احمد رضایی برای کسانی که به اشتباه فکر میکنند نیکوکاربودن، جیب پرپول میخواهد و خاطری آسوده از تنگناهای اقتصادی، میگوید: غرفهام اجارهای است و خانهای دارم هشتادمتری در محله دروی که خودم و زن و بچههایم زندگی میکنیم.
محله دروی امروزی که پس از انقلاب به مشهد پیوسته است، یادگار مزرعه درآبد است. از این مزرعه در وقفنامه میرزا ابراهیم رضوی در اوایل قرن دوازدهم و وقفنامه خزانهدارها در اواخر دوره قاجار نام برده شده است. مردم محلی نام محلهشان را کوی دروی یا دروی جوفروش هم میخوانند. جوفروش نیز مزرعهای قدیمی در همین حوالی بوده است.
همسایههای کوچه «چهاردهمعصوم۳۱» آنقدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشتهها را پر میکردند و کمبودها، کسی را آزار نمیداد. انبوه ساختوسازها در راه و رسم این همسایههای خوشنام تغییری ایجاد نکرده است.
زمین حسینیه دلسوختگان شاهزاده علیاکبر را که ۳۰۰ متری میشود خانواده موسوی، وقف کرده و در ساخت آن همه اعضای هیئت و نیز اهالی محل کمک کردند.
حمیدرضا حافظشجری در ۱۱ سالگی دیپلم افتخار «مقام اول بازیگری مرد» را در بیستوسومین جشنواره تئاتر استان به دست آورد، همان موقعی که در دبستان منظورالمهدی محله دروی درس میخوانده است.
خانواده مشهدی، ریشهای نزدیک به ۱۰۰ سال در کوچه رسالت ۵۵/۹ محله دروی دارند؛ سابقهای آنقدر طولانی که کوچه محل زندگیشان را هم به نام «کوچه مشهدیها» مشهور کرده است.
مرتضی مخیر ۱۶ سال دارد؛ اما در کلاس دوم راهنمایی درس میخواند! او مثل خیلی از بچهها در این سن و سال، نمیتواند از مادرش جدا شود و همین موضوع او را چندسال از مدرسه دور کرد.
تکتم وظیفهدان خوشنویسی است که برای خلق آثارش چله مینشیند، بزرگ شده محله دروی است و همسرش مکانیکی دارد که اتفاقا بزرگترین مشوق تکتم در هنرش است.






