
پررنگشدن دوستیها در مسجدالمهدی (عج)
همسایههای کوچه فلسطین۱۳ در محله فلسطین همگی خیرخواه هستند و هرکدام ازهرطریقی که بتوانند به یکدیگر محله کمک میکنند. سالهاست که یکدیگر را میشناسند و این چند سال اخیر پابهپای سایر همسایهها در مسجد المهدی (عج) فعالیت داشتهاند. دوستی و همدلیشان اینجا رنگ و بوی بیشتری گرفته است و با سایر خانمهای فعال محله هم آشنا شدهاند.
رونق دوباره برنامههای مسجد
محبوبه داعی ۲۶سال است که در این محله سکونت دارد. او را همه مسجدیها و قدیمیهای محله میشناسند. بانوی فعال، خیّر و پای کار فعالیتهای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی محله است.
او حالا پنجسالی میشود که مسئولیت فرماندهی پایگاه بسیج مهدیه را به دست گرفته و افتخارش خدمت به هم محلیهاست؛ مثلا به آنها که ساختوساز داشتند بهصورت قرضالحسنه کمک کرده است تا کارشان راه بیفتد. یا وقتی همسایهای نیاز به مشاوره در حوزه خانواده داشته، همراهش بوده و او را راهنمایی کرده است.
به گفته همسایهها روضهها و برنامههای مسجد با تلاشهای او دوباره رونق گرفته و همه را پای کار آورده است.
محبوبهخانم میگوید: اکثر همسایهها و خانمهای محله، قدیمیهای اینجا هستند و همگی هم پای کارند. همسایهها تاچندسال پیش، روضهها را در خانه برگزار میکردند و همانجا از حال هم باخبر میشدند، اما چندسالی است که با همفکری یکدیگر، برنامههایی مثل روضهها، سفره ختم صلوات و حدیث کساء را در مسجد برگزار میکنیم تا تعداد افراد بیشتری در این مراسم شرکت کنند. من کمک کردم تا هر کدام از خانمها بسته به تواناییای که دارند، گوشهای از کار را برعهده بگیرند.
مشارکت خانم معلم در امور مسجد
معصومه چراغچی بازنشسته فرهنگی است. دوازدهسال پیش، بعداز فوت همسرش به این محله آمده و اولین جایی که رفته مسجد بوده و همان جا با خانمهای محله آشنا شده است. همسایهها او را با اخلاق نیک، روی خوش و کارهای خیرش میشناسند.
همسایهها تاچندسال پیش، روضهها را در خانه برگزار میکردند و همانجا از حال هم باخبر میشدند
خودش میگوید: اگر مسجد نبود، شاید با همسایهها آشنا نمیشدم. ساکنان جدید محله کمتر با هم ارتباط دارند و فقط در حد یک سلاموعلیک همدیگر را میشناسند؛ ولی همسایههای قدیمی را میتوان در مسجد پیدا کرد. خود من با خانم داعی و تقیزاده در همین مسجد آشنا شدم و هر زمان به کمک نیاز داشتم دست رد به سینهام نزدند.
معصومهخانم ادامه میدهد: دختر معلول دارم و هربار نیاز به کمک داشتهام همین همسایهها به کمکم آمدهاند و کنار دخترم بودهاند.
او هرروز برای خواندن نماز جماعت به مسجد میآید و هر وقت برنامه یا مراسمی هست، در حد توان کمک مالی میکند. معصومهخانم میگوید: بهخاطر دخترم شرایط این را ندارم که در کارها یا درستکردن غذا به همسایهها کمک کنم ولی در حد توان، گوشهای از مخارج مراسم را برعهده میگیرم.
یادگار روزهای خوش همسایگی
فاطمه تقیزاده حدود چهلسال میشود که ساکن اینجاست. او ابتدا از روزهای خوش گذشته و همسایهداری قدیم یاد میکند، وقتی که هنوز این همه فاصله، بین همسایهها نیفتاده بود و همه با هم سفره ماه مبارک رمضان پهن میکردند یا جلسات قرآن در خانهها برپا میشد.
او میگوید: این روزها دیگر مثل گذشته نیست ولی باز به لطف خانم داعی و تعدادی دیگر از بانوان فعال محله، بخشی از همان دورهمیها در مسجد برپا میشود. هنوز هرکدام سفره صلوات داشته باشیم یا روضه نذر کنیم، همین مسجد میشود خانه دوم همه ما.
او حالا مثل قدیم توانایی کارکردن ندارد؛ بااینحال هروقت هر کمکی از دستش بربیاید، برای مراسم انجام میدهد، از تهیه جهیزیه و آمادهکردن لوازم برای نوعروسان تا آمادهکردن سیسمونی.
او میگوید: همه این کارها به لطف همین خانمهای مسجدی انجام میشود و من هم گوشهای از کارها را میگیرم. خدا را شکر میکنم که مسجد هست و هنوز اینجا میشود همسایههای سالهای گذشته را دید و خاطرات را زنده نگهداشت.
* این گزارش پنجشنبه ۸ شهریورماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۱۵ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.