همسایه های کوچه شهیدمؤمن۱۴بیشتر ترجیح میدهند کارها را جمعی پیش ببرند؛ از تصمیمهای کوچک روزمره گرفته تا فعالیتهای جدیتر اجتماعی. بخش زیادی از این همکاریها در مسجد جوادالائمه (ع) شکل میگیرد که بیشتر شبیه یک قرارگاه محلی است.
وقتی سراغ همسایه های خوب کوچه شهیدمفید ۳۳ را میگیریم، سهچهار نام خاص تکرار میشود. نامهایی که نهتنها به درد هم خوردهاند که به یاری همه محله و همسایه ها آمدهاند.
همبستگی و رفاقت همسایه ها در محله پایینخیابان همچنان رنگ قدیم را دارد؛ رفاقتهایی به قدمت یک عمر. رضا براتی، حسین گروسی و غلامرضا جهانیان سه همسایه قدیمی هستند که بیش از شصتسال در خوشی و سختی کنار هم بودهاند.
به فاصله یکیدوسال، دیواربهدیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسبابکشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایه هایشان آنقدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیکتر از خواهر باشند.
مغازه بقالی با چهارچوب فلزی و قابهای شیشهای هنوز هم در خاطرات جواد فرهادی پررنگ است؛ صاحب مغازه، پیرمردی بود که همه «عمو» صدایش میکردند و این هنوز در ذهن جوادآقا ماندگار شده است؛ چون هیچکس اسمش را نمیدانست.
منزل زینب پدیداران نهفقط یک روضهخانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایه ها و هممحلهایها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختیهای زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل میکنند و گره از کار یکدیگر میگشایند.
زمانه و فرهنگ تغییر کرده، اما نه آنقدر که بتواند به مردمداری دیرینه میان اهالی کوچه وحید۱۴، دستدرازی کند. اعتماد و هوای هم را داشتن، میان همسایه ها رفتاری زیبا و تحسینبرانگیز است که نمونههایش را در ساکنان این کوچه میتوان دید.






