بناشدن مسجد الزهرا (س) را حافظه تاریخی اهالی محله امیریه به یاد دارد؛ از زمانی که چند تکه فرش، محل عبادت عدهای میشد تا روزهایی که اهالی دست به دست هم دادند تا در همان فضای ساده، یک مسجد زیبا بنا کنند.
همسایه های خیابان جلال آل احمد ۶۰ در محله شهید رضوی کافی است بفهمند گرهی به کار آشنا یا حتی غریبهای افتاده؛ آن وقت است که آستینهای همت را بالا میزنند.
در کوچه همت۱۲ سه کاسب سالهاست رسم مردمداری را با نسیهدادن زنده نگه داشته و نشان دادهاند که هنوز هم میتوان روی دستهای گرم همسایه حساب کرد. در این کوچه، مردم نهفقط درکنار هم، بلکه همراه هم زندگی میکنند.
همسایه های کوچه «چهاردهمعصوم۳۱» آنقدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشتهها را پر میکردند و کمبودها، کسی را آزار نمیداد. انبوه ساختوسازها در راه و رسم این همسایه های خوشنام تغییری ایجاد نکرده است.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایه ها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایه ها شده است.
همسایه ها درکوچه سبحان۱۷ اگر یک روز از حال هم بیخبر باشند، نگران هم میشوند. دوره قرآن و صندوق قرضالحسنهای که همسایه ها راهاندازی کردهاند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت میکنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی همخانه، هنگام غروب مردها فرشها را در صحن حیاط پهن میکردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت میآورد.






