فروشنده

از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجه‌ربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازه‌شان در محله خواجه‌ربیع همراه با پدر کار می‌کنند.
حمیدهنرور یکی از اغذیه فروشان قدیمی در محله جنت است. او که کارآشپزی را از پدر خود به ارث برد، هم اکنون با برادرش در میدان ۱۰ دی مشغول فعالیت فروش انواع اغذیه واز همه مهم‌تر پیراشکی مخصوص مشهد است.
مغازه‏ عموقربانعلی یک چهاردیواری کوچک است که با قفسه‏‌هایی به سبک ۳۰ سال پیش چیده شده است. دو کفه ترازوی قدیمی و فلزی‏‌اش حکایت از این دارد که بقال قدیمی محله ما هنوز تسلیم شماره‌های دیجیتالی ترازو‌های امروزی نشده است.
سعید تقی نیا هم نویسنده است و هم شاعر و هم مغازه‌دار؛ شاید بار‌ها برای خرید ظروف یک‌بار مصرف به مغازه‌‌اش در فلکه ضد سر زده‌ باشید، اما اگر می‌دانستید شاعر است بی‌شک پاهایتان لختی درنگ می‌کرد تا ظرفی شعر از او به یادگار بردارید.
خیابان مجلسی شرقی پیشترها راسته خیمه‌های عشایری بود، حتی چادر‌های هلال احمر هم داشتیم، اما از اوایل دهه هشتاد شد راسته فروش چادر‌های مسافرتی.
محمد از کودکی با دارو‌های گیاهی آشنا و به آن علاقه‌مند می‌‏شود. اما عشق و علاقه و تلاش ۲۷ساله‌‏اش به این کار از او «محمددارویی» محله را می‌‏سازد که یکی از ۲۵ نفری در مشهد است که مجوز تجویز هم دارد.
محمدرضا خاوری و زینب صوابی، زوج گرافیست منطقه ۱۰ هستند که با طراحی نقش‌های اسطوره‌های شاهنامه بر روی تی‌شرت می‌خواهند پوشاکی با نقش و طرح ایرانی تولید کنند.