همسایه

دفترهای نسیه همیشه باز
«جواد آقا علیزاده» را اهالی «دریادل» و «نوغان» به‌خوبی می‌شناسند. کاسب پنجاه‌ساله‌ای که در کوچه حمام بهاءالتولیه به دنیا آمده است و بقالی کوچکی نزدیکی خانه‌ پدری‌اش دارد. بچه‌های محله او را «عمو» صدا می‌زنند و بزرگ‌ترها «آقا جواد». آقا جواد یک سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در بقالی کوچکش می‌رسد و هم دست خیر دارد برای افرادی که از پس مایحتاج خود برنمی‌آیند.
دردسرهای همسایگی با خانه‌های متروکه
تعداد خانه‌های قدیمی و فرسوده در این محله زیاد است؛ خانه‌هایی که سال‌هاست کسی در آن زندگی نمی‌کند و به‌علت قدمت بنا، بخشی از دیوار تخریب شده و راه آسانی برای ورود اراذل و اوباش و شب‌نشینی آن‌ها فراهم کرده است.
سریال برخورد ماشین‌ها!
نزاع‌ها و جر و بحث‌های رانندگان با یکدیگر هم در طول سال انگار تمامی ندارد. بارها خودروهای بی‌احتیاط به یکدیگر برخورد کرده و بعد هم خواسته‌اند مسئله را با فریاد حل کنند. مسئله تصادف‌های این تقاطع که از چند سو ورودی و خروجی دارد به یکی از مسائل این محدوده بدل شده و حالا ما به سراغ کشف راه‌حلش می‌رویم تا بدانیم چه باید کرد؟
یارِ قدیمی مشهدقلی
قدمت مشهدقلی در مقایسه با بسیاری از محلات مشهد مثل محله قاسم‌آباد بسیار بیشتر است، اما در سال‌های اخیر، محله قاسم آباد پیشرفت و رشد بیشتری نسبت به مشهدقلی داشت، زیرا مردم این محله بی‌ادعا هستند و از کسی یا سازمانی توقعی ندارند، حتی اگر کاری هم در این محله انجام شده، به واسطه تلاش و جمع‌آوری کمک‌های نقدی اهالی بوده است. مردم دست به دست هم دادند و خیریه، درمانگاه، حسینیه و ... ساختند و خیلی از کوچه‌ها را آسفالت کردند.
دست‌های خالی، دل‌های بزرگ
اهالی محله زرکش گرچه وضع مالی خوبی ندارند، دلشان برای همسایه ‌های نیازمندشان می‌تپد.
مردم‌‌داری آقای پژوهشگر
روزی نبود تلفن حسین زنگ نخورد و همسایه ‌ای اعتراض نکند. می‌گفتند: شما از قدیمی‌های این محل هستید. نزدیک به 180 سال قدمت این خانه و نسل شماست. چرا یک زباله‌گرد را آوردید؟ می‌گفتم: این بنده خدا که برای شما مزاحمتی ندارد. وظیفه من و شماست کمکش کنیم! نمی‌پذیرفتند. گفتم: اشکالی ندارد. هر مشکلی پیش آمد مسئولیتش با من! علی‌آقا مدت‌ها در خانه پدری حسین ماند تا اینکه توانست خودش را جمع و جور کند.