل است. حدود دوسال است که در خط۱۲ خدمت میکند؛ خطی که یکی از شریانهای مهم شهر به حساب میآید و رانندگانش هم روزکار هستند و هم شبکار.
این اتوبوسران خط۱۲ قرار است از موضوعی روایت کند که درنهایت منجر به قدردانی از او شد؛ ماجرای شبی که طبق همه سالهای کاریاش، محسن پشت فرمان اتوبوس نشسته بود و مثل همیشه ششدانگ حواسش به مسیر و ایستگاهها بود تا اینکه سکوت شبانگاهی اتوبوس با بگومگوی مسافران شکست.
توجه به اعتراض مسافران خانم
فضای اتوبوس نهچندان خالی و نه پُر بود. آخر شب بود و اتوبوس، آخرین مسافران خسته را از حرم به سمت خانههایشان میبرد. او تعریف میکند: دو جوان به قسمت خانمها رفته بودند. اعتراضهایی از همان ابتدا از خانمها میشنیدم. آنها به حضور جوانها در بخش خودشان معترض بودند. فضا داشت متشنج میشد و کار به بگومگو کشید.
احمدی با یادآوری آن اتفاق میگوید: به جوانها گفتم لطف کنید و به سمت آقایان بیایید. نمیخواستم فضا بدتر شود، اما انگار میخواستند بحث را ادامه بدهند. آنها در جواب خانمها گفتند «دیدید که نتوانستید کاری کنید؛ ما حتی روی صندلیها هم نشستیم!»
امربهمعروف ونهی ازمنکر اگر قرار است اثربخش باشد، باید با شرایطش انجام شود
همین جمله کافی بود تا احمدی تصمیم بگیرد رفتار قاطعتری نشان دهد. او ادامه میدهد: بعد از چراغ قرمز، اتوبوس را متوقف کردم. از جایگاهم بلند شدم و رفتم جوانها را به جلو اتوبوس هدایت کردم.
او این کار را نه با برخورد تند، بلکه با مدیریتی که از تجربه کاریاش آمده بود، انجام داد. اتفاقی که برای بسیاری از مسافران، آن شب تمام شد، برای خودش به یک تجربه تبدیل شد.
احمدی بیان میکند: شاهد این اتفاق، یکی از اعضای معاونت ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان بود. به همین دلیل بعد از ماجرا، از کار من قدردانی کردند. او معتقد است امر به معروف و نهی از منکر اگر قرار است اثربخش باشد، باید با شرایطش انجام شود؛ طوری که نه جلب توجه بیجا کند و نه باعث تنش بیشتر شود.
به گفته احمدی، «این موضوع اگر درست و بهموقع انجام شود، هم اثر دارد و هم حرمتها حفظ میشود.»

رفع خطر، وظیفه انسانی
احمدی خاطره دیگری از خدمتش در خط۱۲ به یاد میآورد؛ کمک به یک راننده خانم در مسیر کارش. او تعریف میکند. پشت فرمان اتوبوس نشسته بودم و از چهارراه فرامرز عباسی به طرف حرم رانندگی میکردم. رسیدم پشت چراغ. دیدم یک پژو۲۰۶ از چراغ رد شد و بهطرف میدان استقلال پیچید. هنوز چندمتر بیشتر دور نشده بود که از کاپوتش دود غلیظی بلند شد و یکدفعه آتش گرفت.
این راننده امدادگر ادامه میدهد: اتوبوس را در ایستگاه متوقف کردم و کپسول آتشنشانی داخل اتوبوس را برداشتم و رفتم پایین. راننده ماشین خانم و خیلی ترسیده بود. گریه میکرد. خدا را شکر توانستم آتش را خاموش کنم. چند دقیقه بعد آتشنشانی هم رسید و خیالم راحت شد که خطر رفع شده است.
احمدی که این اتفاق را تجربه کرده است، با بیان اینکه اتوبوسرانان فقط راننده نیستند، میافزاید: سازمان اتوبوسرانی این اجازه را به ما داده است که در چنین شرایطی برای کمک و رفع خطر حضور داشته باشیم. خوشبختانه سازمان کلاسهای آموزشی زیادی برگزار میکند، از کمکهای اولیه تا کنار آمدن با بحرانها و اتفاقات رانندگی. اینجور کارها برای ما غیرمنتظره نیست. حتی در گروهها و آموزشها به ما توصیه میکنند کمک به شهروند، خاموشکردن آتش خودرو و کمکهای اولیه جزو وظایف انسانی ماست. ما فقط راننده نیستیم.
* این گزارش چهارشنبه ۱۷ دیماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۹ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.
