انقلاب - صفحه 4

حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی، از انقلابیون محله چهنو است که خاطرات مشترکی از اقدامات دهه ۴۰ و ۵۰ در کنار مقام معظم رهبری دارد.
محمدعلی شیخی‌علی‌آباد ۳۷ سال بدون هیچ تخلفی رانندگی کرده و به‌عنوان تاکسی‌ران و راننده نمونه ترافیکی انتخاب شده است.او طلبه، خادم حرم و از مبارزان انقلابی بوده که در سال ۵۶ از ناحیه سر آسیب می‌بیند.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده‌ می‌گوید: گاهی اوقات عده‏‌ای می‏‌گویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبه‌راه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با این‌که آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم می‌گفت کار زشتی است. 
بی بی کبری ثابتی می‌گوید: به بهانه تحویل کاموا به منزل شهید فاضل الحسینی می‌رفتم و از او که در ساخت نارنجک دستی مهارت داشت؛ تعدادی نارنجک تحویل می‌گرفتم و به شهرستان های اطراف مشهد از جمله تربت حیدریه و قوچان می بردم.
محمدعلی متقیان، جانباز دفاع مقدس و مبارز انقلابی ۵۰ سال است ساکن و از کاسبان محله گاز و خیابان آیت‌ا..عبادی است و اهالی محل از او و ۱۴فرزندش به نیکی یاد می‌کنند.
حاج نورالله رئوف اصلی، کاسب محله مسلم یکی از انقلابی‌هایی است که در آن روزها با کودکانش در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و یک فرزندش جانباز انقلاب است، پسری که به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند.
اعضای جلسه یکشنبه‌ها، همگی فوتبالی بودند؛ مثلا خود من و محمد آبشناسان که در زمان جنگ شهید شد، در تیم ابومسلم بازی می‌کردیم. برخی هم امروز افراد شناخته‌ای شده‌ای هستند مانند سرلشکر حسن فیروزآبادی و...
طی یک سده اخیر، خدمات ارائه‌شده به زائران، تغییرات بنیادی و گسترده‌ای داشته است. بااین‌حال، میان آنچه قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده تفاوتی معنادار و آشکار وجود دارد.
ساعت۱۱ ظهر بیست‌وششم مهر سال۶۰ کوی دکترا می‌شود قتلگاه پسرم؛ منافقان کوردل سد راه او و سه همکارش به نام‌های سلطانی و باغبانی و کریمی شده بودند و آن‌ها را به گلوله بسته و محمود و دوستانش را به شهادت رساندند.
اسماعیل‌فردوسی‌پور یکی از این افراد بود که از همان آغازین روز‌های پس از خرداد‌۱۳۴۲ با نهضت همراه شد و چندی بعد با هجرت به نجف در صف نخست یاران امام (ره) قرار گرفت.
مرضیه‌ ناصری همسر شهید مجاهد، سید‌عبدالحمید سجادی و مادر شهید‌مدافع حرم، سید‌اسد‌الله سجادی است که دی‌ماه امسال، یکی از منتخبان دومین رویداد نشان مشهد‌الرضا (ع) در حوزه ایثار، مقاومت و شهادت بود.
این جانباز محله سرافرازان تعریف می‌کند آنهایی که ماشین داشتند، کیسه‌های بیست‌کیلویی برنج و پیت‌های هفده‌کیلویی روغن را داخل خودروشان گذاشتند تا به انبار ببرند. 
تشییع مرحوم کافی درواقع به نخستین راهپیمایی عمومی مردم مشهد علیه رژیم تبدیل شد و مأموران برای متفرق‌کردن مردم از گاز اشک‌آور و تیراندازی استفاده کردند که روزنامه خراسان پس از سه روز سکوت در این باره گزارشی منتشر کرد!
مسجد صاحب‌الزمان (عج) در شهرک حجت‌آباد، هنوز رنگ‌وبوی روز‌های انقلاب را در سینه دارد؛ زیرا سال‌ها مقر اصلی و کانون تمرکز اهالی برای فعالیت‌های انقلابی‌شان بود.
نیاز درخشی، اسم شناسنامه‌ای حسن درخشی است و حالا می‌گوید ۷۴ سال شده و زیروبَم محله حسین‌آباد را می‌داند. بعد از انقلاب، پدر و شهید علی‌اکبر درخشی برای تامین امنیت محله شروع به فعالیت کردند.
تمام زندگی‌ حجت‌الاسلام‌والمسلمین موسوی‌قوچانی به مبارزه گذشت، او همسری می‌خواست شبیه خودش، شجاع و مبارز. معصومه خانم هم که پس‌از ازدواج همراه همیشگی او شد، سختی‌هایی را تجربه کرد که پیش از آن، فکرش را هم نمی‌کرد!
آن روز‌ها حاج‌مرتضی از معدودماشین‌دار‌های توس بود و می‌دید در خیابان‌های مشهد چه خبر است، او مزدایش را در جاده می‌انداخت تا مردم را از روستا برای شرکت در راهپیمایی به قلب مشهد برساند.
محمدصادق علیزاده می‌گوید: بعد از پیروزی انقلاب، نوشتن شعار‌های تبریک، لذت عجیبی داشت. وقتی می‌دیدیم مبارزاتمان به ثمر نشسته، برای نوشتن شعار‌های انقلاب انرژی مضاعفی داشتیم. مدام روی پارچه عکس امام‌خمینی (ره) را چاپ می‌کردیم!
غلامرضا بلالی تعریف می‌کند: مردم لوله‌های آب را آوردند وسط خیابان و به عرض چیدند تا جلو حرکت تانک‌ها را بگیرند. طلبه‌ای رفت روی لوله تانک و رو به جمعیت انقلابی‌ها گفت بروید که الان همه ما را همین‌جا می‌کشند.
آقای سهیلی از شلوغی خیابان ارگ در بحبوحه انقلاب تعریف می‌کند: باید جمعیت را کنترل می‌کردم؛ فریاد زدم «من به دستور آیت‌الله شیرازی این افراد را باید تحویل دهم و اجازه نمی‌دهم مویی از سرشان کم شود.