بیبی کبری معمر ۷۰ سال دارد و بیشاز سی سال است که هر روز صبح به رفتگران محله صبحانه میدهد. او میگوید: توانایی مالی چندانی نداریم، اما آنچه در سفره داشته باشیم با رفتگران تقسیم میکنیم.
۱۴ سالی میشود کنیز شیردل، سحرها پیاده تا حرم مطهر امام رضا(ع) میرود و در این راه همسایه ها و زائران حضرت نیز با او همراه میشوند.
محمدعلی امامدادی سالهاست بازنشسته شده اما همیشه حواسش به درختان و فضای سبز هست. میگوید: در خیابان دور میزنم و اگر کسی مسافرت بود یا فراموش کرده بود به درختانش رسیدگی کند، آنها را آبیاری میکنم.
محمدرضا فروهی نهفقط برای کمک به مسجد از دادن خواروبار مضایقه نمیکند، بلکه با صرف وقت خود برای برنامههای مسجد، به حال خوب محلهاش هم خدمت میکند. با افتخار میگوید که وردست آشپز است.
سیدحلیم موسویبحرینی شهروند بحرینی ایرانی را خیلی از اهالی مجتمع الماس امیرالمؤمنین(ع) میشناسند. با آمدن او و خانوادهاش به این مجتمع، مفهوم همسایگی رنگوبوی دیگری به خود گرفته است.
سربازان عراقی ما را از تونل وحشت عبور میدادند و با کابل به جانمان میافتادند. محرابی، سرباز ۱۶ سالهای بود که زیر شلاق این کابلها، یکی از چشمانش از حدقه درآمد.
قصه همسایگی ابراهیم فضائلی، سرهنگ سیدمحمود علوی و سرتیپ علیاکبر شهرکی به چهلسال پیش برمیگردد، از نخستین روزهای شهریور سال ۶۰ که در اردوگاه موصل با هم در یک آسایشگاه زندگی میکردند.