مغازه بقالی با چهارچوب فلزی و قابهای شیشهای هنوز هم در خاطرات جواد فرهادی پررنگ است؛ صاحب مغازه، پیرمردی بود که همه «عمو» صدایش میکردند و این هنوز در ذهن جوادآقا ماندگار شده است؛ چون هیچکس اسمش را نمیدانست.
منزل زینب پدیداران نهفقط یک روضهخانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایهها و هممحلهایها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختیهای زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل میکنند و گره از کار یکدیگر میگشایند.
زمانه و فرهنگ تغییر کرده، اما نه آنقدر که بتواند به مردمداری دیرینه میان اهالی کوچه وحید۱۴، دستدرازی کند. اعتماد و هوای هم را داشتن، میان همسایهها رفتاری زیبا و تحسینبرانگیز است که نمونههایش را در ساکنان این کوچه میتوان دید.
محمدعلی وکیلی که ۸۶ سال سن دارد، ساکن محله کوی پلیس است، او مقابل خانهاش درختان بیشمار میوه و گیاهان مختلف میکارد تا به قول خودش بتواند حداقل نفسی تازه در این محل بکشد.
کوچه حجاب ۷۱ از آن کوچههایی است که هنوز بوی آشنایی میدهد، جایی که سلامها واقعی هستند و درها فقط به روی خانهها باز نمیشود و به دل همسایهها هم راه دارد. اینجا خاطره آدمها مثل پیچک به دیوارهای کوچه چسبیده است.
در کوچه صدف۲۶، ساکنان مجموعهای دوازدهواحدی کنار هم زندگی میکنند که در مهر و محبت کم نمیگذارند. صفا و صمیمیت و همدلی مثالزدنی بین همسایههای پلاک۷ سبب شده خیلی از اهالی محله تلاش کنند ساکن این مجموعه شوند.
خیابان شهید سلیمی از آن خیابانهایی است که همسایهداری در آن خیلی پررنگ است. اهالی اینجا در عین سادگی، به خانههای هم رفتوآمد دارند و در این مراودات حواسشان به همسایههای کمبضاعت و نیازمند هم هست.