کد خبر: ۱۴۱۴۸
۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
خانواده ظریف نسل اندر نسل عطاری آموخته‌اند

خانواده ظریف نسل اندر نسل عطاری آموخته‌اند

از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجه‌ربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازه‌شان در محله خواجه‌ربیع همراه با پدر کار می‌کنند.

از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در  محله خواجه‌ربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازه‌شان در محله خواجه‌ربیع همراه با پدر کار می‌کنند. این خانواده نسل اندر نسل عطاری را آموخته‌اند و همچنان به فرزندانشان خواهند آموخت.

اما عطاری سیداحمد ظریف که ما به سراغ آن رفته‌ایم، از سال ۱۳۴۱ در همین مکان فعلی‌اش، خواجه‌ربیع بوده است. این مغازه و صاحبش آقا سیداحمد که همراه دو پسرش کار می‌کند، آب انباری را که سالیان گذشته در اینجا بود، استخری که پشت آن بود و مردم در آن شنا می‌کردند، درخت‌های دو طرف خیابان که شاخه‌هایشان از بلندی در هم فرو رفته بود و قهوه‌خانه مش‌مندلی را روبه‌روی همین مغازه، خوب یادشان است.

پدربزرگم، سیدولی در نخودک عطاری داشت

گفت‌و‌گو را با سیداحمد که متولد سال ۱۳۳۵ درمشهد است، آغاز می‌کنم. او از پدربزرگ مادری‌اش سیدولی عارفی که اولین نفری بوده که در این خانواده این شغل را داشته است و از پدرش سیدکاظم این طور می‌گوید: سیدولی در نخودک سابق (حوالی میدان ابوطالب کنونی) مغازه داشت. آن زمان هنوز چیزی به نام عطاری وجود نداشت و نام مغازه خواروبارفروشی بود. پدرم سیدکاظم هم در همین مغازه از سال ۱۳۴۱ خواروبارفروشی داشت.

او ادامه می‌دهد: در سال ۵۱، سیکلم را گرفتم و از ۱۵ سالگی شروع به کار کردم. کارم این بود که برای پدربزرگم و پدرم خرید کنم. آنها فهرست خریدشان را به من می‌دادند و من از بست پایین‌خیابان که بازار عطاران بود، خرید می‌کردم؛ بنابراین هم نام گیاهان را یاد می‌گرفتم و هم خواصشان را می‌پرسیدم.

پدربزرگم و پدرم فهرست خریدشان را می‌دادند و من از بست پایین‌خیابان که بازار عطاران بود، خرید می‌کردم

در اینجا سیداحمد با تعریف یک خاطره، آن زمان را زنده می‌کند: یک بار در فهرست خرید پدربزرگم، چیزی به نام «عروسک پشت پرده» (کاکُنج) نوشته شده بود. به او گفتم که خجالت می‌کشم بگویم عروسک پشت پرده می‌خواهم. اما پدربزرگم گفت: تو برو فهرست را بده؛ کاری نداشته باش. وقتی فهرست را دادم، فهمیدم که عروسک پشت پرده، یک گیاه شبیه غنچه است. پدربزرگم هم گفت: هر چه به شما می‌گویم بخر، دارو است.

 

عطاری‌ها نباید، طبابت کنند مگر اینکه...

این عطار باسابقه محله خواجه‌ربیع ادامه می‌دهد: سیدولی در سال ۶۹ و پدرم سال ۷۸ فوت کرد و نام مغازه ما هم از سال ۶۴ عطاری شد. او می‌گوید که در محله خواجه‌ربیع به دلیل جمعیت زیاد، ۱۵ یا ۱۶ عطاری هست؛ اما طبق بخش‌نامه اتحادیه، عطاری‌ها نباید، طبابت کنند؛ مگر اینکه در دوره‌هایی که اتحادیه برگزار می‌کند، شرکت کنند و آموزش ببینند. در جواب به این سؤال من که آیا با این تجربه ۴۰ ساله حاضرید در این کلاس‌ها شرکت کنید، می‌گوید: هرچقدر که علم داشته باشی باز هم کم است؛ اما من به دلیل مشغله کاری، فعلا فرصت رفتن به این دوره‌های آموزشی را ندارم.

می‌پرسم در این دوره تجویز نسخه‌های سنتی چقدر در درمان بیماری‌ها موثر است؟ او با اشاره به اینکه دارو‌های قدیم خودرو بودند، اما الان کاشتنی شده‌اند، جواب می‌دهد: اگر در گذشته دست کسی به شدت می‌برید، طوری که نیاز به بخیه‌های امروزی داشت، با ریختن آهک بر روی زخم، دستش خوب می‌شد؛ چون آهک، زخم را جوش می‌دهد؛ اما الان با زیادشدن آلودگی‌ها، انجام این کار سودی ندارد از طرفی آهک‌های امروزی صنعتی شده‌اند و دیگر در کوره‌های دستی درست نمی‌شود.

 

در خانواده ظریف نسل اندر نسل عطاری را آموخته‌اند

 

مصرف همزمان داروی گیاهی و شیمیایی مجاز نیست

او با بیان اینکه خیلی‌ها نمی‌دانند که مصرف دارو‌های شیمیایی و گیاهی با هم، برای درمان یک بیماری مناسب نیست، می‌گوید: اینها با هم سازگار نیستند. مثلا در درمان سرماخوردگی در طب گیاهی، چهارتخم، سینه را ملایم می‌کند؛ در حالی که چرک خشک کن‌ها همان طور که از نامشان پیداست، چرک را خشک می‌کنند؛ پس مصرف هر دو دارو با هم فقط موجب طولانی‌شدن بیماری می‌شود و بهتر است برای درمان، یک روش را انتخاب کرد.

آقای ظریف در جواب به این سؤال که چرا طب جدید، زودتر بیماری را درمان می‌کند، عنوان می‌کند: بدن‌های ما امروزه، با طب جدید سازگار شده‌اند. ضمن اینکه مردم هم حوصله ندارند که برای درمان، مدتی طولانی از دارو‌های گیاهی استفاده کنند. آن‌ها با خوردن مسکن‌ها، دردشان را سریع برطرف می‌کنند؛ اما اصل بیماری درمان نمی‌شود. او ادامه می‌دهد: طب گیاهی شاکی ندارد؛ زیرا چه درد را دوا کند و چه نکند، تأثیر مخرب ندارد

 

پذیرایی از مهمان با چای کاکوتی

در هنگام گفت‌و‌گو، پسر آقای ظریف برایم یک لیوان چای کاکوتی می‌آورد. البته متوجه می‌شوم که آنها به همسایگان مغازه هم روزی یک لیوان چای گیاهی می‌دهند. سیداحمد ظریف گیاهی به نام «شکر تیغار» را که برای اخلاط سینه خوب است، نشانم می‌دهد که از آب دهان یک حشره درست می‌شود.

حشره، از آب دهانش چیزی شبیه به پیله به دور خود می‌تند و خودش در همان پیله خفه می‌شود. از او می‌پرسم که آیا خودتان هم دارو‌های شیمیایی مصرف می‌کنید، توضیح می‌دهد: ما هم دارو‌های شیمیایی می‌خوریم؛ چون به نظر من طب جدید هم خیلی پیشرفته است. اما الان دارو‌های گیاهی با تبدیل شدن به افشره، جای خود را علاوه بر عطاری‌ها در داروخانه‌های ما هم باز کرده‌اند. در ضمن در شغل ما اگر کسی هم سواد دانشگاهی و هم تجربه در شناخت گیا‌هان داشته باشد، زود موفق می‌شود و به جایی می‌رسد.

 

*این گزارش یکشنبه، ۱۱ تیر ۹۱ در شماره ۱۱ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44