همسایهها در کوچه شهید سیداحمدی کمکحال یکدیگرند
کوچه شهیدسیداحمدی در بخشی از محله رضائیه قرار دارد که در قدیم به آن حسینآباد قائنیها میگفتند. بافت این کوچه مارپیچ است و حسوحال کوچههای دهه۶۰ را تداعی میکند. مردمش هم همانقدر باصفا و صمیمی هستند، درست مثل سه دوست همسایه که امروز بهسراغشان آمدهایم.
کمک بیدریغ برای همسایه
ماشاءالله همتی که ۲۵سال پیش از محدوده پایینخیابان به این کوچه و محله نقلمکان کرده، اینجا را بهدلیل قدمت و اصالتش انتخاب کرده است. البته زندگی کردن رفقای همسنوسالش در این محله هم بیتأثیر نبوده است. ماشاءالله میگوید: از روز اولی که به اینجا آمدیم تا همین حالا رفتار همه همسایهها خوب و دوستانه بوده است. اینجا همگی قدیمی هستند و چندپشت در این محدوده زندگی کردهاند. همین باعث میشود که همسایهها به یکدیگر احترام بگذارند.
اهالی آقا ماشاءالله را بسیار خوشاخلاق و مردمدار معرفی میکنند. علاوهبراین هروقت کسی چیزی از او خواسته، چه پول قرضی بوده یا وسیلهای، بدون مکث به او داده است؛ به همین دلیل است که همه او را چشمودلسیر از مال دنیا معرفی میکنند.
بیخیال دلخوری
همسایه نمونهای که آقا ماشاءالله معرفی میکند، حسن قاسمی است. ماشاءالله و حسنآقا در مسجد موسیبنجعفر (ع) آنسوی بولوار وحدت همهیئتی بودند و در محله رضائیه نیز پای ثابت برنامههای هیئت ابوالفضلی هستند.
اگر گرفتاری، چه مالی یا غیرمالی یا خدای نکرده بیماری سراغ یکی از همسایهها بیاید، بقیه بیتفاوت نیستند
ماشاءالله درباره او میگوید: ورد کلامش «ولش کن، ولش کن» است؛ یعنی اینکه زود ناراحتیها و دلخوریها را فراموش و از آنها چشمپوشی میکند. از طرف دیگر همیشه دستبهخیر است، چه برای همسایهها باشد و چه برای نیازمندانی که از شرایطشان اطلاع دارد.
خودش از گفتن کارهای خیرش اکراه دارد؛ اما یکی از همسایههامیگوید ابتدای سال تحصیلی خبری به گوش حسنآقا رسید که چنددانشآموز در محدوده بولوار حر برای هزینه ثبتنام مدرسهشان ماندهاند و او با کمک خیران دیگر این پول را جمعوجور کردند و مسیر تحصیل بچهها هموار شد.
حمایت بیمنت از همسایه
حمید رحمتی هم از ساکنان قدیمی این کوچه است که حداقل سه نسل خانوادهاش اینجا سکونت دارند. او هم بهترین خصوصیت همسایههای اینجا را همبستگی و یاریرساندن به هم میداند. میگوید: اگر گرفتاری، چه مالی یا غیرمالی یا خدای نکرده بیماری سراغ یکی از همسایهها بیاید، بقیه بیتفاوت نیستند و تاجاییکه دستشان برسد، پشتیبان او هستند.
آقاحمید توضیح میدهد که همسایهها بارها یکدیگر را به دکتر و بیمارستان رسانده یا به عیادت یکدیگر رفتهاند یا مثلا در دیدوبازدید اعیاد و بازگشت از سفرهای زیارتی کنار یکدیگر بودهاند.
حمیدآقا را چشم و دل سیر و بااخلاق میدانند؛ مثلا اینکه پشت سر کسی صحبت نمیکند و دستش هم به کار خیر است. در همان موضوع کمک به بچهها، حمیدآقا هم مشارکت داشته است.
او میگوید: هرگز به فکر نقلمکان از اینجا نبودیم؛ چون جای دیگر و دور از این همسایهها نمیتوانیم به خوشی زندگی کنیم.
* این گزارش دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.
