یحیی قدسی، پرفروغ روی سبد بسکتبال
سال۱۳۲۲ در تربتجام متولد شد. دوسه سال بیشتر نداشت که همراه خانواده به مشهد مهاجرت کرد و در محدوده ورزشگاه مهران، میدان سوم اسفند (ده دی)، رشد کرد. ابتدایی را در دبستانهای فرهنگ، خاقانی و حکمت پشتسر گذاشت. سیکل اول را در دبیرستان دانش و سیکل دوم را در دبیرستانهای عاملی، فردوسی و جهاندانش به پایان رساند و با دریافت دیپلم طبیعی راهی دانشگاه شد و مهندسی مکانیک را از مجتمع فنیمهندسی تهران دریافت کرد.
پس از معافیت از خدمت سربازی، سال۱۳۴۵ به استخدام مرکز تحقیقات مخابرات درآمد. مدتی هم در دانشکده علومپزشکی فعالیت داشت. پسرش برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد و یحیی برای اینکه فرزندش در آلمان تنها نباشد، با خانواده به آلمان مهاجرت کرد و پانزدهسالی در این کشور اقامت داشت.
پس از بازگشت به ایران به سر کار خود بازگشت و سال۱۳۷۸ به دوران بازنشستگی رسید. سال۱۳۴۸ زندگی مشترک را تشکیل داد که دو فرزند حاصلش است که هردو خارج از کشور اقامت دارند. در رشتههای بوکس (در باشگاه دارایی)، فوتبال (در باشگاه پاس)، دوومیدانی و والیبال فعالیت داشت و در همه این رشتهها در سطح مشهد موفق به دریافت مدال شد.
آقای مقدسی گفت: سال قبل باید میآمدی تیمملی، ولی، چون با داور درگیر شدی، خط زدمت. امسال مواظب باش
برادرش از ورزشکاران رشتههای فوتبال، والیبال و بسکتبال بود و از دهسالگی برای تماشای بازی به زمین مهران میرفت. وی در دوران ورزش خود با نام تیمهای تکنیکال، تاج و پاس وارد میدان شد. وی میگفت: «در کودکی در زمین مهران بازیها را میدیدم. گاهی هم از مشعباسی که آنجا بود، توپ میگرفتم و برای برادرم میبردم.
آن موقع از درب کوچه (گود باستانی کنونی) که وارد میدان مهران میشدی، ابتدا زمین آسفالت بسکتبالی بود که خیلی هم خراب بود. بعد دوتا زمین خاکی بسکتبال و والیبال بود. بعد هم زمین والیبال آسفالتی قرار داشت و گاهی در زمین دوم که خاک کوبیدهشده بود، بازی میکردم. در دبیرستان دانش از سال اول (۱۳۳۵) عضو تیم بودم.
بعد از یکسال مردودی در سیکل اول، رفتم دبیرستان عاملی. آنجا هم با دبیرستان عاملی اول شدیم. کلاس چهارم را دو سال خواندم و هر دو سال اول شدیم. بعد رفتم فردوسی و اول شدیم. وقتی به اردوی مسابقات میرفتیم، معلم ورزش ما، حاجآقاجانی، به آشپز میگفت: «گوشتای غذا رو بده به یحیی.» سال ششم دبیرستان رفتم جهاندانش و دو سال هم ششم را خواندم و آنجا هم هر دو سال اول شدیم. البته یک مقدار بسکتبال و یک مقدار هم شیطنتهای خودم نمیگذاشت درس بخوانم و مردود میشدم.
در هفدهسالگی وارد تیم کلنی مشهد شدم. سالی که مسابقات کشوری در مشهد برگزار میشد، اردوی ورزشکاران در هتل کوهسنگی بود. بچههای مشهد هزینه اردو را خشکه میگرفتند. در یک دوره از مسابقات آقای مقدسی گفت: «سال قبل باید میآمدی تیمملی، ولی، چون با داور درگیر شدی، خط زدمت. امسال مواظب باش.»
در بازی دوم بنا به دلایل داخلی در تیم خراسان با حمایت مربی تیم علیه من دستهبندی شد. چمدانم را بستم و برگشتم مشهد. ورزش را بوسیدم و گذاشتم کنار و دیگر در هیچ رشته ورزشی فعالیت نکردم و مسئولیتی نپذیرفتم.»
از افتخارات وی میتوان به این موارد اشاره کرد: قهرمانی آموزشگاههای مشهد در سال ۱۳۴۰، قهرمانی دهمین دوره بسکتبال قهرمانی آموزشگاههای کشور در سال ۱۳۴۳، سومی هفتمین دوره مسابقات انتخابی تیمملی بسکتبال در سال ۱۳۴۳ و پنجمی مسابقات قهرمانی کشور در تهران به سال ۱۳۴۵.
* این گزارش دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۹۹ صفحه ورزشی در روزنامه شهرآرا چاپ شده است.
